«خیانت کسانی کرده‌اند که در قدرت هستند»

fgulen

اشاره: پس از کودتای نافرجام در ترکیه، این کشور شرایط سیاسی دیگری را به خود گرفته است. شرایطی که باعث نگرانی نهادهای حقوق بشری شده و واکنش‌های متفاوت سیاست‌مداران کشورهای مختلف را هم در پی داشته است. در این میان اما اتهام‌هایی که دولت ترکیه علیه فتح‌الله گولن داشته، توجه بسیاری از رسانه‌های معتبر بین‌المللی را به خود جلب کرده است. اهمیت مسایل منطقه‌یی برای روزنامۀ راه مدنیت باعث شد تا موضع‌گیری‌های فتح‌الله گولن را پی‌گیری کند. راه مدنیت چندی پیش ترجمۀ مقاله‌یی از گولن را که در روزنامه لوموند فرانسه نشر شده بود چاپ کرد. این بار مصاحبه‌یی داریم از گولن که در «العربیه» نشر شده است. ترجمۀ فارسی آن ‌را در این‌جا می‌خوانید:

بارها کودتای نافرجام را محکوم کرده‌اید. اما اتهام‌ها به شما و جنبش‌تان دربارۀ دست داشتن در کودتا و برنامه‌ریزی برای آن همچنان ادامه دارد. آیا می‌توانید از همین تریبون از پیروان‌تان بخواهید که با دولت ترکیه همکاری کرده و از هر تلاشی برای کودتا در آینده دست بکشند؛ به گونه‌یی که تضمین شود هرگونه تغییر در ترکیه تنها از راه صندوق‌های رای صورت می‌گیرد؟

این بندۀ ناچیز خدا، مدت‌های طولانی است که بارها تکرار کرده که دموکراسی به خواست همگانی تبدیل شده، از همین رو قدرت تنها باید از راه انتخابات به دست گرفته شود. رنج‌های بلند مدت من از کودتاها باعث شد که همواره با چنین اقدام‌هایی مخالفت کنم. اما من ضد ارتش، به‌عنوان سازمانی ملی که در کشور نقش مهمی دارد، نیستم. بدون شک ارتش اقدام‌های بزرگی برای استقلال وطن و یک‌پارچگی سرزمین‌هایش انجام داده. شاید چنین سخنی از سوی من تناقض به حساب آید، زیرا به نقش مهم ارتش ارج می‌نهم اما در عین حال با اقدام‌های مخالف دموکراسی‌اش مخالفت می‌کنم. این تنها ناشی از رنج‌های شخصی من نیست، بلکه به‌خاطر این است که رنج مردم را از این کودتاها لمس می‌کنم. از همین‌رو، همواره با تمام وجودم علیه کودتاها موضع گرفتم و این مساله را هم در همه موعظه‌ها، درس‌ها و نوشته‌هایم تکرار کردم.

گمان نمی‌کنم که دولت کنونی، این بندۀ ناچیز خدا یا هرکدام از فعالان جنبش خدمت را به حمایت از خود به منظور مقابله با کودتا دعوت کند. البته ما بدون شک آمادۀ پذیرش دعوت هر شخصی در هرکجای جهان؛ برای ایستادگی در کنار او و در مقابل کودتاها هستیم. اما گمان نمی‌کنم دولت کنونی نیتی برای چنین دعوتی داشته باشد. زیرا اگر ما در این کودتای خونبار نمایشی و ساختگی دقت کنیم، می‌بینیم که از پیش برای آن برنامه‌ریزی شده بود. از این‌رو،  اردوغان می‌خواهد وضعیت به این صورت ادامه یابد تا از آن بدترین استفاده را ببرد.

