پاکستان زیر منگنۀ ترمپ

طعم وجوه مالی-دینی عربستان به‌کام پاکستان تلخ خواهد شد؟

چهرۀ کریه و زشت تروریسم هرچند بازی‌های بزرگ جهانی را هم به‌دنبال داشته باشد، دیگر برای جهانیان روشن شده است. پرستیژ کشورهایی که در چندین دهۀ اخیر از تروریسم به‌عنوان یک ابزار سیاسی استفاده برده‌اند نیز با پرسش‌های جدی جهانی مواجه است. پاکستان از جمله کشورهایی است که دست‌کم در دو دهۀ گذشته به‌عنوان ابزار سیاسی منطقه‌یی از تروریسم سوء‌استفاده برده و منطقه را با موج بزرگ ناامنی مواجه ساخته است.

از جمله افغانستان و هند دو کشور همسایۀ این کشورِ حامی تروریسم، بهای بزرگی در این بازی تروریسم‌پروری پرداخته و قربانی زیادی متحمل شده‌اند. افغانستان تنها کشوری است که در بیش از دو دهۀ گذشته تا اکنون با تروریسم به‌صورت مستقیم در جنگ قرار دارد که مورد حمایت پاکستان بوده است.

از سال ۲۰۰۲ به این طرف که افغانستان حمایت‌ وسیع جامعه جهانی با رهبری امریکا را با خود داشته نیز همواره با تروریسم در جنگ بوده و این پدیده نامیمون فرصت‌های پیش‌آمده در یک‌ونیم دهۀ اخیر را اگر نه به‌طور کامل که به‌صورت گسترده زایل ساخته است.

در واقع اگر بحث تروریسم در همان سال‌های اول حمایت جامعه جهانی از افغانستان به پایان می‌رسید، بی‌تردید وضعیت فعلی کشور ما به‌مراتب متفاوت‌تر از امروز بود و از فرصت‌های پیش‌آمده کمال استفاده صورت می‌گرفت، اما کشورهای حامی تروریسم این فرصت طلایی را از مردم افغانستان گرفتند.

اما در دو سال گذشته به‌خصوص بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ ایالات متحده امریکا، رویکرد جهانی در قبال تروریسم دچار دیگردیسی عمیق شده و دست‌کم اکنون ایتلاف جهانی علیه تروریسم در افغانستان در تلاش تدارک مبارزه با منابع تروریسم‌اند. چه اینکه ۱۷سال جنگ مستقیم و جبهه‌یی امریکا و متحدانش در افغانستان نتیجه قابل توجهی در پی نداشته است.

برنامه‌های مبارزه با تروریسم جهانی در افغانستان تا سال ۲۰۰۷ یک فرایند رو به رشد را تجربه کرد، اما بعد از آن که پاکستان به حمایت برخی از کشورهای حاشیه خلیج به شکل سازمان‌یافته‌تر و جدی‌تر در عقب تررویسم قرار گرفت، دوباره این مبارزه روند عکس داشت و حتا نتایج نیم دهه تلاش‌های امریکا در افغانستان را نیز دست‌خوش عقب‌گرد کرد.

امریکایی‌ها شاید سال‌های پیش به این نتیجه رسیده بودند که مبارزه با تروریسم در افغانستان نتیجه‌یی در پی نخواهد داشت، مگر اینکه پاکستان را در عدم حمایت از تروریسم قانع بتوانند.

روی این اصل بود که کمک‌های نظامی و مالی امریکا به پاکستان شدت گرفت و پاکستان از این مجرا تا کنون بیش از ۳۰میلیارد دالر از امریکا دریافت کرده است، اما باز هم پاکستان با بازی چندگانه به فریب جامعه جهانی مبادرت ورزید و همچنان به حمایت‌اش از تروریسم ادامه داده است.

در سال ۲۰۱۱ وقتی اسامه‌بن‌لادن در «ایبت‌آباد» در شمال اسلام‌آباد، با یک عملیات خاص کماندوهای امریکایی به قتل رسید، این واقعیت تلخ آشکار گردید که پاکستان در چتر ایتلاف جهانی علیه تروریسم به اسامه‌بن‌لادن در اسلام‌آباد پناه داده و بن‌لادن به‌شدت توسط «آی.اس.آی» سازمان اطلاعات مرکزی پاکستان مورد مراقبت قرار می‌گرفت.

در همان زمان نیز که دونالد ترمپ سمت یک تاجر را در امریکا داشت، دیدگاهش را در تویتی به‌صورت واضح بیان نمود که بگذارید واضح بگویم پاکستان هیچ‌گاه دوست ما نبوده است. اسامه زمانی دستگیر شد که کماندوهای نیروی دریایی ما وارد عمل شدند.

