در حال ظهور بودن متحدان تاکتیکی فعالیت‌های تروریستی طالبان

منبع: THE HILL/ نویسنده: جاوید احمد، عضو ارشد شورای آتلانتیک/  مترجم: شریفه عرفانی

براساس گزارش‌ها تهدیدات تازه‌یی تحت پوشش گفتگوهای صلح در افغانستان ظهور کرده است. گفته می‌شود تندروهای نظامی در پی ایجاد وحدت تاکتیکی با سایر گروه‌های غیرطالبانی هستند که بخشی از بازی دوگانه آنان برای ادامه جنگ و مختل‌کردن تلاش‌های صلح است.

یکی از این روابط نوظهور مربوط به گزارش‌های اخیر درباره روابط روزافزون شبکه حقانی و داعش خراسان، (شاخه افغانستانی این گروه تروریستی) است.

تندروان حقانی به‌عنوان بازوی کشنده طالبان، مدت‌ها معتقدند که هیچ دلیلی برای توقف جنگ یا پیگیری صلح وجود ندارد. گزارش اخیر سازمان ملل متحد با اشاره بر پیشرفت مشارکت این شبکه با داعش شاخه خراسان که بیشتر حملاتی که مسوولیت آن را داعش- خراسان پذیرفته است تأکید می‌کند که تا حدی از مشارکت، تسهیلات یا ارائه کمک‌های فنی شبکه حقانی برخوردار بوده است.

از لحاظ عملیاتی، حقانی‌ها به‌دنبال ایجاد مثلث کشنده با داعش، خراسان و گروهی سوم، لشکر طیبه یا LeT – جهادی‌های پاکستانی هستند که آموزش فعال و پشتیبانی لجستیکی را برای این جبهه در حال ظهور فراهم می‌کنند. تا حد زیادی به نظر می‌رسد مشارکت در این مثلث بیشتر جنبه معاملاتی داشته باشد تا ایدیالوژیکی که در سایه آن هر طرف مزیت‌های برتر خود را برای حمایت از حملات و تدارکات به کار می‌گیرد؛ بااین‌حال به نظر می‌رسد تقسیم کار و مسوولیت مشخصی بین سه جناح وجود دارد.

در حال حاضر حقانی‌ها حدود ۲۰درصد از کل نیروهای جنگی طالبان را تشکیل می‌دهند؛ درحالی‌که اطلاعات دقیقی درباره قدرت مبارزه واقعی داعش شاخه خراسان وجود ندارد. گمان می‌رود تا ۲۲۰۰جنگجو تحت پرچم این گروه در سراسر افغانستان فعالیت می‌کنند. این تعداد دست‌کم ۱۰درصد جنگجویان خارجی با تجربه‌های جنگی در سوریه و عراق را تشکیل می‌دهند.

بااین‌وجود ابهام زیادی درباره این‌که داعش خراسان واقعا چه کسانی هستند و این‌که آیا این گروه تهدید بومی به شمار می‌رود یا پروژه ویژه خارجی است که برای هدفی خاص طراحی شده است، وجود دارد. از این گذشته، داعش شاخه خراسان درست زمانی ایجاد شد که اعضای ناراضی طالبان موجودیت خود را تحت پرچم جدیدی پس از نارضایتی اعلام کردند. امروز این گروه ارتباط محدودی با سازمان مادر خود در سوریه/ عراق حفظ کرده و در عملیات و تصمیم‌گیری‌ها به صورت مستقل عمل می‌کند؛ در همین حال حدود ۸۰۰مبارز فعال لشکر طیبه بیشتر در شرق افغانستان حضور دارند.

تا زمانی که همه گروه‌های مثلث در ولایت‌های کابل، ننگرهار و کنر حالت غیرفعال خود را حفظ کرده باشند، قابلیت‌های عملیاتی داعش شاخه خراسان برای انجام حملات پیچیده به‌خودی‌خود ناچیز است. در همین راستا حقانیان از مزیت مختص به خود برخوردار بوده و حضور عملیاتی قوی‌تری را در شهرهای بزرگ از جمله ولایت‌های کابل، پکتیا، پکتیکا، خوست، لوگر، وردک و غزنی به خود اختصاص داده‌اند. لشکر طیبه به‌نوبه خود نقش مهمی در قاچاق اسلحه و جنگجویان خارجی به افغانستان، آموزش انفجار و ترورهای هدفمند دارد.

