فتح‌الله گولن: کودتای جعلی، ساخته و پرداختۀ اردوغان است

fetullah-gulen

فتح‌الله گولن، در مصاحبۀ اختصاصی با تلویزیون ZDF آلمان، کودتای نافرجام ترکیه را طرح خود اردوغان می‌داند. آنچه در زیر آمده، متن کامل این مصاحبه است که به خاطر اهمیت‌اش در این شمارۀ روزنامه راه مدنیت ترجمه و نشر گردید:

 آقای گولن، از زمان کودتا بدین‌سو، عملیات پاک‌سازی گسترده‌یی علیه هواداران شما جریان دارد. تاکنون بیش از ۱۰۰هزار کارمند عدلی و قضایی، آموزگار و مأمور دولت از وظیفه اخراج گردیده و نزدیک به ۲۰ هزار نفر زندانی شده‌اند. ترکیه به کدام سو می‌رود؟

این‌ها همه از قبل طرح شده بودند. برای تحقق این پاک‌سازی به یک بهانه نیاز بود تا این تصفیه‌کاری‌ها بر مبنای آن صورت گیرد و در نزد جامعۀ جهانی معقول دانسته شود. برای این تصفیه‌کاری از ارگان‌های عدلی و شاید هم از نظامی، لیست‌های افرادی که باید از نهادهای دولتی اخراج شوند، از جانب حکومت ترتیب داده شده بود، ولی در برابر این تصفیه‌کاری‌ها ایستادگی صورت می‌گرفت. به همین جهت، سناریوی کودتا یک بهانه معقول برای این برکناری‌ها قرار گرفت.

از یک‌سو اظهارات رییس‌جمهور اردوغان در روز کودتا که گفته بود: «خوب شد کودتا صورت گرفت، این کار به نفع ما تمام شد.» و از دیگرسو مسلح ساختن افراد یک سازمان و دستور شلیک به سوی افراد ملکی، همه بیانگر سناریو و جعلی بودن کودتاست. در پاسخ به اینکه «آیا ترکیه به جهت مثبت روان است؟» باید گفت که ترکیه چندین بار اتفاقات ناگوار را تجربه کرده است. از جمله کودتای ۱۹۶۰، کودتای ۱۹۷۱، کودتای ۱۹۸۰، کودتای ۱۹۹۷٫ من جزو کسانی هستم که در زیر پلیت‌های همۀ این کودتاها پایمال شدم. ما آن گونه که این حوادث را پشت سر گذاشتیم، به یاری خداوند اتفاقات امروز را نیز پشت سر خواهیم گذاشت.

رییس‌جمهور ترکیه شما را متهم به انجام کودتا نموده و دادستانی ترکیه خواستار دو بار حبس ابد برای شما شده است. آیا این ادعاها واقعیت دارد؟ شما واقعا در این کودتا نقش داشتید؟

من ۱۶ سال است دور از ترکیه در اینجا به‌سر می‌برم. اگر در این باره، کدام مکالمات تیلفونی و یا کدام دستور شفاهیِ من در پیوند به انجام کودتا وجود داشته باشد و ثابت بسازند، با کمال میل خواستۀ آن‌ها را به جا خواهم آورد. این یک طرف مسأله است. نکتۀ دوم این است که من به آن‌ها پیشنهادی معقول داشتم. یک نهاد بین‌المللی ایجاد گردد و این قضیه را بررسی کند. اگر ادعای آن‌ها برحق ثابت شود، نتیجۀ آن را با دل و جان خواهم پذیرفت. ولی در این باره نه شواهد موثقی ارایه کرده توانستند و نه به پیشنهاد من پاسخ گفته توانستند. از این جهت، آنچه آن‌ها می‌گویند، ادعایی بیش نیست. اسنادی که آن‌ها تحت نام شواهد کودتا اینجا فرستاده‌اند، همه اوراق خالی هستند. نهادهای عدلی اینجا، اوراق فرستاده‌شده را به بررسی گرفته‌اند، اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، مطابق آن تصمیم خواهند گرفت. در آلمان نیز قانون و عدالت وجود دارد، در اینجا نیز حاکمیت قانون و عدالت را شاهد بوده‌ام. پس از کودتای نظامی ۱۹۹۷ در دادگاه نیوجرسی اظهارات خویش را ارائه کردم. در آن زمان نیز نظامیان علیه من اقامۀ دعوا کرده بودند. از  این قضیه نیز برائت یافتم.

 آیا قصد دارید به ترکیه بازگردید؟ در صورتی که باز گردید، با کدام شرایط باز خواهید گشت؟

این‌ها (امریکا) ۱۶ سال آغوش‌شان به روی من باز بوده است. سال‌ها پیش آقای ژیرنوسکی از روسیه مرا به کشور خویش دعوت کرد و ابراز داشت که اینجا برای شما مکانی امن خواهد بود. به همین صورت، یکی از وزرای کشور مصر نیز مرا به کشور خویش دعوت کرده بود. از مقام‌های ارجنتاین نیز چنین دعوتی صورت گرفته بود. ولی از آنجا که ملت امریکا با صمیمیت و اخلاص در کشورشان به ما جای دادند و به ما اعتماد نمودند، ترک امریکا بدون مشورۀ آن‌ها، بی‌احترامی بزرگی در قبال این ملت بزرگ محسوب می‌شود.

 مدت‌های زیاد متفقِ اردوغان بودید. اگر سخنم به‌جا باشد، حتا برادر ایمانیِ او بودید. در برابر ارتش لائیک یکجا مبارزه کردید. علت گسستگی بین شما و آن‌ها چی بود؟ این کین و نفرت از کجا ناشی می‌شود؟ شما هواداران اردوغان را به «اس‌اس»های هتلر شباهت می‌دهید. این دگرگونی چگونه پدید آمد؟

نخیر، چنین چیزی نیست. من هیچ‌گاه با او رابطۀ تنگاتنگی نداشته‌ام. زمانی که او شهردار بود، باری به ملاقات من آمد، و من به ملاقات او رفتم. به یاد ندارم که یک گیلاس چای برایم تعارف کرده باشد. ملاقات دوم زمانی بود که او می‌خواست حزب جدیدی تأسیس کند. در منزل بالاییِ ساختمان یک مرکز آموزشی که امروز غصب کردند، اقامت داشتم. برایم گفت که می‌خواهد از نجم‌الدین اربکان جدا شود و حزب جدیدی تأسیس نماید. در این باره از من نظرخواهی کرد. من نظر خود را برایش گفتم. هرگاه کسی ولو که دشمن سرسخت من باشد، از من نظر بخواهد، نظر خود را برایش می‌گویم. به او گفتم این کار را به گونه‌یی انجام بده که با اربکان وارد منازعه و جدال نشوی. پیشنهاد دیگرم برایش این بود در کشوری که کودتاهای نظامی یکی پی دیگری صورت می‌گیرند، زمانی می‌توانید کاری انجام دهید که  با ارتش سازگار باشید. بنده ۲۰ سال پیش گفته بودم: «جمهوریت نظامی برگشت‌ناپذیر است.» رسانه‌های طرفدار اردوغان که امروز علیه ما پروپاگند می‌کنند، بیست سال پیش نیز مرا از بهر این اظهاراتم آماج قرار داده بودند. ملاقات دوم زمانی صورت گرفت که ما به منظور حمایت از «سرای بوسنه» در سطح جهان تورنمنت فوتبال را راه‌اندازی کرده بودیم. او در آن زمان شهردار بود و خانم «تاسو چیللر» صدراعظم ترکیه بود. خانم تانسو چیللر نیز در مراسم راه‌اندازی این تورنمنت اشتراک کرده بودند. اردوغان نیز آمد و در کنار من نشست. در آن هنگام با او یکی دو سخنی بیش نزدم. همۀ دیدارهای ما عبارت از همین است. در اینجا می‌خواهم مطلبی را بیان کنم. زمانی که برای تأسیس حزب جدید جهت نظرخواهی نزد من آمده بود، در اسانسور با دوستانش چنین گفت: «اول باید کار این‌ها را تمام کرد.» یعنی او از همان زمان تحملِ دیگران و گزینه‌های دیگر را نداشت. این یک سوءتفاهم است که بنده با او روابط دوستانه داشته‌ام. در اینجا به عنوان حاشیه نکته‌یی را می‌خواهم اشاره کنم: من به دوستان توصیه نمودم تا در همه‌پرسیِ «هیئت عالی سارنوالان و قاضیان» شرکت کنند. از اینکه این مسأله گام خوبی در راستای دموکراسی بود، و از آنجا که از حقوق بشر، دموکراسی، اتحادیۀ اروپا سخن گفته می‌شد، به دوستانم توصیه نمودم تا از آن‌ها حمایت کنند. او نیز بی‌آنکه نام مرا ذکر کند، گفت: «از پنسلوانیا تشکر می‌کنم» و نام مرا پنسلوانیا گذاشت. او حتا یک بار نام مرا به زبان نیاورده است. این موارد نشانگر آن است که روابط چندانی میان ما وجود ندارد. من قبلا مرحوم سلیمان دیمیرل، رییس‌جمهور پیشین ترکیه را از بابت تمایل‌‌اش به دموکراسی، حقوق بشر، اتحادیۀ اروپا، ناتو وغیره تشویق نموده‌ام. بولنت اجویت، صدراعظم پیشین ترکیه را نیز در این راستا تشویق کرده‌ام. من پیوسته به هر کسی که به دموکراسی باورمند بوده است، چنین توصیه‌ها  را کرده‌ام. ما مغلوبِ حسن ظن خود شدیم، و به چیزهایی که گفتند، باور کردیم. ولی من هرگز به کسی رأی نداده‌ام. به آن‌ها نیز رأی ندادم. ولی در همه‌پرسی «هیئت عالی سارنوالان و قاضیان» حمایت از آن‌ها را، در راستای دموکراسی سودمند دانستم. اگر دوستان آلمانی ما همچو موارد را اتفاق و همدستی نام بگذارند، اتفاقِ ما به همین حد بوده است.

 رییس‌جمهور ترکیه مکاتب شما را بست، منابع عایداتی شما را مسدود ساخت و هواداران شما را زندانی کرد. حرکت شما در چه وضعیتی قرار دارد؟ پیروان این حرکت در چه وضعیتی هستند؟ آیا از شمارشان کاسته می‌شود؟ آیا حرکت خدمت با خطر انقراض مواجه است؟

ما باورمند هستیم کارهایی که تا کنون انجام داده‌ایم، مناسب و موافق رضای الهی است. بیانات و سخنرانی‌های من از فراز منبر مسجد و از تریبون کنفرانس‌ها، فقط در حد توصیه بود. من فقط به انسان‌ها توصیه کردم. اختلاف، جهالت، فقر، به جان هم افتادن؛ همه از بیماری‌ها و عوامل کشندۀ عصر کنونی هستند. به باور من، تنها راه مبارزه با این بیماری‌های کشنده، تعلیم و تربیه است. این مشکلات را زمانی می توانیم حل کنیم که مسأله را از عمق به دست گیریم و کار را از جوانان آغاز کنیم. این راه حل‌هایی بود که بنده به انسان‌ها توصیه کردم. من یک درصدِ انسان‌هایی را که در این راه عزم را جزم کرده‌اند، نمی‌شناسم. شاید یک در هزارمِ این انسان‌ها را بشناسم. این انسان‌ها از اینکه به خود باور داشتند که به بشریت سودمند واقع خواهند شد، در ۱۷۰ کشور کانون‌های دوستی و برادری را به شکل مدارس آموزشی، دانشگاه‌ها، مراکز فرهنگی تأسیس نمودند. در هر کشوری که حضور داشتند، با دولتمردان آن کشور تماس دوستانه برقرار نمودند و بدون درنظرداشت رنگ و نژاد، زمینۀ آن را فراهم نمودند تا انسان‌های متفاوت همدیگر را به آغوش بکشند. جوامع مختلف، زیبایی همچو فعالیت‌ها را درک نمودند و در قبال آن‌ها بیشتر علاقمند شدند. این قافلۀ خدمت تا هرجا که خداوند بخواهد، ادامه خواهد یافت. این کار به دست ما نیست. ما مکافات نیت خود و خشنودی خداوند را می‌طلبیم و دیگر توقعی نداریم. ما می‌خواهیم انسان‌ها همدیگر را به آغوش بگیرند و به همدیگر حرمت بگذارند. اختلافات و تفاوت‌ها را باید از بین برد. تاریخِ انقلاب‌های اجتماعی در اروپا، یکی از نمونه‌های بدِ این مسأله است. کپیتالیست‌ها و کمونیست‌ها به جان هم افتیده بودند. از دیگر سو، جهالت عامل مهمِ سرنگونی انسان‌هاست، و آن را ریشه‌کن باید ساخت. اختلاف و چندپارچگی نیز دشمن کشندۀ انسان‌هاست، کاری که او و هوادارانش در ترکیه انجام داد. آن‌ها اختلاف را بین انسان‌ها دامن زدند و ملت را پارچه پارچه کردند. ما این کار را تا جایی که خداوند مراد کند، ادامه خواهیم داد. ما این وظیفه را با حس مسوولیت‌پذیری و بر مبنای احترام به انسانیت انجام می‌دهیم. ما این فعالیت‌ها را تا زمانی که شرایط مساعد باشد، به پیش خواهیم برد. من هیچ‌گاه مأیوس و ناامید نشده‌ام. ما شاهدِ چندین کودتای نظامی بودیم، نظامیان نیز مدارس آموزشی ما را آماج قرار دادند. خداوند به آنان فرصت نداد. از اینکه آن‌ها دروازه‌های حقوق را بستند، وکلای مدافع را به زندان افگندند، تبعید نمودند، و صدای رسانه‌ها را خاموش ساختند، همه یکصدا شدند. آنان خود را حاکم ترکیه می‌دانند، ولی این وضعیت ادامه نخواهد یافت. ملت آلمان این واقعیت را می‌داند، چرا که در گذشتۀ نزدیک رژیم استبدادی را تجربه کردند. روس‌ها نیز شاهد چنین دوره‌یی شدند. در برخی کشورهای شرق میانه نیز چنین «تیرانیزمی» حاکم است. ولی این‌ها همه زودگذر هستند. یک ضرب‌المثل ترکی چنین می‌گوید: «کسی که با ظلم آباد شده است، فرجامش برباد خواهد بود. اگر ظالم ظلم دارد، مظلوم خداوند دارد. امروز ظلم و ستم به مردم آسان است، ولی فردا دیوان الهی است.»

 یعنی وضعیت حرکت گولن آن قدر هم بد نمی‌باشد و با خطر انقراض مواجه نیست، هوادارانش رو به کاهش نیست و وضعیت مالی‌اش هم بد نیست؟

توجه عمومیِ انسان‌ها، عامل مهمی به شمار می‌رود. هیچ‌کسی نمی‌تواند با توجه انسان‌ها و با توجه خداوند کنار بیاید.

 تا کنون در ۱۷۰ کشور علیه مکاتب پروپاگند منفی نمودند، ولی در هیچ جا مورد قبول واقع نشدند. تنها در سومالی، یک مکتب تغییر مکان نمود. به منظور مسدود ساختن این مکاتب میلیون‌ها دالر پول خرج کردند ولی به هدف‌شان دست نیافتند.

حتا در اینجا در امریکا اجازۀ تأسیس ۱۴ باب مکتب (charter School) را دادند. ملت امریکا از ۲۰ سال بدین‌سو افکار عمومی این حرکت را پی‌گیری و بازرسی می‌کنند، و تا کنون هیچ عمل ناراحت‌کننده‌یی را شاهد نشده‌اند. اگر عمل ناروایی را شاهد می‌شدند، خودشان تدابیر اتخاذ می‌کردند. پروپاگندهای منفی آن‌ها در نقاط مختلف دنیا باعث مغشوش شدن اذهان شد، ولی این‌ها هیچ‌گاه موفق به بستن مکاتب نشدند. از همین جهت، هیچ سببی برای یأس و نومیدی وجود ندارد. شاعر ملّی ما چنین گفته است: «یأس چنان باتلاقی است که هرگاه در آن بیفتی، غرق می‌شوی. اگر به عزم و اراده ات چنگ بزنی، از این باتلاق نجات خواهی یافت. انسان‌ها فقط با امید می‌توانند زندگی کنند. افراد مأیوس و ناامید اراده و وجدان خود را اسیر خواهند ساخت.»

 می‌خواهم از حرکت گولن بحث کنم. این حرکت خود را یک حرکت آموزشیِ پاسیفیست معرفی می‌کند و هدفش این است تا مسلمانان برگزیده‌یی پرورش دهد. منتقدان، این حرکت را به نفوذ کردن در نهادهای جامعه متهم می‌کنند و ادعا دارند که پیروان این حرکت در نهادهای نظامی و عدلی رخنه کرده‌اند. و به عنوان ثبوت، نوار ویدیویی را که در سال ۱۹۹۹ ثبت شده است، نشان می‌دهند. شما در این نوار ویدیویی هواداران‌تان را تشویق نموده‌اید در نهادهای دولتی نفوذ کنند و روزی قدرت را به دست بگیرند. آیا شما گرگی در لباس میش/گوسفند هستید؟

این‌ها ادعای نظامیان و کسانی است که پیوسته در برابر افراد با ایمان جبهه گرفته‌اند. کسانی هم که امروزه فعالیت‌های تعلیمی را در چهار گوشۀ دنیا به پیش می‌برند، ملت ترک و مردمان اناطولیا هستند. این ادعایی است که یک اقلیت کوچک بدان باورمند است. ولی باید گفت که کار انسان‌ها در نهادهای کلیدی و حیاتی میهنِ خود، به معنای رخنه کردن نیست. تعبیر رخنه کردن زمانی به‌کار برده می‌شود که شخص بیگانه‌یی در قلمرو شما نفوذ کند. مثلا: در زمان عثمانی‌ها، سلاوها و برخی افراد بیگانه به دستور «سزار» با عناوین مختلف در دستگاه دولت عالی عثمانی رخنه کرده بودند. اجرای وظیفه یک شخص و یا یک شهروند آلمانی در نهادهای امنیتی و یا عدلی کشور خودش، به معنای رخنه کردن آن شخص در دستگاه‌های دولت نیست. ممکن است در نوار ثبت‌شده، کار کردن در نهادهای حیاتی تشویق شده باشد. آن روزها، به نظامیان نیز چنین گفته بودم. اصل مسأله این است که دولت‌مردان فعلی ترکیه می‌خواهند همه چیز زیر تسلط خودشان باشد. حرکت خدمت در ۱۷۰ کشور مدارس آموزشی تأسیس نموده است. او می‌خواست به وسیلۀ این نهادهای تعلیمی خود را امیرالمؤمنینِ جهان اسلام معرفی کند. علت خصومت دهشت‌انگیزِ او این است که او نتوانست مدارس آموزشی را وسیلۀ این هدف خود قرار دهد. اگر این نیروی بالقوه در جهت این هدفش به‌کار برده می‌شد، این همه غوغا و دشمنی را برپا نمی‌کرد. او دربارۀ این مکاتب چنین نظری دارد: «وقتی این مکاتب تحت حاکمیت من نباشد، اگر شمارشان نه ۱۷۰، بل ۳۴۰ هم باشد، برای من هیچ اهمیتی ندارد. اگر این حرکت در خدمت «طیّبیزم» ویا «اردوغانیزم» نباشد، سرنگون شود. اگر جنبش خدمت انسان‌ها را به بهشت هم ببرد، سرنگون شود.» از آنجا که در ترکیه هرگونه صدای مخالف ساکت ساخته شده است، و از هر رسانه فقط صدای اردوغان بلند می‌شود، این امر متأسفانه باعث فریب توده‌های مردم شده است. کسانی که بر اوضاع سیاسی سال‌های ۱۹۴۰-۱۹۴۵ آلمان تسلط کامل دارند، این مسأله را به خوبی می‌دانند.

 آیا حرکت شما بسیار قدرتمند شد که اردوغان از قدرتمندی این حرکت ناراحت گردید و به بهانۀ کودتا به سرکوب حرکت شما برخاست؟

کسانی که با «زهرِ قدرت» مسموم شده‌اند، ممکن است همزمان گرفتار بیماری پارانوئید نیز گردند. روان‌شناس‌ها و ‌پزشک‌ها این مسأله را بهتر می‌دانند. همچو اشخاص از هر فعالیت و از هر حرکت ناراحت می‌شوند. مثلا: در چهارگوشۀ دنیا نمایندگان خود را می‌فرستند و برای قبولاندن سفسطۀ دروغینِ ترور به ملت‌های جهان، هرچه از دست‌شان بیاید، انجام می‌دهند. شما از من پرسیدید که آیا ترس و هراس دارید؟ من از کسی ترس ندارم، من فقط از خدا می‌ترسم. از بی‌حرمتی در قبال ملت می‌ترسم. او دیروز در مخروبه‌ها زندگی می‌کرد، بعدها صاحب قصرها و ویلاها شد. فیلوها و کشتی‌ها دارد و در کشورهای مختلف میلیاردها دالر هزینه کرده است. او خود را امیرالمؤمنین می‌دانست و خود را مسلمان سالم معرفی می‌کرد. وقتی در ۱۷ و ۲۵ دسامبر ۲۰۱۳ فسادها و عیب‌های‌شان برملا شد، او تصور می‌کرد این افشاگری‌ها را ما برملا ساخته‌ایم. از همین رو علیه ما دشمنی را آغاز کرد. بعدش به هدف زندانی انسان‌ها بدون پرس‌وجو، سناریوی جعلیِ کودتا را به راه انداختند. این‌ها همه ناشی از گرفتار شدن او به بیماری پارانوئید است. کسانی که او را از نزدیک می‌شناسند، می دانند که او دیوارها را مشت و لگد می‌زند. آن‌ها در درد و رنج بیشتری به‌سر می‌برند. آن گونه قرآن کریم می‌فرماید: « ان تکونوا تألمون فانهم یألمون» (اگر شما درد و رنج می‌کشید آن‌ها نیز بیشتر از شما درد و رنج می‌کشند).

 می‌خواهم بار دیگر از انتقادهای صورت‌گرفته علیه شما سوال کنم. از بیرون چنین به نظر می‌رسد شما مدافعِ لیبرالِ «اسلامِ میستیک» هستید. نهاد پاسدار قانونِ اساسیِ Baden- Württemberg گفته است که آنان حرکت شما موجودیت ملی‌گراییِ ترکیِ دارای ابعاد اسلامی را تثبیت کرده‌اند. ادعا می‌شود که شما گفته‌اید: «کسی که از اسلام خارج می‌شود، سزاوار مرگ است.» این اظهارات با میستیسیزمِ معصومانه ربطی ندارد. حرکت شما دارای کدام باور اسلامی است؟ چه هدفی را دنبال می‌کند؟

به یاد ندارم که چنین حرفی زده باشم. این بیاناتی است که جملات پس و پیش‌اش قطع شده و از محتوای کل، دور ساخته شده است. این‌گونه دست‌کاری‌ها پیوسته صورت می‌گیرد. امروز نیز رسانه‌های طرفدار اردوغان عین کار را می‌کنند. مثلا: من گفته‌ام «بعضی‌ها همانند برگ‌های درخت تارومار خواهند شد». آن‌ها از این جملۀ من چنین معنایی را استخراج می‌کنند: «از این پس بم ایجاد خواهند کرد، بم اتم خواهند ساخت و با آن انسان‌ها را به کام مرگ خواهند فرستاد.» از جبّه‌یی که می‌پوشم، از نزد خود معناهای متفاوتی می‌سازند و می‌گویند: «رنگ جبّه‌اش همانند رنگ لباس نظامیان است و با این جبّه به نظامیان پیام فرستاد تا کودتا را راه‌اندازی کنند.» حال آنکه من هر جبّه‌یی به هر رنگی که بیابم، می‌پوشم». این‌ها همه به منظور منحرف و گمراه ساختن افکار انسان‌هاست. کتاب‌های بنده در تمامی کشورهای اسلامی ترجمه شده است. از میان این کتاب‌ها، آثاری هستند که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شوند. مثلا، کتاب «در محور ارشاد»، کتاب «نور جاویدان». دیروز اینجا شخصی به نام انور از کشور هندوستان آمده بود. او برایم گفت: «من کمونیست، مارکسیست بودم، کتاب «نور جاویدان» را خواندم و مسلمان شدم. در نقاط مختلف دنیا، انسان‌ها مسابقۀ مطالعۀ این کتاب‌ها را راه‌اندازی می‌کنند. اگر در این کتاب‌ها مسایل جنجال‌برانگیز وجود می‌داشت، آن‌ها از آن به نفع خود استفاده می‌کردند و در رسانه‌ها بازتاب می‌دادند. از ۵۰ سال بدین‌سو، بیش از ۷۰ جلد کتاب بنده به نشر رسیده است. همۀ این کتاب‌ها را ورق بزنند و زیر و رو کنند. با دید کلی و هرمی به آن‌ها نظر کنند و مطابق آن ارزیابی نمایند. کار این‌ها به کار ناپلیون شباهت دارد که گفته بود: «به من کسی را که می‌خواهم بکشم و یا اعدامش کنم، یک جمله‌اش را بیاورید، از میان آن کلمه‌یی می‌یابم که بهانه‌یی برای اعدامش شود.»

 در آلمان بیش از ۳۰۰ انجمن و مدارس آموزشی گولن وجود دارد. کسانی که راه‌شان را از این انجمن‌ها و مدارس جدا کرده‌اند، از موجودیت ساختارهای شبیهِ طریقت و ساینتولوژی در این نهادها سخن می‌گویند. آن‌ها ادعا می‌کنند که در خانه‌های نور و خوابگاه‌ها قوانین سخت اسلام تطبیق می‌گردد. آن‌ها می‌گویند انسان‌ها در این اماکن شستشوی مغزی می‌شوند. آیا این ادعاها واقعیت دارد؟

مساله، مسالۀ شستشوی مغزی نیست. کسانی که علاقمند هستند، می‌توانند قواعد اسلام را رعایت کنند. من گفته‌ام، حجاب از فروعات اسلام است و شامل اصول اسلام نمی‌شود. کسی که حجاب را رعایت نمی‌کند، کافر نمی‌شود. کسی که امروز در رأس ترکیه قرار دارد، این مساله را پیوسته به زبان آورد. در همایش‌ها، از آن استفادۀ ابزاری کرد. یکی از اساساتِ بنیادین این است که به باورها و نظرهای دیگران باید احترام گذاشت. در اینجا به نکته‌یی می‌خواهم اشاره کنم. برخی این نهادها را با نام گولن پیوند می‌دهند، این نهادها هیچ ربطی با گولن ندارند. من فقط بر فراز منبر مساجد، در کنفرانس‌ها و در مجلات چاپی نظرات و اندیشه‌های خود را بیان می‌کردم. شماری از انسان‌ها، آرا و اندیشه‌های مرا که در عرصۀ علم، اتحاد، اتفاق، دوستی و همزیستی انسان‌ها، مبارزه علیه فقر سودمند دانستند و به این پی بردند که راه حلِ همه چیز در علم و دانش نهفته است، دست به کار شدند و فعالیت‌هایی را به راه انداختند. تعبیری بنام «گولنیزم» وجود ندارد. من خود را نمی‌پسندم، به تعبیر علامه بدیع‌الزمان، کسانی که مرا می‌پسندند را نیز نمی‌پسندم. کسانی که این همه موفقیت‌ها را به من نسبت می‌دهند را برای خود دشنام تلقی می‌کنم. آری، این‌ها ربطی با من ندارند. این پیروزی‌ها از آنِ کسانی است که توصیه‌های بنده را جدی گرفتند و در راستای ارزش‌های انسانی تلاش به خرج دادند. نه فعالیت‌های انجام‌یافته در آلمان، نه در امریکا و نه در انگلستان، هیچ‌کدام ربطی به من ندارند. من شاید یک در هزارم این انسان‌ها را بشناسم.

