صلح نباید تهدیدآمیز باشد

شهر کابل پس از چهار دهه‌واندی به این طرف، همیشه یک شهر نظامی بوده است. از کودتای ۱۳۵۷ به بعد شهر کابل حیثیت مرکز خشونت‌های نظامی و سیاسی را داشته است. این شهر پس از پیروزی مجاهدین در سال ۱۳۷۱ تا هجوم طالبان و اضمحلال امارت خودخوانده آنان در سال ۱۳۸۰ تلخ‌ترین حوادث نظامی را تجربه کرده که آثار آن هنوز بر پیکرش باقی است و سال‌ها نیاز است تا دست کم آثار فزیکی جنگ‌های ویرانگر التیام یابد.

از سال ۱۳۸۱ به این‌سو که نظام سیاسی جدید به حمایت جهان در در افغانستان استقرار یافت، توقع می‌رفت چهرۀ کابل دیگر نظامی باقی نماند و دست کم در یک دهۀ دیگر، یعنی تا سال ۱۳۹۱ کابل ما مثل سایر پایتخت‌های جهان، به یک شهر غیرنظامی و کاملا مدنی مبدل گردد، اما هنوز سایۀ سنگین باروت و تفنگ بر این شهر حاکم است.

طی سال‌های اخیر گشت‌وگذار کاروان‌های زرهی شیشه‌سیاه با اسکورت پیکپ‌های مسلح‌شده و ایجاد راه‌بندان‌های سخت برای مردم از ویژگی‌های بارز و دهشت‌گرانۀ این شهر بوده است.

مضاف بر موجودیت نیروهای مسلح قانونی دولتی، اعضای مجلس، اعضای کابینه، سیاست‌مداران و برخی از زورمندان همیشه در سطح شهر با کاروان‌های مسلح در گشت‌وگذار بوده و استند. وضع موجود شهر کابل برای کسانی که با اوضاع کابل و در کل کشور آشنایی نداشته باشد، حتا ترساننده و وحشت‌آور است.

شلیک‌های خودسرانه، رفتارهای نظامی‌‌گرایانه در شهر، زورگویی در برابر مردم عادی و عابران و خودسری‌های دیگر از آدرس همین شیشه دودی‌های مسلح همچنان بر اوضاع کابل مسلط است.

اما این روزها با آمدن گلب‌الدین حکمت‌یار این وضع جدی‌تر شده می‌رود. کاروان نظامی که با آقای حکمت‌یار از ننگرهار به کابل رسیده، سیمای کابل نظامی را نظامی‌تر کرده و سبب افزایش نگرانی مردم شده است.

منطقۀ دارالامان به استثنای تعمیر پارلمان، تا حال یک منطقۀ نسبتن غیرنظامی و مدنی بوده است، اما حالا حضور ده‌ها نظامی با سرووضع آشفته که در قالب کاروان نظامی آقای حکمت‌یار در این منطقه مستقر شده‌اند، بر روان مردم سنگینی کرده، سبب نگرانی‌های مردم شده‌ است.

گزارش‌هایی وجود دارد که باشندگان منطقۀ دارالامان از استقرار گلب‌الدین حکمت‌یار با ده‌ها نظامی که جدیدا به شهر آمده‌اند، نگرانی‌های جدی دارند و موجودیت این نیروها را تهدید جدی علیه امنیت‌شان می‌دانند.

نگرانی‌های مردم کاملا به‌جاست. پس‌منظر فعالیت‌های نظامی همواره خوف‌ناک وهولناک بوده است و هر عاقلی را به ترسیدن وا می‌دارد.

از آمدن آقای حکمت‌یار تحت بیرق و قانون اساسی کشور در کابل تقریبا اکثر مردم افغانستان برای ختم جنگ استقبال کردند، اما حضور وی در پایتخت کشور با ده‌ها نظامی جز ایجاد تردید در روند صلح چه معنای دیگر می‌تواند داشته باشد؟

اگر آقای حکمت‌یار روند صلح کشور را پذیرفته، طبعن تامین امنیت او را نیز حکومت کشور به عهده گرفته است. داشتن یک تیم نگهبان هم تا حدی در شرایط موجود صرف برای حفاظت از امنیت وی منطقی است؛ ولی آوردن ده‌ها نظامی با سلاح‌های سنگین و راکت‌اندازها با سرووضع آشفته، خود می‌تواند نمایانگر تهدید جدی امنیتی باشد.

به هر روی، خودسری‌های نظامی اخیرا در شهر کابل زیاد شده و اسباب نگرانی مردم را فراهم کرده است. اضافه شدن ده‌ها نظامی توسط تیم نظامی‌گر آقای حکمت‌یار این نگرانی‌ها را چندبرابر ساخته است.

حکومت ما اگر توقع دارد این توافق‌نامه صلح از طرف مردم جدی گرفته شود و معطوف به نتیجه باشد، باید هرچه زودتر به قضییه نظامی‌گری در شهر و میان مردم پایان داده و امنیت آقای حکمت‌یار را توسط نهادهای مسوول امنیتی تامین کند.