درعین‌حال به نظر می‌رسد میزان هماهنگی بیشتری در مثلث از نظر برعهده گرفتن مسوولیت حملات وجود دارد؛ هرچند حقانی‌ها در انجام حملات پیچیده مهارت دارند اما به‌ندرت مسوولیت حمله‌یی تحت نام خود را برعهده می‌گیرند. درعوض طالبان مسوولیت تقریبا تمام حملاتی که منجر به تلفات نظامی شود را برعهده می‌گیرند درحالی‌که داعش شاخه خراسان اغلب مسوولیت حملاتی را برعهده می‌گیرد که غیرنظامیان در آن کشته می‌شوند. براساس گزارش سازمان ملل متحد ره‌گیری‌ها نشان می‌دهد که در حملات برعهده گرفته شده توسط داعش شاخه خراسان رد «اعضای شناخته‌شده شبکه حقانی را می‌توان یافت.»

تقریبا به نظر می‌رسد که در این مشارکت معامله‌گرانه، داعش شاخه خراسان سپربلای مشتاقی برای تندروهای طالبان شده‌ است و طالبان بااستفاده از این سپربلا اعمال کثیف خود در زمینه مورد هدف قرار دادن غیرنظامیان را به منبعی خارجی نسبت می‌دهند؛ در حقیقت نمونه‌هایی وجود داشته است که در آن حملات هم‌زمانی در شهری رخ داده است که داعش شاخه خراسان مسوولیت حمله به اهداف غیرنظامی و طالبان مسوولیت حمله به نیروها و نهادهای افغانستان را برعهده گرفته‌اند.

بدون تردید این ائتلاف روزافزون موجب ایجاد تسهیلات برای رخدادهای دردسرساز است. این برخلاف پیمان‌های بسته شده در توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان است که در آن حقانی‌ها حزبی واقعی به شمار رفته‌اند.

نگرانی دیگر وابستگی جدایی‌ناپذیر بین حقانی‌ها و القاعده است. به نظر می‌رسد این روابط به اندازه‌ همان زمانی قوی باشد که در دهه ۱۹۹۰حقانیان برای نخستین‌بار به القاعده اجازه دادند تا اردوهایی را در خاک حقانی ایجاد کنند. به‌عنوان‌مثال گزارش سازمان ملل اعلام کرد که رهبران ارشد حقانی درباره تشکیل «یک واحد جدید متشکل از ۲۰۰۰مبارز مسلح با همکاری و تأمین مالی القاعده» بحث کرده‌اند. براساس گزارش‌ها در فبروری۲۰۲۰، رهبران حقانی با ایمن الظواهری، رهبر القاعده دیدار کرده‌اند.

القاعده بیشتر در افغانستان به شکلی نامتناسب سرپا مانده و دیدگاه خود نسبت به اهدافش را از دست نداده است. در عوض این گروه توانسته شبکه خود را بازسازی، قابلیت‌های عملیاتی خود را تقویت، اتحادهای خود را تثبیت و حضور خود را در خارج از افغانستان از طریق حق رأی محلی‌اش در شبه‌قاره هند AQIS) ) گسترش دهد.

علی‌رغم توافق‌نامه امریکا و طالبان، القاعده همچنان قدرتش را از همکاری چندجانبه خود با طالبان افزایش می‌دهد. گروه تروریستی با اتخاذ نقش جانشین در پناه سایه طالبان به‌طور مؤثر خود را تغییر شکل داده و القاعده را عمیقا وارد صفوف طالبان کرده است. این تغییر شکل کمک خوبی برای القاعده بوده است و این گروه را قادر کرده تا فعالیت‌ها و قابلیت‌های خود را با صبر و شکیبایی افزایش دهد، به‌ویژه باتوجه به این‌که این طالبان هستند که در معرض دید عموم قرار دارند.

تا حد زیادی هزینه این سرمایه‌گذاری پرداخت شده است. امروز القاعده اردوگاه‌هایی را در ۱۲ولایت اداره می‌کند و دارای ۶۰۰مبارز است. توانایی‌های مبتکرانه این گروه برای جذب نیروهای جدید نیز به همان اندازه چشمگیر بوده است. این گروه به‌راحتی می‌تواند از بیش از ۱۰هزار مبارز تروریست خارجی در افغانستان استخدام کند، از جمله ۶٫۵۰۰پاکستانی. درهمین‌حال گروه‌های طالبان لبریز از جناح‌های مختلف طرفدار و مخالف القاعده است که باعث شده اغلب تفکیک جنگجویان طالبان از گروه‌های القاعده در واحدهای طالبان دشوار شود. از نظر سیاسی نیز القاعده با طالبان همگام شده است. در جریان مذاکرات ایالات متحده و طالبان، به رهبران القاعده، ایمن الظواهری و حمزه بن‌لادن، فرزند اسامه بن‌لادن از سوی شرکای طالبان‌شان مرتبا اطمینان داده می‌شد که جایگاه «روابط تاریخی» آن‌ها به قوت خود باقی خواهد ماند.

بااین‌حال درحالی‌که رشد داعش شاخه خراسان بر القاعده تأثیری نداشته است القاعده در ماه‌های اخیر دچار مشکلات جدی شده است. در سپتمبر۲۰۱۹، عاصم عمر، رییس AQIS همراه پیکی که پیام‌رسان ایمن الظواهری در مجتمعی در جنوب افغانستان انتقال بود کشته شد. همچنین در سپتمبر ایالات متحده امریکا از قتل حمزه بن‌لادن در افغانستان/ پاکستان خبر داد. بااین‌وجود دیگر رهبران برجسته القاعده دارای روابط طولانی با افغانستان همچنان در افغانستان و منطقه حضور دارند از جمله ابومحمد المصری و سیف العادل که گفته می‌شود در ایران ساکن هستند.

مطمئنا این اتحادهای تاکتیکی حاکی از نشانه‌های خوبی برای توافق ایالات متحده و طالبان نیست، توافقی که در آن‌ طالبان و تندروهای آن را به‌عنوان شرکای احتمالی ضدتروریسم پنداشته می‌شوند. این تهدیدات فزاینده برای افغانستان پس از امریکا نیز نشانه خوبی نیست چنانکه ارزیابی‌های امنیتی مکرر آمریکا بر آن تأکید دارد. مهم‌تر از همه بازی دوگانه تندروان طالبان در آستانه مذاکرات احتمالی بین‌الافغانی تأکید بر این دارد که اصطکاک‌های سیاسی و نظامی در این گروه وجود دارد. این نشان می‌دهد که چگونه طالبان جدایی علنی با القاعده را یک پیشنهاد خطرناک می‌داند، پیشنهادی که می‌تواند شورش داخلی خطرناکی را در صفوف نظامی‌اش ایجاد کند. این بازی دوگانه نیز نشانگر عدم توافق درون‌طالبانی درباره مذاکره واقعی صلح است و خطر بیشتری برای مختل شدن مذاکرات صلح آتی در پی دارد.

اکنون تصور کردن راه برون‌رفت برای افغانستان دشوار است. چالش اصلی این است که ایالات متحده هنوز درباره آنچه می‌خواهد با افغانستان انجام دهد تصمیمی نگرفته است؛ اما هر تصمیمی که ایالات متحده در ماه‌های آینده می‌گیرد نباید تهدیدی که با هم‌پوشانی اتحادهای گروه‌های جهادی متحد طالبان ایجاد می‌شود، نادیده گرفته شود.

لینک اصلی را می‌توانید اینجا ببینید:

https://thehill.com/opinion/international/502358-the-talibans-emerging-tactical-terror-alliances