تعبیری عربی وجود دارد که در ترکیه به کار می‌رود و می‌گوید: «خائن ترسو و ناخرسند است.» و چون این خیانت ساخته و پرداخته خود آن‌هاست، از همین‌رو، هر صدای مخالفی را خاموش می‌کنند، روزنامه‌ها و تلویزون‌ها را مصادره می‌کنند، افراد مخالف را بازداشت می‌کنند و هرکس را که اندک پاکی و راستی داشته باشد را تبعید کرده یا زندانی می‌کنند. محمدعاکف، سرایندۀ سرود ملی در یکی از قصیده‌هایش این مساله را به‌خوبی بازگو کرده است. از این‌رو، در ترکیه هیچ صدای با شرافتی وجود ندارد که بتواند صادقانه و آزادانه و بدون این‌که در معرض آزار و اذیت قرار بگیرد، از اندیشه و احساسات خود سخن بگوید.

شخصیت‌هایی از جریان‌های ملی‌گرا، سوسیالیست و لیبرال را که با جنبش خدمت ابراز هم‌دردی کرده و آن را جنبشی مثبت یافتند را بازداشت کردند، همچون شاهین الپای، نویسنده و روزنامه‌نگار، ممتازیر تورکورنه، علی بولاچ و علی اونال. صدای همه معترضان را ساکت کردند. نمی‌خواهند انسان‌ها روایت متفاوتی بشنوند. آن‌ها می‌دانند که دست به جنایت‌های ناگوار و اقدام‌های زشتی زدند که اگر افکار عمومی از این اعمال زشت‌شان خبر شود، صورت‌‌های خود را به خاطر زشتی اقدام‌های خود خواهند پوشاند. از این‌رو، سیاست سرکوب‌گرایانه را به پیش برده‌اند.

شما شهروند ترکیه هستید. به دموکراسی و انتخابات هم ایمان دارید. آیا اردوغان را رییس‌جمهور خود می‌دانید؟

پذیرفتن یک شخص مسالۀ جداست، و قبول کردن او  به‌عنوان رییس‌جمهور منتخب، مسالۀ جدا. آری، باید برای احترام به مردمی که او را انتخاب کردند، اردوغان را به‌عنوان رییس‌جمهوری باید پذیرفت. اما آیا این شخص شایستگی کرسی ریاست جمهوری را دارد؟ نمی‌توانم از برخی چیزها چشم پوشی کنم، مواردی که شایستگی او را در این مقام زیر پرسش قرار می‌دهد. از شبهه‌های موجود دربارۀ مدارک دانشگاهی‌اش گرفته تا کینه و نفرتی که در پیش می‌گیرد. از این‌رو، لیاقت داشتن یا نداشتن‌اش برای این پست یک چیز است و احترام به ارادۀ مردم چیز دیگر. بنابر این، می‌توانم بگویم که برپایۀ احترامم به ارادۀ مردم و با صرف‌نظر از لیاقت‌اش برای این پست، او رییس‌‌جمهور ترکیه است.

اجازه دهید این مساله را اضافه کنم؛ عزم دستگاه قضایی برای خدمت، به ۱۸ سال پیش از رسوایی‌های فساد باز می‌گردد. در مناسبت‌های مختلف در این باره سخن گفتم. هنگامی که اردوغان قصد تاسیس حزب جدیدی داشت، نزدم من آمد و من هم نظر خود را دادم و به صورت مثبت با او صحبت کردم. به او خوش‌بین بودم، اما قربانی این خوش‌بینی شدم. هنگامی که نظرات من را شنید و رفت، به من گفتند که در آسانسور به همراه خود گفت: «پس از رسیدن به قدرت اولین کاری که خواهم کرد، سرکوب این‌ها و از میان بردن‌شان است». و این نشان‌دهندۀ حسادت و کینه‌توزی اوست. این احساسات بعدها بیشتر رشد کرد. مدارس و مراکز فرهنگی جنبش خدمت، در سراسر جهان گسترش یافتند و نقشی تاثیرگذار در گسترش ارزش‌های والای انسانی، گفت‌وگو و هم‌زیستی دارند. به گمانم اردوغان می‌خواست این سازمان‌ها را برای آگهی‌های شخصی و تبلیغ رهبری‌اش بر مسلمانان و امارت‌اش بر مومنان استفاده کند. او از فرزندان جنبش خدمت که از راه مدارس و مراکز فرهنگی‌اش در ۱۷۰ کشور حضوردارند می‌خواست برای چنین رهبری تبلیغ کنند. می‌خواست او را همچون ابوبکر و عمر (رضی‌الله عنهما) بدانند و بر همین اساس به او احترام بگذارند. هنگامی که این خواست محقق نشد و دید که در جنبش خدمت، جریان مسیر متفاوتی دارد و دریافت که نمی‌تواند از این امکانات استفادۀ شخصی ببرد و چهره‌یی که می‌خواهد تبلیغ کند، مبارزه با آن را آغاز کرد. از این جهت، گفتم که این ماجرا قدیمی است. چون از فعالیت‌های جنبش خدمت خوش‌اش نمی‌آید، ابتدا انستیتوت‌های آمادگی برای دانشگاه‌ها را تعطیل کرد و پس از آن، چهارسال پیش، چیره شدن بر مدارس را شروع کرد.

پس از سناریوی کودتای اخیر و خاموش کردن همه صداهای مخالف، سرانجام توانست همه نفوذ خود را بسط دهد. ما را به تشکیل دولتی موازی و سازمانی تروریستی متهم کرد و کسانی که مخالف رویکردهایش بودند را بازداشت کرد. به تعبیر خود در «عملیات تعقیب جادوگران» هزاران تن را بازداشت کرد. او اکنون خاموش کردن هر معترض را ضروری می‌داند. او از قبل چنین هدفی داشت و حوادث این زمینه را برایش فراهم کرد. او انتظار داشت امیرالمومنین و رهبری جهانی باشد زیرا اطرافیان‌اش به او چنین القا می‌کردند تا جایی که او به آن ایمان آورد. آن‌ها برای هر اقدامش دست زدند و به دیکتاتور تبدیلش کردند از این رو، اکنون باور دارد که مستحق چنین لقبی است.

آیا به نظر شما این کودتا به آیندۀ دموکراسی در ترکیه آسیب بزرگی رساند؟

بلی. به دموکراسی آسیب رساند، به نظام جمهوری آسیب رساند، به روابط خارجی ترکیه آسیب رساند و به روابط با اتحادیه اروپا و جایگاه ترکیه در پیمان ناتو آسیب رساند. همچنین با کمال تاسف به اعتبار ترکیه در جهان اسلام آسیب رساند.

حکومت اردوغان هیچ تاثیر مثبتی در دورۀ اخیر زمامداری‌اش نداشت. اما همچنان به ادامۀ این راه منفی و اشتباه اصرار دارند و گمان می‌کنند که به این صورت می‌توانند به نتایج دلخواه‌شان دست یابند. آن‌ها با این اقدام‌ها، نمی‌توانند افکار عمومی جهان را تغییر دهند. این نقاط منفی و اشتباه‌های پی در پی، خلأهایی ایجاد کرد که محال است از آن نتایج مثبتی به دست آورد.

دولت ترکیه در چهارم ماه جاری، حکم بازداشت شما را صادر کرد. شانزدهم همین ماه هم درخواستی برای تسلیم شما، به دولت امریکا ارایه داد. این هفته هم یک هیات پارلمانی از ترکیه به ایالات متحده خواهد آمد تا با مسوولان وزارت عدلیه دیدار کرده و از آن‌ها بخواهند شما را تسلیم کنند، آن‌ها حامل ۸۵ صندوقی هستند که می‌گویند حاوی اسنادی دربارۀ دست داشتن‌تان در کودتای نافرجام است. آیا شما یقین دارید که وزارت عدلیۀ امریکا، هیچ دلیل معتبری در همۀ این اسناد نمی‌یابد که دست داشتن‌تان را در کودتا ثابت کند و امریکایی‌ها را مجبور به تسلیم‌تان به دولت ترکیه کند؟

در این باره نمی‌توانم چیزی بگویم. پیشتر در دادستانی کل در نیوجرسی، صحبت‌های خود را دربارۀ پشت پردۀ پرونده‌هایی که از سال‌ها پیش برایم در دادگاه‌های ترکیه ساخته شده، ارایه دادم. شاهد احترام آن‌ها به ارزش‌های عدالت در تعامل با خود بودم. از این رو، بر پایۀ تجربۀ پیشینم؛ معتقدم که آن‌ها این ارزش‌ها را زیر پا نخواهند گذاشت و با استناد به این ادعاهای واهی و دروغین، تصمیم‌های اشتباهی نخواهند گرفت. ایالات متحده آبرو و اعتبار خود را در برابر افکار عمومی جهان به خطر نخواهد انداخت و مرتکب چنین اشتباهی نخواهد شد.

به نظرم جهان این مساله را از نزدیک دنبال می‌کند. اخیرن مسوولان بلندپایه‌یی از مصر و برخی کشورهای امریکای لاتین از من دعوت کرده بودند، پیش از آن سفیر روسیه هم از من برای اقامت در کشورش دعوت کرده بود. بسیاری در جهان می‌دانند آن‌چه اخیرن در ترکیه روی داد، ساختگی است و مستحکم هم به نظر نمی‌آید.

گمان نمی‌کنم امریکا چنین تصمیم اشتباهی بگیرد و در مقابل افکار عمومی جهانی بایستد؛ مگر این‌که فریب چنین تبلیغاتی را بخورند. ترکیه اخیرن درخواست بازداشت من را ارسال کرده است. اما همان‌گونه که برخی از برادران به من گفتند، دادگاه این‌جا با این درخواست مخالفت کرده است، چند پرونده هم در دستگاه قضایی باز است که تحقیقات دربارۀ آن ادامه دارد. آن‌گونه که برخی برادران به من گفتند، این پرونده‌ها حاوی هیچ دلیل معقول و دارای اعتبار قانونی نیست. از این رو، گمان نمی‌کنم ایالات متحده، اعتبار خود را در برابر عدالت زیر سوال قرار دهد.

اگر جنبش شما غیر سیاسی است و یا سازمان دینی خیریه که در مسیر تبلیغ محبت، تفاهم و تسامح فعالیت می‌کند، پس چرا آن‌گونه که نظر سنجی‌ها نشان می‌دهد، اکثر مردم ترکیه شما و پیروان‌تان را عامل کودتای اخیر می‌دانند؟

دلیل آن  کردن خاموش کردن صدای مخالفان و زندانی کردن هرکسی است که با عملکرد آن‌ها مخالفت می‌کند. اکنون تمام رسانه‌ها زیر سلطۀ آن‌ها است. به‌طور طبیعی چنین شرایطی همواره چنین نتایجی دارد. مردم همچون گله به دنبال امنوفیس فرعون و هیتلر رفتند، همان‌گونه که از صدام دنباله‌روی کردند.

هنگامی که همه صداهای مخالف خاموش می‌شود، مردم طعمه‌یی آسان برای فریب و فرمان‌برداری می‌شوند. بیشتر مردم ترکیه با این‌که من یکی از آن‌ها هستم – تحت تاثیر چنین وضعیتی قرار دارند. برخی از آن‌ها به خاطر تهدیدها، سرخم کرده‌اند. برخی به دنبال منافع ارایه شده و برخی به دنبال منافع وعده داده شده هستند. یکی از نزیکان دولت به من گفت که مقام‌ها برای کسب وفاداری شان، ویلا و کاخ هدیه می‌کنند. گاهی برای بسیج مردم در تجمعات، پول پرداخت می‌کنند. در سایۀ وجود چنین طمع‌کارانی، به‌راحتی می‌توان با افکار عمومی بازی کرد، آن‌ها را به آن‌چه می‌خواهند متقاعد سخت و دیگران را به حاشیه راند. این مساله منزوی کردن ما را تفسیر می‌کند. اما یک ضرب‌المثل بومی است که می‌گوید: عمر دروغ کوتاه است، و روزی خواهد رسید که ستم‌کاران بگویند:«به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری بخشیده است.»

جامعۀ ترکیه و دولت آن را به خوبی می‌شناسید، هواداران و پیروانی در دستگاه‌های قضایی، نظامی و در تمام بخش‌های زندگی در ترکیه دارید. از این رو، شما بهترین کسی هستید که می‌توانید درباره هویت عاملان کودتای نافرجام سخن بگویید.

اخبار از ترکیه به من می‌رسد؛ اما بررسی صحت و سقم آن‌ها دشوار است. اما به‌نظر می‌رسد که برخی از ناسیونالیست‌های تندرو، عامل حادثۀ کودتا بودند. مقام‌ها از پیش از نیت آن‌ها آگاه بودند؛ به همین دلیل زمان کودتا را شب هنگام تعیین کردند. سخنانی دربارۀ دست داشتن دوغو پرینچیک،، یکی از رهبران چپ‌گراهای تندرو در این حوادث مطرح شده است. اخباری هم از بازداشت برخی از اعضای این جریان منتشر شده است. مطمین نیستم که آیا کسی از متدینان یا مدعیان وفادار به جنبش خدمت، در تلاش برای کودتا دست داشتند یا نه. اگر هم بوده چنین شخصی قربانی فریب ناسیونالیست‌های تندرو  شده و او را برای مشارکت در کودتا تشویق کرده‌اند. این توهم را هم برایش ایجاد کرده‌اند که چنین اقدامی، برای دموکراسی است و همه چیز خوب خواهد شد. شاید برخی افراد ساده لوح فریب خورده باشند، اگر چنین کسانی وجود داشته باشند، من آن‌ها را نخواهم بخشید.

با هیچ کودتایی علیه دموکراسی نمی‌توان مدارا کرد و تا زمانی که زنده هستم، چنین اقدامی را توجیه نخواهم کرد. شاید شماری افراد فریب خورده در میان‌شان باشند. در حقیقت مسایل پیچیده است. هنگامی که به سناریو و ویژگی آن نگاه کنیم، می‌بینیم که حاکمان فعلی، دو ساعت پس از کودتا، انگشت اتهام را به سمت گروهی مشخص نشانه رفتند و گفتند که عاملان کودتا، پیروان این گروه است و بازداشت هزاران تن را آغاز کردند. از این رو، واضح است که آن‌ها بودند که این سناریو را طراحی کردند تا قدرت خود را استحکام ببخشند. کاری را کردند که پیشتر هیتلر در آلمان و لنین در روسیه انجام داده بودند. با منطق ماکیاولی به خود اجازۀ چنین اقدامی دادند تا قدرت و نفوذ خود را افزایش دهند.

بسیاری از رجب طیب اردوغان، به خاطر اعلام وضعیت فوق‌العاده در ترکیه، مشکلی ندارند. اتهام‌هایی می‌بینیم که به‌شدت با متهمان‌شان برخورد می‌شود، تلاش‌هایی هم برای احیای اجرای حکم اعدام وجود دارد که ۱۲ سال پیش لغو شد. نظر شما دربارۀ اعلام وضعیت فوق‌العاده و از سرگیری اجرای حکم اعدام چیست؟

نمی‌دانم آیا اتحادیۀ اروپا و سازمان‌های بین‌المللی حکم اعدام را خواهند پذیرفت یا نه. این حکم تا دورۀ مرحوم تورگوت اورزال، اجرا می‌شد.

در دورۀ تاسیس نظام جمهوری، با بهانۀ تشکیل کشوری جدید، حدود ده‌هزار نفر که به‌عنوان شورشی معرفی شدند، اعدام گردید. به گمانم هم‌اکنون همین شیوه از راه تهدید جامعه و سرکوب آن به کار گرفته می‌شود. نمی‌دانم جهان چنین چیزی را خواهد پذیرفت یا نه؟ بنا بر این، گمان می‌کنم هدف از وضعیت فوق‌العاده، مخفی نگه داشتن بازداشت‌ها و نقض‌های حقوق و توجیه آن‌ها باشد. پس از بی‌اعتبار شدنِ ارتش ترکیه و اجبار آن به سر خم کردن، هر ارتشی را که به روش آن‌ها اعتراض کند، حتا اگر همان اندیشه‌هایشان را داشته باشد، بازداشت می‌کنند. از این رو ارتش به‌طور کامل تابع آن‌ها شده است. نظامیان اکنون می‌گویند که تحت امر حکومت قرار گرفته‌اند.

حکومت اردوغان از وضعیت فوق‌العاده برای تصفیه حساب‌ها استفاده می‌کند. آن‌ها هرکه را که بخواهند بازداشت می‌کنند و انواع نقض‌ها را در حق‌شان اعمال می‌کنند؛ آن‌ها را از ملاقات با بستگان‌شان منع کرده و در سلول‌های تنگ، همچون ماهی نگهداری می‌کنند. به‌نام وضعیت فوق‌العاده، دولت ترکیه همه حقوق انسانی را نقض می‌کند.

یادداشتی را برای روزنامۀ فرانسوی لوموند نوشتید که در آن خواستار تشکیل کمیتۀ بین‌المللی برای تحقیق در کودتا شدید و اعلام کردید که حکم این کمیته را قبول دارید. آیا اعتماد خود را به دستگاه قضایی ترکیه از دست داده‌اید؟

حکومت اردوغان، دستگاه قضا را زیر تسلط خود درآورده است. بسیاری از قضات را فراری داده و برخی دیگر را بر کنار کرده است. آن‌ها اخیرن دادگاه‌هایی؛ همچون دادگاه‌های استقلال که در دورۀ تاسیس نظام جمهوری دایر شده بود را تاسیس کردند. آن‌هایی که امروز زمام قدرت را در دست دارند، احکام خود را بر قضاتی که منصوب کردند تحمیل می‌کنند. به آن‌ها برای بازداشت، مصادرۀ اموال یا بستن شرکت‌ها فرمان می‌دهند. همه این اقدام‌ها گاهی با تطمیع صورت می‌گیرد و گاهی با فشار. در چنین فضایی نمی‌توان از حقوق و عدالت سخن گفت. اکنون تمام این ارزش‌ها را زیر پای خود می‌گذارند. از این رو خواستار تشکیل کمیتۀ بین‌المللی برای تحقیق در این وضع و پرده برداری از زوایای آن شدم. هنگامی که چنین فراخوانی دادم، می‌دانستم که مقام‌های ترکیه نخواهند پذیرفت. انتظار دارم که اصلن نپذیرند. آن‌ها بیم آن را دارند که بازی‌هایشان فاش شود و نمایشی که ساختند علنی شود. از این رو، تکرار می‌کنم و می‌گویم: «اگر هیات حاکمۀ کنونی ترکیه شجاعت دارد، این کمیتۀ بین‌المللی را چه از اتحادیه اروپا باشد یا پارلمان اروپا و چه از جهان اسلام، بپذیرد تا حقیقت کامل در برابر همگان آشکار شود. اما گمان نکنم بپذیرد. هیچ‌کدام از پیشنهادهای این بندۀ ناچیز را تا کنون نپذیرفته‌اند از این رو، گمان نکنم این خواست را هم بپذیرند.»

اخیرن روسای جمهوری ترکیه و روسیه، اردوغان و پوتین، با یک‌دیگر دیدار کردند. محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجۀ ایران هم سفری یک‌روزه به ترکیه داشت. آیا این تحرکات برای زیر فشار قرار دادن غرب است یا تحولی جدید در سیاست خارجۀ ترکیه است؟

تحولات کنونی نشان می‌دهد که آن‌ها در گردونه‌یی از مشکلات گرفتار شده‌اند که راه حلی برای آن نمی‌یابند. عادی سازی روابط با اسراییل و خطابه‌های آشتی‌جویانه برای آن، در همین مسیر پیش می‌رود. پیش از این، زبان‌های‌شان علیه روسیه دراز بود، اما هنگامی که در مشکلات غرق شدند، تلاش برای کشاندن روسیه به طرف خود را آغاز کردند.

