اخطار استخبارات پاکستان به سفیر افغانستان!؟

خاد نام سازمان استخبارات افغانستان بود که حالا راما شده است، رامای ما مثل هر اداره امنیتی دیگری هیچ وقت، دیپلمات یا سفیر یک کشور دیگر را احضار نکرده است.

این کار البته در هیچ کشور دیگر هم انجام نمی‌شود؛ مگر در یک کشور بی در و پیکر و بی‌حساب و کتاب به نام پاکستان که از قضا داغ دل ما و نصیب تقدیری همسایگی ماست. مثل تلی از خار و زخم است این همسایه که همیشه تحت تاثیر نیش‌هایش هستیم.

این هفته، اداره استخبارات پاکستان، لطیف مشعل؛ سفیر افغانستان در پاکستان را خواسته و بر اساس منابع موثق،  به وی «اخطار» داده است که پاکستانی‌ها در کابل امنیت‌شان با مشکل مواجه نشود.

فکر کنید نه وزارت خارجه؛ بل استخبارات آن‌ها!!! سفیر ما خوب یا بد اما نماینده یک کشور است و استخبارات پاکستان خلاف تمام نورم‌های بین‌المللی نباید چنین کاری را انجام می‌داد.

اخطار که بحث جدی و یک بی‌احترامی دیگر است. چرا نمایندۀ سیاسی یک کشور به ادارۀ استخبارات کشور دیگر باید جواب بدهد؟ یعنی چی؟ اما مقابله به مثل آن هم احضار سفیر پاکستان به امنیت ملی ماست. و البته هواداران و جاسوسان سرشناس آن‌ها .

ظاهرا این کار پاکستان بعد از این شده که سفارت پاکستان در کابل برنامه‌یی داشته است در مورد کشمیر. گفته می‌شود در این برنامه حامد گیلانی، حبیب‌الرحمان حکمتیار، قطب‌الدین هلال، پسر جنرال جرات، محمد ناطقی نماینده سیاسی محمد محقق و … هم دعوت بوده‌اند. اما مردم مظاهره می‌کنند و جاسوس گفته برخی از این‌ها را نمی‌گذارند به سفارت داخل شوند.

 آیا این‌ها همان اتباع مورد نظر پاکستان است و یا شاید دلایل دیگری هم داشته باشد. اتباع پاکستان که با احترام و اکرام در بهترین و مهم‌ترین ادارات ما کار می‌کنند! در وزارت مخابرات، ارگ، شورای امنیت، وزارت تجارت و مالیه و همه هم با معاشات و امتیازات باورنکردنی، دیگر چه خدمت فروگذار شده است؟

آدم یاد حکایت مهمانی خیاط محمد در قصه‌های عبید زاکانی می‌افتد، اما احضار نماینده سیاسی یک کشور توسط استخبارات یک کشور که خلاف تمام نورم‌های دیپلماتیک بین‌المللی است.

 دولت پاکستان و استخبارات آن باید از این عمل نادرست خود معذرت بخواهند. البته باید تعهد هم بدهند که رفتارشان را تغییر می‌دهند.

افغانستان ابزار زیادی برای بازی در پاکستان دارد. اگر دولت ما با حسن نیت و اعتماد، طالبان پاکستانی را در افغانستان منهدم و رهبران‌شان را تسلیم داد و جاهای‌شان را تخریب کرد، هنوز امکان بازگشت به همان نقطه را دارد.

به‌علاوه که امکان نفوذ در بین جنبش آزادی‌خواه بلوچستان پاکستان و مساله کشمیر که به هر حساب تاریخی جزوی از خاک افغانستان است و ده‌ها امکان دیگر.

هنوز جاهایی را که پاکستان با سیم خاردار اشغال کرده، مورد تایید قرار نگرفته‌اند. پشتون‌های پاکستان، دعوای استقلال و آزادی‌شان فروکش نکرده و صدها نقطه مرزی کور دیگر هم میان ما وجود دارد.

این حیا و منش نجیبانه که برخاسته از تاریخی فرهنگی است، روی دیگری هم دارد و آن رو را پاکستان از نام راکت‌های خود باید بپرسد؛ راکت‌هایی که به نام فاتحان لاهور و سند حتی در قلب پاکستان می‌درخشند!

دکتور کریمی

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید