رهبران گروه طالبان؛ جنگ بر سر منافع مالی

در سال‌های پسین در مورد فراز و فرود طالبان کتاب‌های زیاد و روایت‌های متعدد نوشته شده است. در این روایت‌ها اما از کنار یک موضوع به سادگی عبور شده است که آن عبارت از اختلافات درونی طالبان می‌باشند.

طالبان بر اساس الهیاتی پدیده آمد که این الهیات قرائت به شدت سنتی و سخت‌گیرانه از آموزه‌های دینی داشت و ظاهرا همین الهیات سبب انسجام و یک‌پارچگی ظاهری آن‌ها گردید.

این بحث البته در رده‌های پایین این گروه تا حدودی توجیه‌پذیر می‌باشد که علاوه بر انگیزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، اعتقادات مشترک دینی یا همان الهیات طالبانی سبب ایجاد و انسجام صفوف جنگی طالبان گردید و این صفوف را ظاهرا مستحکم و تجزیه‌ناپذیر به‌نمایش می‌گذاشت.

از جانب دیگر حامیان بیرون‌مرزی طالبان و مشخصا اسلام‌آباد نیز با تمام امکانات تلاش ورزیده که از طالبان تصویر یک نیروی جنگی منسجم و مستحکم ارایه داده تا شرایط پذیرش آن‌ها را در افکار و محافل بین‌المللی به‌عنوان شریک مهم بحران افغانستان فراهم کند.

واقعیت درونی طالبان اما چیز دیگر است که چنددستگی، فراکسیون‌بازی‌های قومی و مشخصا نگاه متفاوت هیات رهبری آن‌ها نسبت به ادامه جنگ و یا آتش‌بس و استقرار صلح، دستگاه رهبری طالبان را دست‌کم به سه فراکسیون کاملا ناهمگون و نامتجانس و حتا تشنه به خون هم تبدیل کرده است.

گروه ملا هیبت‌الله، گروه ملا برادر که پس از آزادی او از زندان پاکستان، به عنوان رییس هیات مذاکره‌کننده طالبان با امریکا مورد حمایت اسلام‌آباد قرار گرفته و گروه حقانی که بیشتر از دو گروه یادشده به سازمان استخبارات ارتش پاکستان نزدیک می‌باشد.

در واقع این سه فراکسیون درشت و کاملا متضاد و مخالف همدیگر می‌باشند که در سال‌های پسین نشانه‌های این مخالفت در اشکال و ابعاد مختلف به نمایش رفته است.

چندی قبل انفجاری در هنگام ادای نماز در یکی از مساجد کویته پاکستان منفجر شد که در اثر آن دو تن از اعضای فامیل ملا هیبت‌الله جان داد و شمار قابل توجهی از افراد پرنفوذ طالبان نیز زخمی گردید. این انفجار در واقع برای قصد جان ملا هیبت‌الله کارگزاری شده بود که او اما جان سالم به در برد. این حادثه اما در قضاوت‌ها و تفاسیر سیاسی نشانۀ از اختلاف‌های عمیق درونی طالبان تعبیر گردید که تا مرز نابودی همدیگر پیش می‌روند.

گفته می‌شود که اغلب عملیات‌های جنگی و به‌خصوص علمیات‌های انتحاری و تروریستی این گروه نیز خارج از دستور رهبری و تصامیم جمعی آنان صورت می‌گیرد که اطلاعات استخباراتی آن توسط استخبارات کشورهای متحد طالبان و به‌خصوص توسط دستگاه استخبارات ارتش پاکستان در اختیار شبکه حقانی گذاشته می‌شود و شبکه حقانی پلان مورد نظر را با اعتبار یک پروژه تعریف‌شده عملی می‌کند.

پروژه‌های انتحاری و بمب‌گذاری با توجه به اهمیت استراتیژیکی و میزان وارد آمدن خساره ناشی از آن، قیمت‌گذاری می‌شود که این قیمت نیز در اختیار شبکه حقانی گذاشته می‌شود نه در اختیار ملا هیبت‌الله که ظاهرا در راس قاعده رهبری نظامی طالبان قرار دارد.

در رده‌های فرماندهی طالبان در داخل افغانستان اما شبکه‌یی هم از قاچاق مواد مخدر و شراب فعالیت می‌کند که بی‌تفاوت از فراکسیون‌بازی‌های داخلی سرگرم درآمدزایی مالی‌اند.

در شش ماه پسین اما اختلاف‌های بسیار شدید میان ملا برادر و ملا هیبت‌الله شکل گرفته که هرکدام برای خود طرفداران و هوادران داخلی دارند، اما در ماه‌های پسین حمایت پاکستان بیشتر روی ملا برادر متمرکز شده و به گفتۀ برخی منابع، در این میان آقای خلیل‌زاد نیز تلاش‌هایی را در راستای حل اختلافات میان رهبران طالبان انجام داده است.

در مذاکرات صلح میان طالبان و امریکا، چانه‌زنی‌هایی از طرف ملا برادر صورت گرفته که کمک‌های مالی امریکا برای طالبان در اختیار او قرار داده شود. با این استدلال که فرماندهان تحت امر او می‌توانند با گروه‌هایی مقابله کنند که از نظر امریکا دهشت‌افگن تعریف شده است. سقف این کمک‌های مالی که به گفته برخی رسانه‎‌های خارجی تا ۹بلیون دالر گفته شده است، دامنه این رقابت و اختلاف‌ها را برای به دست آوردن آن، میان رهبران طالبان بیشتر ساخته است.

این نگرش سبب حساسیت و خلق بی‌اعتمادی فراکسیون ملا هیبت‌الله گردیده است و دامنه همین اختلاف‌ها بود که سبب سوءقصد ناکام به جان ملا هیبت‌الله گردید.

فراکسیون ملا هیبت‌الله این سوءقصد را کار ملا برادر دانسته و بخشی از استراتیژی‌پردازان آی‌اس‌آی را نیز در این سوء‌قصد شریک می‌دانند.

ریشه‌های این اختلاف‌ها قبل از این‌که در نگاه متفاوت سیاسی قابل شناساسی باشد، در امتیازات مالی و اعتبارات سیاسی است که با وساطت اسلام‌آباد در ماه‌های اخیر شامل حال ملا برادر شده است.

منابع درونی طالبان می‌گویند که واقعیت‌های اصلی و گزارشات دقیق پروسه مذاکرات هیات طالبان در قطر  با ملا هیبت‌الله شریک نمی‌گردد و آخرین حمله‌یی که قبل از اعلان تصمیم رییس‌جمهور امریکا برای توقف پروسه مذاکره با طالبان صورت گرفت، کار هواداران ملا هیبت‌الله بوده است که به‌منظور فروپاشی اعتبار ملا برادر و تثبیت قدرت ملا هیبت‌الله به انجام رسید.

بر اساس گفته‌های منابع نزدیک به رهبران طالبان، اسلام‌آباد و قطر از این نگران بودند که فراکسیون ملا هیبت‌الله با میانجی‌گری عربستان و امارات می‌خواهند با کابل وارد مذاکره گردیده و به همین دلیل حمایت‌های لازم را در اختیار فراکسیون ملا برادر قرار داده تا او بتواند هرگونه اقدامات خلاف میل اسلام‌آباد را در فراکسیون ملا هیبت‌الله مهار کند.

این منبع علاوه می‌کند که آقای خلیل‌زاد در سفر اخیرش به اسلام‌آباد در هماهنگی با مقامات سازمان استخبارات ارتش آن کشور تلاش کرده‌اند که چنددستگی میان رهبران طالبان را به حداقل برسانند، اما تا هنوز معلوم نگردیده که این تلاش‌ها نتیجه ملموس داشته است یا خیر!

این‌ها و خیلی مسایل دیگر که پرداختن به آن در این فضا نمی‌گنجد، از جمله مواردی‌اند که چند دستگی و اختلافات شدید درون‌گروهی طالبان را بی‌پرده به نمایش می‎‌گذارد.

از این رو، با قاطعیت می‌توان گفت که طالبان یک گروه منسجم و وابسته به یک مرکز واحد فرماندهی نیستند و به شدت دچار اختلافات و چنددستگی بر سر مدیریت و تصاحب منافع مالی بیرونی و درآمدهای قاچاق مواد مخدر در افغانستان گردیده‌اند.

اما آنچه از طالبان به‌عنوان یک نیروی منسجم جنگی و سیاسی تبلیغ می‌شود، در واقع تلاش‌های استخباراتی آی‌اس‌آی است که با استفاده از شگردهای متفاوت از جمله تهدید و تطمیع، رهبران این گروه را ظاهرا یک‌دست و متحد نشان داده است.

دکتور کریمی

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید