شیطنت روسی و مکارگی ایرانی

سفیر ایران و سفیر روسیه در افغانستان

سال‌ها پیش شواهدی در غرب کشور به دست نیروهای امنیتی افغانستان قرار گرفته بود که نشان می‌داد جمهوری اسلامی ایران از برخی از حلقه‌های طالبان حمایت می‌کند. ماه‌ها پیش زمانی که جنگ در شمال کشور به‌خصوص در بغلان میان طالبان و نیروهای امنیتی شدت گرفت نیز زمزمه‌هایی به‌گوش می‌رسید که روس‌ها برخی از حلقه‌های طالبان را در نفوذ خود گرفته است.

اما سفیر روسیه آقای الکساندر منتسکی در کابل، هفتۀ پیش به‌طور رسمی رابطۀ روسیه با طالبان را تایید کرد و به تعقیب آن سفیر ایران در کابل آقای محمدرضا بهرامی نیز پذیرفت که جمهوری اسلامی ایران با طالبان در تماس است. البته سفیر ایران تصریح نیز کرد که «فرق میان تماس و رابطه وجود دارد.»

با این وصف معلوم می‌شود که آیندۀ جنگ در افغانستان پیچیده می‌نماید. به باور تحلیل‌گران، روسیه و ایران میدان‌های بزرگی را در خاورمیانه در برابر داعش که گویا توسط کشورهای خلیج و متحدان غربی‌شان یعنی امریکا و انگلیس حمایت می‌شوند فتح کردند. داعش در عراق در حال نابودی است و یا لااقل دیگر توان تحرک‌های جدی ندارد. در عین حال جنگ در سوریه که در واقع محراق جنگ‌های نیابتی میان قدرت‌های برتر و متحدان هر دو طرف محسوب می‌شود نیز به نفع روسیه و ایران در حال خاتمه یافتن و اضحملال کامل گروه تروریستی داعش است.

کمی قبل‌تر تحلیل‌ها چنان بود که برخی از کشورهای غربی به رهبری امریکا با ناامن ساختن شمال افغانستان می‌خواهند جنگ را به مرزهای روسیه برسانند، اما حالا با اظهارات اخیر سفیران روسیه و ایران؛ موضوع  برعکس به نظر می‌رسد. شاید آن زمان روس‌ها به طور جدی از دست‌درازی‌های گروه‌های تروریستی در مرزهای آسیای میانه هراس داشتند و از طرفی هم ایران نگران مرزهای شرقی‌اش با افغانستان بود، اما حالا که در معادله‌های نظامی خاور میانه این دو متحد منطقه‌یی که علیه غرب و کشورهای خلیج دست بالا را گرفته‌اند، می‌خواهند به شیطنت‌های گسترده‌تری دامن بزنند.

سفیران روسیه و ایران به طور واضح نشان دادند که حضور غرب در افغانستان را با حمایت از بخشی از طالبان نیز به چالش خواهند گرفت. این‌که تلاقی منافع کشورهای روسیه و امریکا و در معادله پایین‌تر ایران و عربستان در سوریه سبب ویرانی کامل کشور سوریه شد، چون آفتاب عیان است.

جنگ نیابتی میان دو قدرت جهانی و دو قدرت منطقه‌یی سوریه را چنان تباه کرد که مردم سوریه قادر نخواهند شد تا ۵۰ سال آینده هم جنگ جاری را جبران خسارت نمایند؛ اگر فرض بر پایان یافتن زودرس جنگ در آن کشور بگیریم، درحالی که هنوز جنگ دوام دارد. اما آیا افغانستان هم به علت مدیریت نادرست جنگ توسط ایالات متحده امریکا و متحدان‌ غربی‌اش، می‌رود که به سوریه‌یی دیگر مبدل گردد؟

آیا پیروزی‌های پی هم در میدان‌های خاور میانه سبب شده که روسیه و ایران به‌دنبال شیطنت‌ بیشتر در منطقه و به‌خصوص افغانستان، در برابر منافع غرب به‌خصوص امریکا برآمده‌ باشند؟

در این‌که پیروزی‌ها در خاور میانه روسیه و ایران را مغرور ساخته و اکنون در فکر به چالش گرفتن منافع غرب و امریکا به‌طور کل در منطقه و به‌خصوص در افغانستان افتاده‌اند هیچ تردیدی نیست، ولی در این میان وظیفۀ مردم و دولت ما چیست؟ ماه هم باید چون ملت سوریه به جان هم بیفتیم، همدیگر را بدریم و خون‌ریزی کنیم؟ دولت ما چه سیاستی باید اتخاذ کند؟ بگذارد مردم و مملکت ما قربانی گردند یا الزام دارد علیه چنین موقف‌گیری‌های بی‌خردانه سفارت‌خانه‌های روسیه و ایران در داخل کشور موضع شفاف گرفته شود؟

اگر روس‌ها و ایرانی‌ها برای حفط منافع خود از طالبان حمایت می‌کنند، چه لزومی دارد که سفارت‌های این دو کشور به عنوان دو نهاد سیاسی پوشالی همچنان باز بمانند؟

دولت افغانستان اکنون به یک پالیسی صریح و جدی نیاز دارد. در صورتی که این دو کشور همۀ قوانین و معیارهای بین‌المللی را زیر پا گذاشته و آشکارا حمایت‌های‌شان را از یک گروه تروریستی که در مدت ۲۰ سال عمرش فقط خون ریخته و ویران‌گری کرده و بیش از ۱۵ سال در برابر نظام‌های دموکراتیک و ملی ما جنگیده‌اند، اعلام می‌کنند، نیاز مبرم احساس می‌شود که دولت ما واکنشی جدی داشته باشد. متاسفانه وزارت خارجه کشور تا هنوز هیچ واکنشی در برابر اظهارات سفیران روسیه و ایران نداشته، در حالی که اظهارات اخیر دو سفیر شدیدن مایه نگرانی مردم شده است.

نگرانی اصلی مردم این است که اگر روسیه و ایران عملن طالبان حمایت کنند، بر پیچیدگی جنگ در کشور افزوده شده و ناامنی‌ و بی‌ثباتی افزایش خواهد یافت. درحالی که امریکا و در کل غرب نیز منتظر نخواهند نشست و دست به تلاش‌های پیش‌گیرانه خواهند زد، اما در این میان مردم و منافع ملی ماست که قربانی می‌شوند.

شیطنت روسی و مکارگی ایرانی به همان میزان که علیه امنیت و منافع مردم افغانستان قرار می‌گیرد به همان پیمانه در برابر منافع امریکا در منطقه نیز قرار دارد.

ظاهرن در ۱۵ سال گذشته بیش از ۱۰۰میلیارد دالر در بازسازی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افغانستان از سوی غرب مصرف شده، در نشست بروکسل بیشتر از ۱۵ میلیارد دالر دیگر را جهان به افغانستان تعهد داد که بدون شک بخش اعظم این کمک‌ها باز هم مربوط متحدان بزرگ غربی افغانستان است.

با موجودیت همین کمک‌ها، حالا پس از ۱۵ سال مردم افغانستان یک دولت قانونی دارند، ساختارهای اقتصاد ملی ما در حال شکل گرفتن است و نظام اجتماعی نیز دوباره احیا شده که بی‌تردید این دستاورد مشترک مردم افغانستان و جامعه جهانی است.

حال سفیران روسیه و ایران درست در جهت خلاف این دستاوردها تبلیغ می‌کنند. این‌جاست که بار دیگر نیاز جدی احساس می‌شود که دولت افغانستان با متحدان غربی‌اش تمام امکانات موجود را به کار بندند. در غیر آن، همه این دستاوردهای یک‌ونیم دهه با چالش‌های مداخله‌جویانه و جدی‌تر مواجه خواهند شد. بدتر از همه تجربۀ جنگ‌های فرقه‌یی در سوریه و عراق که در واقع جنگ نیابتی بین همین قدرت‌هاست بر مردم ما نیز تکرار خواهد شد.

این را نیز نباید فراموش کنیم که اگر قرار باشد میان قدرت‌های منطقه‌یی و جهانی در افغانستان زورآزمایی صورت گیرد، بی‌تردید مردم افغانستان جانب متحدان غربی خود را خواهند گرفت و به این زودی هم فراموش نخواهند کرد که غربی‌ها در کنار اهداف خودشان در منطقه، برای مردم افغانستان نیز قربانی‌های انسانی و مالی فراوانی داده‌اند.

امید کریمی