شستن دستان آلودۀ گروه طالبان!

ج. محمدی

گزارش اخیر دیدبان حقوق بشر درباره عملیات‌های قطعات خاص امنیت ملی در رسانه‌های خارجی بازتاب گسترده‌یی داشت. نه تنها این گزارش، بل گزارش‌ها و تحلیل‌های مفصل دیگری در حمایت از طالبان در رسانه‌های مختلف منتشر شد.

بدون شک دولت‌ها پیش از هر معامله، گام‌هایی را برای آماده کردن ذهنی جامعه بر می‌دارند تا اقدام‌های بعدی خود را توجیه نمایند. این ماموریت بر عهده رسانه‌هایی است که اغلب مدعی استقلال هستند اما در عمل سیاست‌های راهبردی دولت‌ها را پیش می‌برند.

کنترول افکار و سمت و سو دادن ذهنیت‌ها برای یک اقدام از پیش تعیین‌شده، وظیفه رسانه‌هایی است که ظاهرا آزاد هستند.

در کنار رسانه‌ها برخی نهادها زیر عنوان مدنی و حقوق بشری که اساسا وظیفه آن‌ها ارتباط میان دولت‌ها و مردم است، خواسته یا ناخواسته به نحوی دیگر زمینه‌سازی می‌کنند.

دیدبان حقوق بشر؛ موسسۀ امریکایی است که مقر آن در نیویارک می‌باشد و اغلب پروژه‌های خود را از دولت امریکا می‌گیرد. این سازمان در تهیه گزارش‌های جنجالی پیش‌تاز بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری دیگر بوده است.

نخستین بار گزارشی درباره عدالت انتقالی، جنایات جنگی و علیه بشریت در دوره حزب دموکراتیک خلق، مجاهدین و طالبان را نشر کرد که نتیجه آن اتحاد رهبران جریان‌های چپی و اسلام‌گرا شد و پس از آن قانون عفو عمومی و مصالحه ملی به طور متحدانه تصویب گردید که این قانون همه رهبران جنگ‌سالار دیروز و امروز را مصونیت داده است.

هیچ جای شکی نیست که در جنگ‌ها آن هم در جنگ با گروه‌های دهشت‌افگن، غیر نظامیان قربانی می‌شوند. اصلا بازنده اصلی همه جنگ‌ها غیر نظامیان هستند. در بین دو لشکر جنگنده، نیروی سوم قرار دارد که بیشترین خسارات جنگ را از هر دو طرف متحمل می‌شود. از هر طرفی که تیر رها شود بر قلب آن‌ها فرو می‌نشیند.

به ویژه در کشورهایی مثل افغانستان که گروه های خشن مثل طالبان، القاعده و داعش اصلا خود را ملزم به پذیرش کنوانسیون‌های ژنو نمی‌دانند و آن را کاملا رد کرده‌اند.

طبق کنوانسیون‌های ژنو استفاده از اماکن عمومی به هدف عملیات نظامی، استفاده از غیر نظامیان به عنوان سپر انسانی، استفاده از شفاخانه‌ها و نشانه‌های آن و کشتن اسرا بدون محاکمه ممنوع  است و نقض این کنوانسیون‌ها پنداشته می‌شود و مرتکبان آن مورد پیگرد قرار می‌گیرند، اما طالبان در عمل تمام کنوانسیون‌های حقوق بشری بین‌المللی را زیر پا نهاده و به هیچ کدام پایبند نبوده‌اند. در عین حال موارد فاحش از ارتکاب جرایم بین‌المللی مثل جنایت جنگی، علیه بشریت و نسل‌کشی را در پرونده خود دارند.

بزرگ‌ترین برگ برنده طالبان که باعث تلفات هنگفت به نیروهای امنیتی شده است، استفاده از خانه‌ها و اماکن به هدف حمله نظامی بود و استفاده از غیر نظامیان به عنوان سپر انسانی است. مصداق بارز آن در گزارش‌هایی که از جنگ خانه به خانه کندز، بغلان و میدان وردک نشر شده است.

در بسیاری از قریه‌ها و ولسوالی‌ها تعداد بسیار اندک طالبان در کوه‌ها یا میادین دور از غیر نظامیان هستند، بیشتر از درون روستاها و خانه‌ها به نیروهای امنیتی حمله می‌کنند. یکی از دلایل اصلی افزایش تلفات نیروهای امنیتی حملات طالبان از خانه‌ها و امکان غیر نظامی بالای نیروهای امنیتی بوده است.

متاسفانه هیچ یکی از رسانه‌ها و سازمان‌های حقوق بشری که در راستای نظارت از کشتار غیر نظامیان کار می‌کنند این موارد را پوشش نمی‌دهند و گزارش تحقیقی مشخص در این راستا تهیه نشده است.

حتا موارد جنایات گسترده ضد بشری آن‌ها که نمونه‌های مسلم آن در میرزا اولنگ سرپل، شهر کابل، شهر کندز و ارزگان رخ داده مسکوت گذاشته شده است. وقایع مفصلِ گفته و نا گفته از جنایات گروه‌های تندرو خشن وجود دارد، حتا در برخی روستاها و ولسوالی‌ها طالبان دست به نسل‌کشی، کشتار جمعی و جنایت علیه بشریت زدند.

زندگی در زیر پرچم طالبان زندگی در جهنم

در این جا فقط دو مورد را که شخصا بی‌واسطه شنیده‌ام نقل می‌کنم: (م.ن) افسر نیروی امنیتی افغانستان، در بدخشان وظیفه اجرا می‌کند گفت: «همین محلی که امروز تو برای تهیه گزارش آمده‌یی محل رفت و آمد طالبان است و هر شب طالبان در این جا گروه گروه می‌روند و می‌آیند. پدرم در یفتل زندگی می‌کند، ما سه برادر در دولت کار می‌کنیم، پدرم را به جرم این‌که ما در نیروهای دولتی کار می‌کنیم سه‌صدهزار افغانی جریمه کردند.»

در کندز، زنی که از پشت چادری صحبت می‌کرد، و فقط نور چشمانش معلوم می‌شد گفت: «پسر یکی از همسایه‌های ما در نیروهای امنیتی بود. طالبان وقتی به خانه‌اش آمدند و از او طلب کمک کردند امتناع کرد. یک طالب از چهار دره آمد فرزندش را در بازار کهنه‌فروشی شهر کشت و برگشت. بعد از مدتی خانواده مذکور به حدی تحت فشار طالبان قرار گرفت که مجبور شد خانه و زندگی‌اش را ترک کرد و فعلا آواره است.»

وظیفه نیروهای امنیتی تامین امنیت مردم است

ما نمی‌گوییم که دولت و نیروهای امنیتی ما هیچ عیبی ندارند، بلی مشکلات جدی در عملکرد، نحوه فرماندهی، سوق و اداره و نحوه عملیات‌های آن‌ها وجود دارد و باید اصلاح شود. دولت ما عضو کنوانسیون‌های ژنو است و ملزم به اجرای آن است. همچنین طبق این کنوانسیون‌ها باید گزارش تطبیق آن‌ها را هم ارایه کند.

همچنین طزرالعمل حمایت از غیرنظامیان در جریان درگیری مسلحانه به وسیله شورای امنیت تهیه شده را مو به مو اجرا کند و تلفات غیر نظامی را به حداقل برساند. باید به نیروهای امنیتی این کنوانسیون‌ها و قوانین و کود جزایی افغانستان را حتی‌المقدور آموزش دهد و بر تطبیق آن‌ها نظارت داشته باشد. نیروهای امنیتی باید درک کنند که برای امنیت مردم گماشته شده‌اند، نه برای اذیت مردم. همچنین باید شکنجه و رفتارهای تحقیرآمیز محو شود.

در عین حال نباید تمام انتقادات را به نیروهای امنیتی متوجه بسازیم. نیروهای امنیتی با گروهی در جنگ هستند که از انجام هیچ جنایتی علیه غیر نظامیان و نظامیان افغانستان دریغ نمی‌کند.

کدام جنایت دیگری مانده که طالبان چه در زمان حاکمیت و چه پس از حاکمیت تا امروز انجام نداده‌اند؟ اما چرا هیچ گزارش مفصل و تحقیقی که افشاگر این جنایات باشد تا هنوز حداقل پخش نشده است؟

هیچ رسانه خارجی و داخلی، هیچ نهاد حقوق بشری و غیر حقوق بشری تحت هیچ عنوانی حق ندارد بر دستان گروه‌های افراطی خشن که با خون مردم افغانستان آلوده است، آب بریزد.

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید