آیا سیاست طالبان تغییر می‌کند؟

تقریبا از چندماه پیش به این‌سو دیگردیسی‌هایی در رفتار نظامی و سیاسی برخی از اعضای طالبان پدیدار شده است. تصور می‌شود حلقاتی در درون این گروه به فکر بازسازی اجتماعی- سیاسی طالبان برآمده باشند. طالبان از همان آغاز ظهور تا امروز جز ویرانی، آدم‌کشی و قرار گرفتن در جهت مخالف توسعه، چیز دیگری در کارنامۀ سیاسی- نظامی‌شان ندارند.

دولت، گروه طالبان را عامل اصلی اجرا نشدن طرح‌های بازسازی در این کشور اعلام کرده و مدعی است طرح‌های اجراشده از جمله جاده‌ها و پل‌ها توسط بمب‌های کارگذاری‌شده افراد این گروه تخریب می‌شوند.

وزارت فواید عامه کشور چندی قبل گفته بود که قسمت زیادی از جادۀ قندهار- هرات توسط طالبان تخریب شده است. این درحالی‌ست که حدود یک‌ماه پیش، شاه‌حسین مرتضوی؛ معاون سخنگوی ریاست جمهوری در نشستی خبری به رسانه‌ها گفت که طالبان در دو ماه گذشته بیش از دو میلیارد دالر به تاسیسات عام‌المنفعه کشور خسارت وارد کرده‌اند.

وی تصریح کرد که گروه طالبان در ظرف دو ماه ۳۰۲ مکتب، ۴۱ مرکز صحی، ۵۰ مسجد، ۵۳۰۵ منزل مسکونی، ۱۸۱۸ باب دکان، ۴ تعمیر دولتی، ۳ پل، ۱۲۳ متر سرک و ۲۰۳ دیوار استنادی را در ۱۱ ولایت تخریب کرده و یا آسیب را رسانده‌اند.

در همین حال محمدقاسم حیدری، معاون وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث طبیعی (سه‌شنبه ۹ قوس) در نشستی خبری گفت که در پی جنگ و ناامنی‌ها علاوه بر بیجاشدن ۹۰ هزار خانواده حدود ۷۴۹ تن دیگر کشته شده‌اند.

وی افزود که در جنگ‌های سال روان خورشیدی ۲۹۶ مکتب ویران، ۴۷ مرکز صحی صدمه دیده، ۷۲ محراب مسجد، ۶۳۹۰ منزل، ۱۲۰۰ تعمیر دولتی و ۱۵۰۰ دکان تخریب شده‌اند.

حدود دو ماه پیش سید طیب آغا، یک رهبر پیشین طالبان خواستار پایان دادن به کشتار مردمی شد.

و حالا دیده می‌شود که گروه طالبان در پی بازسازی پایگاه‌های اجتماعی- سیاسی مبتنی بر نیازهای امروزی هستند. در خبرنامۀ این گروه (سه‌شنبه ۹ قوس) آمده: «از برنامه‌های توسعه‌یی که در جهت منافع عامه باشند حمایت می‌کنند و برای حفاظت از این پروژه‌ها تلاش نیز خواهند کرد.»

در خبرنامه گفته شده: «این طرح‌ شامل خط انتقال گاز ترکمنستان از مسیر خاک افغانستان به پاکستان و هند (تاپی)، انتقال برق قرقیزستان و تاجیکستان از طریق افغانستان به پاکستان (کاسا یک‌هزار) و همچنین استخراج مس عینک در ولایت لوگر که توسط یک شرکت چینایی قرارداد شد نیز می‌شوند.»

در این خبرنامه همچنین محافظت از راه آهن، جاده، طرح‌های تولید انرژی و بندهای آبی برای زراعت یاد شده که طالبان آن‌ها را در راستای اهداف کاری خود تعریف کرده‌اند.

هرچند گمانه‌زنی‌هایی وجود دارند که طالبان به شکل تدریجی در پی تغییر سیاست‌هایی‌اند که باعث بدنامی و انزجار طالبان در میان مردم شده، ولی انتشار غیرمترقبه این خبرنامه نشان می‌دهد که طالبان گزینۀ رفتن به سوی فعالیت‌های سیاسی را بر فعالیت‌های نظامی ترجیح خواهند داد.

واقعیت مسلم این است که اگر طالبان در مدت ۱۵ سال فعالیت‌های ضد دولتی و نظامی؛ سیاست حمایت از منافع عامه را به‌جای فعالیت نظامی و تخریب‌کارانه در دستور کار خود قرار می‌دادند، بدون تردید نتایج برنامه‌های بازسازی بهتر از امروز بود و بخش بزرگی از ساختارهای خدماتی از جمله زیرساخت‌های ترانسپورتی سالم باقی مانده بودند.

تخریب جاده، پل و پلچک هم به هدف تحت فشار قرار دادن دولت و برنامه‌های بازسازی دولتی هم به حیث ابزارهای ماین‌گذاری و حمله‌های دهشت‌افگنانه علیه نیروهای نظامی افغان و نیروهای خارجی در مدت یک‌ونیم دهه به‌طور وحشتناک و به پیمانۀ کلانی به‌دست همین طالبانی صورت گرفته که حالا مدعی حفاظت از زیرساخت‌های ملی شده‌اند.

سوالی که پس از انتشار این خبرنامه مطرح می‌شود این است که چه معجزه می‌تواند صورت گرفته باشد که طالبان را وادار به چنین تغییر سیاست کرده باشد؟

اخیرا خبرهایی منتشر شدند که گویا شورای کویته و شورای پشاور که متشکل از حلقه‌های محوری طالبان هستند به هلمند منتقل شده‌اند، اما والی هلمند حیات‌الله حیات آن را رد کرد.

با انتشار چنین اعلامیه‌هایی این حدس تقویت می‌گردد که طالبان در مدت ۱۵ سال گذشته که فقط مجری سیاست‌های پاکستان علیه افغانستان بودند و در فعالیت‌های نظامی خود هیچ خط قرمزی اعم از افراد ملکی و پروژه‌های عامه را نمی‌شناختند، حالا با انتقال حلقه رهبری به داخل افغانستان یا حداقل کم شدن فشارهای پاکستان از دوش طالبان، سبب این همه تغییر سیاست شده باشد.

در عین زمان، ماه‌ها پیش ضمیر کابلوف؛ نماینده ویژه ولادیمیر پوتین؛ رییس‌جمهور روسیه در امور افغانستان گفته بود که ما برای مهار داعش با طالبان در تماس هستیم. همچنان اخیرا گفته‌هایی وجود دارد که برخی از حلقه‌های طالبان با ایران و روسیه در تماس شده‌اند.

ملا اختر منصور که بعد از انتشار خبر مرگ ملاعمر؛ رهبر پیشین طالبان، به رهبری این گروه رسید، اواخر بهار سال روان در منطقه دورافتادۀ پاکستان در یک حمله هوایی بی‌سرنشین امریکایی به قتل رسید. برخی بر این اعتقادند که ملامنصور در جریان تلاش‌های تامین روابط با ایران توسط امریکا به قتل رسید. همچنان بعد از مرگ ملامنصور خبرهای منتشر شدند که وی سفرهایی به ایران داشته است.

همه این فکت‌ها چنین می‌رسانند که ممکن طالبان از وابستگی‌های مالی، سیاسی و نظامی پاکستان رها شده و حالا با کانال‌های روسی ایرانی وصل شده باشند. از این روی می‌توانند تغییر سیاست بدهند و در عین وقت در فکر بازسازی پایگاه‌های سیاسی اجتماعی برآمده باشند که راه برگشت به فعالیت‌های سیاسی‌شان را مانند حزب اسلامی هموار ساخته بتواند؛ زیرا در مدت یک‌ونیم دهۀ گذشته تمام تلاش‌های حکومت برای تامین صلح با طالبان ناکام بود و حتا تقاضاهای دولت ما و نهادهای بین‌المللی مبتنی بر اینکه طالبان افراد ملکی را هدف قرار ندهند و پروژه‌های عامه را منهدم نسازند نیز نتیجه‌یی نداشت.

به هر روی، جامعه سیاسی و مردم به شکل وسیع از این رویکرد جدید سیاسی طالبان استقبال خواهند کرد. طالبان اگر بخواهند در افغانستان سیاست کنند و یا اهداف سیاسی را در کشور هدف تعیین کرده باشند، راهی جز رسیدگی به خواست‌های ملی و کنار آمدن با فعالیت‌های سیاسی و قانونی ندارند.

طالبان در تمام حیات سیاسی نظامی‌شان به همان پیمانه‌یی که به حرکت‌های تندتر نظامی متوسل شدند به همان میزان نیز مردم از آنان نفرت دارند. راه‌اندازی حملات انتحاری وسیع و هولناک، کشت‌وخون افراد ملکی در مسیر شاهراه‌ها، تخریب زیرساخت‌های ملی و صدها مورد اقدام‌های دهشت‌افگنانه نه تنها سبب نزدیکی به اهداف سیاسی نظامی‌شان نشد که موجب انزجار مردم شده و راه رسیدن به اهداف سیاسی را برای خود دورتر کردند.

حالا گمان می‌رود راه جدیدی که انتخاب کرده‌اند، راهی‌ست که طالبان را در رسیدن به اهداف سیاسی یک قدم به جلو قرار خواهد داد. وقتی منافع ملی لحاظ گردد، جان افراد ملکی در نزد طالبان درامان باشد، روی این مبنا میزان حملات انتحاری و دهشت‌افگنانه باید صدها مرتبه کاهش یابد.

اینجاست که راه رسیدن به صلح نیز هموارتر می‌گردد و مردم نیز از برنامه صلح با گروه طالبان که ملی می‌اندیشند و ملی عمل می‌کنند تا گروه طالبانی که در خدمت اهداف بیگانه بودند و در جهت محالف منافع و مصالح ملی قرار داشتند، بیشتر حمایت خواهند کرد و به آن رای بیشتری خواهند داد.

داوری در این زمینه و همچنان خوش‌بینی‌های زیاد به انتشار یک خبرنامه که هنوز صدق و کذب آن معلوم نیست با توجه به سابقۀ دو دهه فعالیت‌های نظامی طالبان، کار چندان مناسبی نخواهد بود. بهتر است منتظر پاسخ گذشت زمان باشیم.