ترمپ در یک‌سال سمت رهبری‌اش در امریکا نیز به رک‌گویی و سیاست‌های واضح ملی و بین‌المللی در جهان مشهور بوده است. در این یک‌سال ترمپ اظهارات شدید، واضح و جدی در برابر کوریای شمالی، ایران، چین، روسیه و پاکستان داشته است.

دونالد ترمپ در اولین توییت ۲۰۱۸ خود نیز ملت امریکا و متحدان غربی‌اش را مخاطب قرار داده نوشت:« ایالات متحده امریکا در پانزده‌سال گذشته بیش از ۳۳میلیارد دالر به شکل احمقانه‌یی به پاکستان داده است، آن‌ها (پاکستان) در مقابل جز دروغ و فریب هیچ چیزی دیگری به‌ما پس نداده است. به رهبران ما به مثابه احمق‌ها دیده‌اند، به تروریست‌ها پناه‌گاهی امن دادند که ما در افغانستان به‌دنبال آنان هستیم.»

این توییت آقای ترمپ سروصداهای رسانه‌یی زیادی ایجاد کرد و در پاکستان نیز موجب واکنش‌های جدی گردید.

اما به تعقیب این توییت، ارتش پاکستان اکنون ظاهرن برنامه‌یی علیه گروه حقانی راه‌اندازی کرده است؛ گروهی که عامل بیشترین حملات انتحاری در افغانستان قلمداد می‌شود.

پیشتر از این، بارک اوباما؛ رییس‌جمهور پیشین امریکا نیز چند بار علیه پاکستان انتقاد کرد و بعد از افشاشدن مخفی‌گاه بن‌لادن گفت که آیا درست است ما پاکستان را هنوز دوست خود بنامیم؟

اوباما نیز دو مورد کمک‌های مالی و نظامی امریکا به پاکستان را مشروط گذاشت، ولی همه این حرکت‌های ملایم امریکایی‌ها اثرگذاری چندانی برای تعدیل موقف پاکستان در قبال تروریسم در پی نداشت.

در مارچ ۲۰۱۶ نیز دونالد ترمپ در حساب توییتری خود در واکنش به وقوع حمله تروریستی در شهر لاهور اعلام کرد که در یک حمله دیگر افراط‌گرایان اسلامی در پاکستان این بار ۶۷ زن و کودک مسیحی کشته شدند و ۴۰۰ نفر دیگر نیز زخمی شدند، تنها من می‌توانم این مشکل را به شکل اساسی حل کنم.

ترمپ در ماه جون همان سال گفت: «منبع تهدیدهایی که متوجه امریکاست از پاکستان، عربستان سعودی و سومالی ناشی می‌شود.»

یعنی کلیت موضوع این است امریکا از سال ۲۰۱۱ به این طرف پیوسته متوجه پاکستان بوده و به درکی درست از موقف‌گیری‌های پاکستان رسیده بود، اما با توجه به رقابت‌های جدی منطقه‌یی و جهانی با حضور قدرت‌هایی چون چین، روسیه و برخی از قدرت‌های منطقه‌یی دیگر در برابر پاکستان حامی تروریسم کمی با ملاحظه و محافظه‌کارانه پیش می‌رفت و تلاش داشت با افزایش میزان کمک‌های مالی‌اش، پاکستان به‌خصوص رهبران مفسد سیاسی ارتش و سازمان اطلاعات مرکزی این کشور را تطمیع نماید.

اما واقعیت این است که پاکستان در حیات نیم‌قرنه‌اش، توانسته با بازی‌های چندپهلو، هم از وجوه مالی-دینی کشورهای خلیج به‌ویژه عربستان سعودی بهره‌مند باشد و هم کمک‌های مالی غرب به‌خصوص امریکا را نصیب گردد.

اما حالا که بحث در منطقه جدی شده و امریکا و ایتلاف غربی‌اش، در خاورمیانه باخت کلانی را متحمل شده‌اند، دست کم نمی‌خواهد در افغانستان به همان شیوه به سراغ باخت برود.

ترمپ بیش از سایر رهبران معاصر امریکایی به‌دنبال هژمونی قرن بیست امریکاست. وی می‌خواهد با جدیت تمام پارتنرهای فریب‌کار و چندپهلو را شناسایی کرده، راه امریکا را در قرن بیست‌ویک نیز واضح و مشخص بسازد.

روی این مبناست که توقع می‌رود ترمپ آنچه در اختیار و صلاحیت‌های خود داشته باشد مطابق صواب‌دید خودش عملی خواهد کرد. او صلاح هژمونیک امریکا را در صراحت لهجه و برخورد جدی با عوامل بازدارنده پیشرفت‌های جهانی امریکا در قرن بیست‌ویک می‌بیند.

به گفته خودش، نمی‌خواهد مثل جورج بوش و بارک اوباما که رهبری امریکا را پیش از وی به عهده داشتند، احمق باشد و به کشوری کمک مالی و نظامی کند که فریب و دروغ پس می‌دهد.

از جانب دیگر پاکستان کشوری است که با حمایت از تروریسم در یک‌ونیم دهۀ اخیر به‌شدت در انزوای منطقه‌یی و جهانی فرو رفته است. این کشور به استثنای عربستان سعودی، چین و انگلستان با هیچ کشور دیگر رابطه مناسبی ندارد. در واقع همین عربستان سعودی است که با دادن وجوه مالی دینی به پاکستان، این کشور را تا این حد به‌تشویق حمایت از تروریسم واداشته و دچار انزوای سیاسی ساخته است.

چین کشور آسیایی که در دو ‌دهۀ اخیر رشد سرسام‌آور اقتصادی را تجربه کرده و نیاز به مارکیت‌های مختلف و گسترده دارد، پاکستان و کشورهای همسایه پاکستان هم می‌توانند بازار خوبی برای خورده‌تولیدات چینایی باشند و هم به‌عنوان ابزارهای موثر برای کنترول مارکیت در برابر هند عمل کنند. از این رو چین از اختلاف‌های مرزی و تاریخی پاکستان در برابر هند استفاده لازم را می‌کند؛ زیرا چین در اقتصاد آیندۀ آسیا تنها هند را رقیب سرسخت خود می‌بیند و بس.

انگلستان نیز کشوری که تاریخ طولانی استعمارگری و ابزارسازی ملت‌ها را دارد، از پاکستان جز ابزاری برای تطبیق پالیسی‌های خودش چیزی دیگری نمی‌خواهد و در این مدت حمایت‌ انگلیس‌ها به‌شکل زیرکانه و نامریی از پاکستان انجام شده است. این حمایت‌ها بیشتر برای تقویت حضور انگلیس‌ها در برابر حضور پررنگ امریکا در منطقه بوده است. هرگاه لازم گردد که اصل حمایت غرب و امریکا از پاکستان منتفی دانسته شود، قطعن حمایت‌های انگلیس نیز از پاکستان منتفی خواهد بود.

کما اینکه با شدت رویکرد اخیر امریکا در برابر پاکستان کشورهای حامی پاکستان چه در سطح منطقه و چه در سطح جهان، سکوت را بر موضع‌گیری به حمایت از پاکستان به صلاح دیده‌اند.

اما هنوز هم پاکستان تلاش دارد تعارض میان کمک‌های سعودی و امریکا ایجاد نگردد و به قول معروف «هم لعل به‌دست آید و هم دل یا نرنجد.»

سخن واضح اینکه پاکستان نمی‌خواهد وجوه مالی‌یی که در بدل تاسیس مدارس وهابی‌گری را در داخل خاکش از عربستان سعودی به‌دست می آورد از دست دهد و تلاش می‌کند که کمک‌های مالی و نظامی امریکا هم درست مدیریت گردد و به امریکایی‌ها چنین القا شود که پاکستان وفارادارنه در ایتلاف ضد تروریسم در افغانستان می‌جنگد. درحالی که این دو کمک همیشه در برابر هم قرار گرفته است و عربستان افراطیت سلفیستی می‌خواهد و امریکا خلاف آن.

ولی حالا که نقش فریب‌کارانه و دروغ‌مدارنه پاکستان رو شده است و از آن طرف هم آدمی چون ترمپ بر کرسی اقتدار امریکا تکیه زده است، چاره‌یی ندارد جز اینکه صف‌اش را مشخص سازد؛ یا حامی تروریسم و یا ضد تروریسم.

در عین حال نهادهای مذهبی در پاکستان به قدری قوت گرفته‌اند که اگر پاکستان بخواهد حمایت از تروریسم‌اش را به رویکرد ضد تروریسم مبدل سازد، به یک خانه‌تکانی جدی و حتا یک انقلاب جدی در ساختار نظام این کشور نیاز دارد و این کار دست‌کم برای یک دهه دیگر مقدور نیست.

اما در کوتاه‌مدت چاره‌یی جز اقدام‌های جدی و مشخص در برابر تروریسم ندارد و برد پاکستان در آینده نیز این خواهد بود که با تروریسم کار را یک‌طرفه کند و دل از امتیازهای تروریسم‌پروری برکند.

دکتور معروف