علاوه بر این، منافع مشترکی در زمینۀ گاز و نفت و تمایل ترکیه برای ایجاد رابطه با کشورهای آسیای مرکزی وجود دارد. به نظرم پناه بردن آن‌ها به روسیه، ناشی از گرفتار شدن آن‌ها در بحرانی است که راهی برای رهایی از آن نمی‌یابند. به نظرم پوتین شخصی بسیار باهوش است. چه او را دوست بدارید چه از او متنفر باشید، چه برای نظرم دربارۀ او اعتباری قایل باشید و چه نه، گمان می‌کنم او آن‌چه را که نیاز داشته باشد از ترکیه خواهد گرفت و سپس رهایش خواهد کرد. در آینده ترکیه در ایجاد روابط جدی با روسیه، به موانعی برخورد خواهد کرد. وضعیت با اسراییل نیز به همین ترتیب خواهد بود. زیرا اعتماد به شخصی که پیشتر اسراییل را رژیمی توصیف کرد که جز کشتار چیزی بلد نیست و امروز آن را نزدیک‌ترین کشور دوست می‌داند، منطقی نیست. موفقیت شخصی که زندگی‌اش را بر پایۀ تناقض‌ها و تغییر‌های مستمر بنا کرد، محال است. روس‌ها نقاط ضعف او را به‌خوبی می‌شناسند. پوتین، شخصیتی بسیار باهوش است. این را تکرار می‌کنم و چه او را دوست داشته باشید چه نه، بر آن تاکید می‌کنم. گمان نمی‌کنم پوتین او (اردوغان) را باور کند و در کنارش بایستد در همین حال، سخنانی دربارۀ مسایل دیگر در این رابطه در جریان است؛ از جمله چیزهایی که قبلا از ترکیه به روسیه فرستاده شده بود. سخنانی دربارۀ سرمایه‌گذاری‌های غیر قانونی در آن‌جا هم مطرح است. از این رو تمرکز آن‌ها اکنون بر در دست گرفتن دوبارۀ این سرمایه‌گذری‌هاست. اما نمی‌توان به راحتی پوتین را فریب و بازی داد. آن‌چه روی می‌دهد، تنها تلاشی از شخصی شکست خورده است که می‌خواهد از مشکلاتی که در آن غرق شده، رها شود.

دولت ترکیه جنبش شما را «تروریستی» توصیف می‌کند و آن ‌را سازمان تروریستی فتح‌الله گولن می‌نامد. اگر اردوغان این‌جا در کنار ما نشسته بود، برای متقاعد کردن به عکس این مساله، چه چیزی به او می‌گفتید. چگونه برایش ثابت می‌کردید که شما سازمانی هستید خیرخواه و برای مردم. اگر موفق نشدید، راه حل چیست؟ شما اکنون از دستگاه‌های قضایی و دولتی انتقاد می‌کنید و از وضعیت فوق‌العاده انتقاد کرده آن را «تندروی» می‌دانید. پس ما به کدام سمت می‌رویم؟ راه حل برای فتح‌الله گولن چیست؟