 به ما اماکن خاص و محل بودوباش خود را نشان دادید. از بابت این، از شما سپاسگزارم. در اینجا یک زندگی ساده و متواضعانه دارید. ولی گفته می‌شود در کنار این، یک امپراطوری میلیارد دالری نیز دارید. شما چندین شفاخانه، نهادهای رسانه‌یی و بانک‌ دارید. ولی حرکت شما آدرس مشخصی ندارد. آدرس مشخصی به‌نام گولن وجود ندارد. به نام گولن صندوق پستی، عضویت و اساس‌نامه‌یی وجود ندارد. چرا معلومات مالی آشکار نمی‌شود؟

گمان نمی‌کنم چنین چیزی حقیقت داشته باشد. هر شهروند امریکایی هر وقت بخواهد، می‌تواند اینجا را تفتیش و بررسی کند حتا محل بودوباش مرا بررسی کند. می‌توانید کتاب‌ها و یادداشت‌های مرا تفتیش و بررسی کنید. مقالات مرا که در مجلات نشر شده‌اند را می‌توانید بررسی کنید. زمانی که یک شخص به اینجا سر زده بود، هنگام بیرون شدن از اینجا، از بابت شفافیت اظهار ممنونیت کرده بود. در هر کشوری نهادهای مالی و حقوقی و ارگان‌های امنیتی وجود دارند. آن‌ها می‌توانند مؤسسه‌ها را تفتیش و بررسی کنند. اگر در این مؤسسه‌ها عیب و کاستی وجود داشته باشد، لغو کنند و مسدود بسازند. من در این باره هیچ‌گاه اندوه‌گین نخواهم شد. من با کسانی که شناخت دارم، به آن‌ها پیوسته توصیه نموده‌ام تا از حق و حقیقت دور نشوند. به ایشان گفته‌ام: در هر کشوری که به‌سر ببرید، شفاف باشید. همانند فردی از افراد آن جامعه عمل کنید، منافع آن کشور را در نظر بگیرید. اگر در این زمینه کدام کوتاهی وجود داشته باشد، ویا کسی در همچو مسایل در پی حیله و فریب باشد، آن را به ساده‌لوحی آن‌ها نسبت می‌دهم.

آقای گولن، در دنیا میلیون‌ها هوادار دارید، در ترکیه همچنان. آیا قصد دارید به ترکیه بازگردید؟ اگر بلی، بازگشت شما در چه شرایطی ممکن خواهد بود؟

هرکس وطن خود را دوست دارد. شما نیز شاید عاشق وطن خود باشید. وقتی نام میهنم را می‌شنوم، حس عجیبی برایم دست می‌دهد. ولی برای آنکه به رفاه و آرامش وطنم صدمه وارد نشود، آمدم و اینجا اقامت گزیدم. امریکایی‌ها هم ممانعت نکردند. در اینجا به نکته‌یی اشاره می‌کنم: زمانی به ترکیه برخواهم گشت که تأثیر «تیرانیزم» از هم بپاشد.

 آقای گولن، چه کسی از همیت بیشتری برخوردار است؟ فتح‌الله گولن یا رجب طیب اردوغان؟

نمی‌توان گفت که من از اهمیت زیادی برخوردار هستم. من به این باور هستم که به درد هیچ چیزی نمی‌خورم. اگر برخی دوستان من، مرا از بهر توصیه‌هایم شخص بزرگی قلمداد کنند و پیشرفت‌ها را به من نسبت دهند، در اجتهادشان خطا کرده‌اند و اشتباه فکر می‌کنند. ان شاء‌الله خداوند مغفرت خواهد کرد. پیشینیان و دولت‌مردان پیشین، در زمینۀ پیوستن به اتحادیۀ اروپا، حقوق بشر، ارزش‌های جهان‌شمولِ انسانی، ترکیه را به جایگاه مشخصی رسانده بودند. ولی از آنجا که اردوغان همۀ این ارزش‌ها را با خاک یکسان کرد و ترکیه را با انبوهی از مشکلات مواجه ساخت و ترکیه را از آسیای میانه و شرق میانه کاملا قطع کرد، و از پیوستن به اتحادیۀ اروپا دور ساخت، برای ترکیه به حالت شخص مُضری درآمده است. من چاره‌یی نمی‌بینم جز اینکه او را به خداوند واگذار کنم. بنابر بیانِ دکتور اقبال لاهوری، به تلعین و بددعا آمین نگفته‌ام. ولی او را به خداوند واگذار می‌کنم.

آیا به رییس‌جمهور اردوغان پیامی دارید؟

من به او پیامی ندارم. خداوند هدایتش کند و از راه غلط نجاتش بدهد.

منبع: تلویزیون ZDF آلمان/ ترجمه: سهراب عمر