بازخوانی فتح‌الله گولن با مکاتب افغان‌ترک

golan

فتح‌الله گولن، بر گردن همه افغان‌ها حق دارد. سال‌هاست در افغانستان، یکی از امیدهای روشنایی و رشد نوباوگان افغان، مکاتب افغان‌ترک است. در آن از بچه‌های رهبر تا غریب‌کار، درس خوانده‌اند و امروز نسلی درخشان از نخبگان مملکت را ساخته‌اند. این مدارس چه می‌کند و فتح‌الله گولن کیست؟
این مدارس به شیوه‌یی مذهبی با استادانی فداکار که زندگی در ترکیه را رها کرده و با عشق آموزش به افغانستان آمده‌اند، با بهترین امکانات اداره می‌شود. ابتدا تنها در شمال افغانستان فعالیت می‌کرد و کم‌کم در شهرهای مختلف افغانستان، شعبه زدند، فقط در بامیان با مخالفت شدید فاروق وردک، نتوانستند مکتب بسازند. شاگردان این مکاتب، مومنانی ضد سیاست و با عقیده و مدارا هستند. خوب درس خوانده‌اند و انگلیسی، عربی و ترکی را آموخته‌اند. در کنار آن فارسی و پشتو را نیز بهترین استادها، به آن‌ها آموزش می‌دهند.
شاگردان این مکاتب درافغانستان، هیچ‌کدام افراطی نیستند. همه اهل دانش و سخت‌کوشی. موسیقی خوب می‌شنوند، ادبیات خوب می‌فهمند و جهان را خوب می‌شناسند. از طرفی با پیروان دیگر عقاید مهربانند. این همان مشی است که فتح‌الله گولن، بنیان‌گذار این مکاتب را در جهان معروف کرد.
سال‌ها قبل، پس از نشر کتاب جنگ تمدن‌ها توسط هانتیکتون و غوغای آن در فضای سیاست جهانی، این فتح‌الله گولن بود که به دیدار پاپ رفت و بعد در کنار محمد خاتمی، به عنوان مبتکران گفتگوی تمدن‌ها شناخته شدند. طرح او این بود که باید پیروان مذاهب مختلف هم‌دیگر را بشناسند. برای این صدها مکتب در غرب ساخت تا نسل نوغربی‌ها با اسلام آشنا شوند. صدها مکتب دیگر در کشورهای اسلامی ساخت تا مسلمانان را برای گفتگو آماده بسازد.
جنبش او جنبشی ضد سیاست است. جنبشی برای خدمت و تبلیغ اسلام صوفیانۀ اهل تساهل. این‌که اردوغان، او را چه بنامد، مساله‌یی داخلی در خود ترکیه است و قطعن به ما مربوط نیست.
اردوغان و دولتش در ظاهر دوست مردم افغانستان هستند و به این‌خاطر بین افغان‌ها حرمت دارد. حتا دربین بعضی از سلفی‌گراها به شدت محبوب است. عکس‌های او در کنار گلبدین حکمتیار او را چهره‌یی محبوب میان طرف‌داران حزب اسلامی ساخت. همان‌طور که حمایت‌های جنرال دوستم او را قهرمان ترک‌تباران افقغانستان ساخته است.
دربین دیگر گروه‌های قومی مانند هزاره‌ها و تاجیک‌ها هم محبوبیت دارد و البته این بی‌سابقه نیست یک رهبر خارجی در کشوری دیگر محبوب باشد.
مارتین لوترکینگ، ماندلا، اوباما و گاندی نیز ازهمین‌دسته بودند. اما به هیچ‌وجه مسایل داخلی کشور آن‌ها به ما مربوط نیست. ما در عین حال با کردها رابطه‌یی نزدیک داریم. زبان پشتو و کردی برای مثال نزدیکی بسیاری دارند و اقلیتی کرد در شهرهای مختلف افغانستان زندگی می‌کنند. کمونیست‌ها نیز که دشمن او هستند در افغانستان طرف‌دار دارند و همین‌طور گروه‌های دیگر.
همسایه غربی ما ایران، نیز هیچ وقت نمی‌تواند از ما بخواهد کسانی مثل رضا دقتی که مخالف نظام ایران است یا محسن مخمل‌باف که هر دو شاگردان بسیاری در افغانستان تربیت کرده‌اند، به افغانستان نیایند، این توهین به حاکمیت ملی ماست. طبعن آن‌ها از داخل خاک ما بر ضد کشور خود فعالیت نمی‌کنند، اما نمی‌توان از آن‌ها خواست به افغان‌ها خدمت نکنند، درس ندهند.
ما به همسایگان خود به عنوان کشوری دوست همیشه احترام داریم. همین‌طور به ترکیه، اما در بازی‌های داخلی و منطقه‌یی آن‌ها شریک نیستیم. و این حق طبیعی احترام بین ملت‌هاست.

۲ نظر

برای درج نظر اینجا کلیک کنید

  • هرکسی درجهت منافع ملی خود گام میگذارد ما نیز با پیروی از آنچه که چه چیز منافع ماراتامین میکند باید قدم بگذاریم ،تاکنون اشخاصی که از مکاتب افغان ترک فارغ گردیده اند بجز خدمت در راستا منافع ملی گام دیگری نگذاشته اند ، چطور میشود پامنار خودرای فدایی منافع دیگران کنیم.

  • در مکاتب افغان ترک بنیادگرایان از نوع دیگر تربیت می‌شوند که خطرناکتر از القاعده و طالبان و داعش اند. تیغ بران داعشیان را همه می‌بینند و این گروه با وحشتش هیچگاهی بین مردم راه نخواهد داشت، اما بنیادگرایی گولن خطرناکتر است، چون تیغش پنهان است، تیغش مغزها را نشانه گرفته و انسانهای ارتجاعی تربیت می‌کند.

    افغانستان به مکاتب پیشرو و انسانی نیاز دارد، نه مکاتب نوع «افغان – ترک» که بیشتر دروسش مذهبی است و کودکان را با افکار ضدانسانی مغزشویی می‌کند.