پناهجویان بی‌پناه «جنگل»/ موضع بی‌رحمانۀ فرانسه

jangal

همزمان با تخلیۀ اردوگاه جنگل در منطقه مرزی فرانسه در کاله، برخی از خیابان‎های پاریس از پناهجویانی که شب را در محیط باز به سر می‎برند، پر شده است.

اردوگاه پناهندگان کاله در فرانسه یک رسوایی برای تمام اتحادیه اروپا محسوب می‎شد؛ زیرا خیمه‎‏های فرسوده و کلبه‎های نابسامان آن، این حقیقت را به نمایش می‎گذاشت که در اروپای مدرن هم اردوگاهی وجود دارد که برخی از رسانه‎های آلمانی از آن به گوانتاناموی اروپا یاد می‎کردند. اردوگاه جنگل اما با بسته شدنش به این رسوایی مهر تمام نزد، بل سرپناه هزاران انسانی را گرفت که حتا خیمه‌یی برای نجات از سرمای زمستان ندارند.

بسته شدن اردوگاه جنگل درست در زمانی صورت گرفت که بحران مهاجرت، اعضای اتحادیه اروپا را به ستوه آورده است. نکتۀ قابل تأمل این است که چرا فکر بهتری برای ختم این رسوایی در جریان‎ سال‎های گذشته نشده بود. چرا که اردوگاه کاله یک شبه شکل نگرفت. این جنگل که در شمال فرانسه و در ساحل دریای مانش در مرز بین فرانسه و انگلیس قرار دارد، بیش از دو دهه است که در حال رشد می‌باشد. پناهندگانی به این منطقه پناه آورده بودند که در شرایط خطرناکی سعی می‎کردند به انگلیس بروند تا شاید بتوانند شرایط زندگی بهتری نسبت به فرانسه برای خود فراهم کنند.

در طول این مدت، شرایط بد پناهندگان در این اردوگاه اروپایی، از جمله فقدان بهداشت، امکانات بد و ناامنی به‌خصوص برای کودکان زیر سن قانونی که گاهی اوقات شکایت‎هایی در فرانسه علیه آن وجود داشت، از طرف این کشور نادیده گرفته می‎شد.

به هرحال، فرانسۀ بزرگ در این مدت طولانی نتوانست و یا شاید نخواست شرایط مناسبی را برای اسکان هزاران پناهجو در این منطقه و شاید جایی دیگر فراهم کند. به این ترتیب کاله این پیام را به پناهندگان ارسال کرد که به فرانسه نیایید، چرا که اینجا اوضاع بدی در انتظار شماست. دولت فرانسه هم این مسأله را پذیرفته و اجازه داد. پس می‎توان تقریبا گفت که این یک ارسال پیغام از روی عمد بوده است. در ضمن، فرانسه به مراتب کم‎تر از آلمان، ایتالیا و یونان متاثر از بحران پناهندگان شده است. در فرانسه در سال ۲۰۱۵ تقریبا ۸۰ هزار نفر درخواست پناهندگی دادند، در حالی‎که در آلمان ۴۸۰ هزار درخواست پناهندگی وجود داشته است. با این همه دولت سوسیالیست فرانسه اعلام کرده که تنها حاضر است در چارچوب طرح تقسیم پناهندگان در اروپا ۳۰ هزار پناهنده را بپذیرد.

این موضع فرانسه بی‌رحمانه است حتا وقتی دلایل منطقی تدافعی وجود داشته باشد. در سایۀ این سیاست‎ها در برخی مناطق این کشور، اعتراض‌های شدیدی از طرف اعراب یا آفریقایی‎های جوان مقیم این کشور که خود را منزوی احساس می‎کنند رخ داده است.

البته فرانسه مسائل زیادی در زمینۀ بیکاری و رشد اقتصادی دارد که آمادگی پذیرش این کشور برای پناهندگان را کاهش می‎دهد. حمله‌های تروریستی اخیر در فرانسه نیز ترس از بیگانگان را افزایش داده که حزب افراطی جبهه ملی در این کشور هم به آن دامن می‎زند. اما گویا بحران مهاجرت و بدنامی اردوگاه جنگل، دست از دامن فرانسه برنداشته و کماکان این کشور را درگیر مشکلات خود کرده است.

با این همه برای یک اردنی، لبنانی یا ترک که کشورهای‎شان میلیون‎ها پناهنده را پذیرفته‌اند جای تعجب دارد که در اروپای ثروتمند، چنین جنگلی (کاله) وجود دارد. این یک رسوایی برای فرانسه و تمام اروپاست. این نشان می‎دهد که سیاست پناهندگان اتحادیه اروپا راه به جایی نبرده است.

حالا جنگل کاله با تمام مقاومتی که پناهجویان در برابر آن نشان دادند، تخلیه شد. این روند با خشم و آتش نیز همراه شد، ولی هیچ‎کدام جلو تخریب خانه‎های موقت و خیمه‎های فرسودۀ پناهجویانی را نگرفت که مدت‎های زیادی در این منطقه، دهکدۀ مملو از انواع متنوع شهروندان کشورهای مختلف را تشکیل داده بودند.

اما تخلیۀ کاله، پایان کار نیست. بحران پناهندگان که اخیرا به بحرانی برای اتحادیه اروپا تبدیل شده است همچنان ادامه می‎یابد. در این میان، نکتۀ قابل تأمل این است در حالی‎که شعار اروپا، اتحاد در تنوع (قومیت‎ها) است، اما برخی کشورهای اروپایی به جای آن بر اساس شعار اتحاد، در پستی و فرومایگی رفتار می‌کنند.