دست‌مال سرخ در مقابل بُغه‌گاو پاکستان!

در گاوبازی مشهور اسپانیا، گاوبازان حرفه‌یی شهامت خود را در مقابل گاوهای نر، با نشان دادن دست‌مال سرخ می‌آزمایند. دست‌مال سرخ گاو را تحریک می‌کند و گاوباز اگر لایق باشد می‌تواند گاو را زمین‌گیر کند و قهرمان شود اما این امکان هم هست که بارها اتفاق افتاده، اگر گاوباز نالایق باشد، دستمال سرخ به قیمت جان‌اش تمام می‌شود. حالا افغانستان در این میدان، برای تحریک پاکستان، هر روز با یک دست‌مال سرخ بازی می‌کند. اگر خوب بازی کند، پاکستان را به زانو در می‌آورد و اگر نه می‌تواند افغانستان را غرق در خون کند.

محمداشرف غنی؛ رییس‌جمهوری کشور با هیأت هم‌راه خود از دهلی نو با دست پر برگشت. هندوستان با اختصاص یک‌هزار بورسیۀ تحصیلی برای دانشجویان افغانستان، از آقای غنی استقبال کرد. تعهد کمک یک میلیارددالری برای اجرای طرح‎های عمرانی، آمادگی برای تأمین نیازهای افغانستان در زمینه‎های معارف، کشاورزی، بهبود مهارت، توان‌بخشی زنان، انرژی، تسهیلات زیربنایی و نهادهای دموکراتیک از موارد دیگری بود که سفر رییس‌جمهوری را پر دستاورد ساخت. هند همچنین پیشنهاد کرد که به افغانستان دواهای ارزان‌قیمت ارسال نموده و در زمینه انرژی خورشیدی نیز همکاری کند. رهبران هند و افغانستان همچنین بر همکاری نظامی و امنیتی و مبارزه با تروریزم تاکید کردند.

سفر رییس‌جمهور غنی به هند، که به‌دنبال دعوت رسمی نرندرا مودی؛ نخست‌وزیر آن‌کشور صورت گرفته بود، هم‌زمان با افزایش تنش‎های دیپلوماتیک با پاکستان صورت گرفت؛ کشوری‎که دهلی نو را حریف دیرینه و رقیب سیاسی نابخشودنی‌اش می‎داند. این نکته از آن رو حایز اهمیت است که ارزیابی هرگونه رابطۀ کابل – دهلی نو بدون در نظر گرفتن رأی و نظر اسلام آباد، نگاه کارشناسانه‌یی به مسأله نیست. به‌دلیل این‌که هند و پاکستان، دو کشور منطقه‌یی و دارای نفوذ در افغانستان‌اند که در طی سالیان طولانی، به‌خصوص چهاردهۀ اخیر، نقش بارز و تأثیرگزاری در افغانستان داشته‌اند. این دو همواره از بستر افغانستان برای استمرار سیاستِ مقابله‌جویانه‌شان استفاده برده‌اند. با این تفاوت که هند با سیاست نرم‎تر و پاکستان با استراتژی سخت و کوبنده وارد عرصه شده و آسیب این دشمنی را بیش‎تر از همه مردم افغانستان دیده‌اند.

اما به‌نظر می‎رسد این روزها جایگاه پاکستان در منطقه که بیش‎تر با رویکرد تنش‎آفرینی مشهور شده در حال تضعیف شدن است. این رویکرد در گذشته تنها شامل افغانستان، هند، بنگلادیش و سایر همسایه‎هایی می‎شد که از همجواری پاکستان رنج می‎بردند، ولی اکنون مسأله فراتر از این رفته است. پاکستان ناخواسته در محور خصومت‎هایی قرار گرفته که حلقۀ اصلی خصومت را در سطح قدرت‎های جهانی شکل می‎دهد.

هم‎اکنون مشاهده می‎شود که با افزایش خصومت‌ها و اختلافات میان امریکا و چین، پاکستان روی خط گسلی قرار گرفته که شکاف آن رو به گسترش قرار دارد. این کشور از امریکا کمک‌های نظامی بزرگی را برای «مبارزه با تروریزم» دریافت می‌کند. – هرچند اخیرن میزان این کمک‌ها مورد بحث قرار گرفته است – اما حالا پاکستان پذیرای بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری از سوی چین – برابر با ۴۶ میلیارد دالر- برای پروژه جاده ابریشم جدید این کشور است. از سوی دیگر، امریکا با هند نزدیک شده و دو هفته پیش بزرگ‎ترین قرارداد نظامی دو کشور امضا شد. برمبناي اين قرارداد، دوجانب اجازه مي‎يابند تا از تمامي پايگاه‎هاي زميني، هوايي و دريايي يک‎ديگر براي ترميم و تجهيز نظامي شان استفاده کنند. گفته مي‎شود هدف اصلي اين قرارداد، مقابله با تحرکات فزايندۀ چين است.

در این میان، تنظیم متوازن رابطۀ افغانستان با این دو کشور کار دشواری بوده که حکومت کابل طی ۱۵ سال اخیر نتوانسته آن ‌را به‌وجود آورده و رضایت دو جانب را هم‌زمان به‌دست آورد. به‌دست آوردن دل اسلام آباد اما سخت‎تر از جلب حمایت دهلی نو بوده، زیرا حکومت پاکستان خواستار قطع روابط با هند، سپردن محدودۀ خط دیورند به پاکستان به‌صورت رسمی، تسلط گسترده روی ساختارهای نظام سیاسی افغانستان و برخی از موارد دیگر بوده که دادن چنین امتیازات و اختیارات به دولت اسلام آباد به منزلۀ سرسپردگی به‌این کشور و برای افغانستان بسی سنگین است. از طرفی هم دل بریدن از هند نیز سخت است و چشم‎پوشی به کمک‎های همیشگی این کشور، ناسپاسی است.

خلاصه این‌که تلاش‎های چندین‎ سالۀ حکومت حامد کرزی در این راستا ناکام ماند و سفرهای مکرر [او] به اسلام‌آباد نتوانست دل دولت‎مردان این کشور را به‌دست آورده و اندکی از خواست‎های سیاسی‌شان بکاهد. دولت وحدت ملی با زعامت محمداشرف غنی نیز در آغاز به‌همان اندازه که برای حفظ دوستی با هند تلاش می‎کرد، برادری پاکستان را نیز تمنا داشت، ولی گویا جمع این دو رابطه به منزلۀ «جمع اضداد» و غیرممکن است. اولین سفر تیم حکومت وحدت ملی به سرپرستی رییس‌جمهور غنی در دو کشور نیز در همین راستا صورت گرفت و انتظار می‎رفت تا دولت‎مردان دهلی و اسلام‌آباد به گفته‎های تیم دیپلوماتیک کابل باور نموده و به همکاری‎های شان به‌جای رقابت ادامه دهند. این کوشش در خصوص هند پاسخ داد، ولی در مورد پاکستان هیچ تغییر رونما نشد.

اکنون اما علامت سوال بزرگی که رابطۀ کابل- دهلی را با چالش مواجه کرده است، چگونگی تنظیم رابطۀ بی‌ضرر هم‌زمان با پاکستان و هند است. پاسخی‎که در این خصوص می‎توان گرفت، استفادۀ بهینه و نظام‎مند از موقعیت جئوپولیتیک کشور است. در حقیقت موقعیت جئوپولیتیک افغانستان به گونه‎یی است که اگر به‌خوبی مدیریت شود، از یک‎سو مشکلات انحصار در خشکه و نبود منابع بالفعل اقتصادی رفع می‎شود و از سویی هم محذوریت‎های روابط سیاسی با هند و پاکستان از بین خواهد رفت.

اما متأسفانه در نبود مدیریت مناسب،‌ ادارۀ سالم و دولت‎مردان مدبر،‌ این جغرافیای بی‌نظیر به‌جای این‌که محل تلاقی منافع مثبت کشورهای منطقه شده و تبدیل به مرکز تجارت منطقه‎یی گردد، به میدان تاخت‌وتاز منطقه‎یی تبدیل شده که هرکسی سعی می‎کند تا برف بام خود را به این «حیات خلوت» انداخته و در نتیجه همیشه سیل ویرانگری در آن جاری است.

با روی کار آمدن دولت وحدت ملی، حداقل این خوش‎بینی ایجاد شده و کم‌کم جنبۀ اجرایی می‎گیرد که ظرفیت‎های اقتصادی و منطقه‎یی افغانستان درحال ظهور و تبدیل شدن به فعلیت است. جلب همکاری‎های گستردۀ هند، جذب سرمایه‎گذاری‎های بزرگ چین، انعقاد قراردادهای ترانزیتی عمدۀ کشورهای آسیای میانه، امضای قراردادهایی چون استفاده از بندر چابهار ایران و…. همگی نشان از تغییر وضعیت منفی جئوپولیتیک افغانستان به یک حالت مثبت است. تنها عنصر منفی باقی‌مانده در این خصوص، رفع تهدیدهای تروریستی و واکنش‎هایی است که گفته می‌شود کشورهایی چون پاکستان در صدد اجرای آن هستند. بنابراین، اگر دولت وحدت ملی موفق شود که هم‌زمان با فراهم‎سازی همکاری‎های منطقه‎یی، بستر داخلی را نیز هموار سازد، امکان تحول مثبت از رهگذر تعاملات منطقه‎یی به واقعیت پیوسته و افق تازه‎یی در برابر افغانستان گشوده خواهد شد.