حتا اگر با اردوغان مستقیم دیدار کنم، گمان نمی‌کنم به نظرم گوش دهد. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که «خدمت» گروهی تروریستی نیست. هزاران بی‌گناه را دست‌گیر کرده و به صدها موسسه یورش بردند. درها و پنجره‌ها را شکسته و کارکنان را مورد ضرب و شتم قرار دارند؛ درست همان‌گونه که واحد‌های پیش‌گیری در نظام هیتلر انجام می‌دادند. به سمت مردمی که حتا سعی نکردند یک‌ مشت به آن‌ها بزنند، آب با فشار و گاز اشک‌آور شلیک کردند. این مردم دل‌های نازکی دارند. روش آن‌ها همان‌گونه است که یونس امره گفته: «دستی ندارم به سمت کسی که من را زده دراز شود، زبانی ندارم به سوی کسی که به من دشنام گفت دراز شود، قلبم را با انتقام آلوده نمی‌کنم». متهم کردن این افراد به تروریزم، ناشی از جهل به معنای تروریزم یا متهم کردن متعمدانه این بی‌گناهان است. اگر این افراد حتا یک سنگ به سمت آن‌ها پرتاب می‌کردند، نخستین کسی بودم که متهم کردن‌شان را به تروریزم می‌پذیرفتم. اما با وجود ظلم و سرکوبی که فرزندان جنبش خدمت با آن مواجه هستند، کسانی که نه خشونت و نه آزار شیوه آن‌ها است، آن‌ها مقابله با ظلم را حتا با یک آزار نمی‌پذیرند. زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها را پذیرفتند، بدون این‌که به تعرض واکنش نشان بدهند، خود را به خدا سپردند. اگر چه عمل به بخش اول این آیت قرآنی حق آن‌ها است: «و اگر به شما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید»، اما آن‌ها عمل به بخش دوم را ترجیح دادند: «و اگر صبوری کنید، البته برای صابران بهتر خواهد بود.»

آن‌هایی که این مردم را به تروریزم متهم می‌کنند، در حقیقت خود تروریست هستند. یک ضرب‌المثل شایعی وجود دارد که می‌گوید: «آن‌چه که شخص دربارۀ دیگران گمان می‌کند، همان اخلاق خود او است». شاید مردمی از «اسلاوها» بوده باشند که وارد آناتولی شده باشند و خود را یهودیانی با یهودی‌ها یا مسیحی‌‌هایی با مسیحی‌ها یا حتا مسلمانانی با مسلمان‌ها جا زده باشند. آن‌ها واقعن می‌توانند تروریست باشند. اما فرزندان واقعی آناتولی که خود را وقف خدمت به انسانیت در جهان کرده‌اند، به هیچ وجه نمی‌توانند تروریست باشند.

از سوی دیگر ما دربارۀ جنبشی مدنی سخن می‌گوییم که از ۲۴ سال پیش آغاز به کار کرد، گسترش یافت و مدارس و مراکزی فرهنگی در سراسر جهان افتتاح کرد. آن‌ها این اقدام‌ها را در همکاری با فرزندان این کشورها انجام داده‌‌اند. اما واقعن فرزندان این کشورها احمق نیستند. آن‌ها ابتدا به دیده‌یی از شک و تردید به این فعالیت‌ها می‌نگریستند. بارها مسوولان، این فعالیت‌ها را آزمایش کردند. تا اکنون هیچ‌جا مشخص نشده کسی از فرزندان جنبش خدمت، حتا به نسبت یک در هزار، در اقدامی تروریستی شرکت داشته باشد. از این رو، صاحبان قدرت در ترکیه در آینده، از شرم ادعاهای امروزشان، سر خم خواهند کرد.

اما مشکل کنونی، باعث منزوی‌تر شدن ترکیه از محیط اش خواهد شد. احتمال دارد تحریم‌هایی علیه ترکیه به‌خاطر عضویت‌اش در برخی از سازمان‌های بین‌المللی همچون اتحادیه اروپا!، پارلمان اروپا و پیمان ناتو اعمال شود. ممکن است که در داخل حزب حاکم، شکاف‌هایی به وجود آید. اما دربارۀ ستم‌ها و تعرض‌هایی که انجام می‌دهند، من یقین دارم که به اذن خدا، ادامه نخواهد داشت. پیامبر اسلام می‌فرماید: «خداوند به ظالم مجال می‌دهد تا اگر روزی او را بخواهد مجازات کند، رهایش نخواهد کرد»، و خداوند متعال می‌فرماید: «و این گونه است مؤاخذۀ پروردگارت، هرگاه بخواهد دیار ستم‌کاران را ویران کند، که انتقام و مؤاخذهۀ خدا بسیار دردناک و شدید است.»

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید