عربستان، ترکیه و دوستُم!

dostom

جنرال دوستم، مرد مبارزات سنگین و کسی که امروزه معاون اول رییس‌جمهور است در طی یک سال گذشته محبوبیت زیادی کسب کرد. اول برای این که شروع به جنگ با طالبان کرد و بعد به خاطر این که در کابل نماند و برای مناصب دولتی وارد بازی نشد، اما جنرال دوستم واقعن چی می‌کند؟

هزاره‌ها او را دوست داشتند؛ چرا که او را یار “بابه مزاری” می‌دانستند و رهبر ترک‌تباران. تاجیک‌ها به خاطر مخالفت‌اش با طالبان او را خوش داشتند و بالاخره در بین پشتوزبان‌ها هم به خاطر همراهی‌اش، او را دوست می‌داشتند، اما در طی این مدت هر سه گروه را از دست داد. تاجیک‌ها را به خاطر مساله عکس و جنجال‌های تنظیمی از دست داد. پشتون‌ها را به خاطر تصویر کشتار پشتون‌های طالب و بالاخره هزاره‌ها را به خاطر مساله توتاپ. این در حالی بود که اقلیت ترکمن در طول سال گذشته، به طور گسترده به صفوف طالبان پیوستند و ترکمن‌ها را هم به این ترتیب از دست داد. جنرال محبوب در ظرف یک سال، آدمی تنها شد. آدمی تنها که به جای مرکز در شهر خودش شبرغان خود را محصور کرده و از جهان تنها با یاران نزدیک و البته تحسین‌کنندگانش دلخوش است.

در این شکی نیست که ترک‌ها، به طور کل نفوذی جدی بر او دارند و گفته می‌شود تازگی‌ها حمایت عربستان هم به این قصه اضافه شده است. ترک‌ها، او را متحدی همزبان در داخل افغانستان می‌شناسند، اما او از حمایت ترک‌ها نه برای ساختن شهر شبرغان یا کارهای زیربنایی در مناطق ترک‌نشین افغانستان که برای پروژه‌هایی تقریبن عبث استفاده کرده است.

دفتر نمایندگی صدارت ترکیه در افغانستان که امروز در چندین شهر افغانستان شعبه دارد و معلوم نیست چرا باید صدارت ترکیه در شهرهای افغانستان شعبه داشته باشد به نام تیکا، در سال‌های گذشته پول‌های گزافی به رهبران سیاسی به شمول محمد محقق، فاروق وردک و البته جنرال دوستم و دیگران داده است. این دفتر پولدار که داعیه ترکی دارد، حتا شایعه است که پشت سر افراطیت ترکمن‌ها هم نشسته‌اند. این‌ها به شدت مذهبی تندرو و البته ضد گروه ترک‌هایی‌اند که به فتح‌الله گولن تعلق دارند.

این ترک‌های تیکای صدارت ترکیه، به سفارش جنرال، قصری در خود صدارت افغانستان با معماری ترکی می‌سازند. صدارتی که معلوم نیست تا چند وقت عاریه در خدمت ترک‌هاست.

از طرف دیگر، کارهای استخبارانی شدید ترک‌ها، نیز بر کسی پوشیده نیست. اردوغان با بلندپروازی‌های اسلامی‌اش، به ادعای خودش با طالبان ارتباط دارد و اصرار زیادی هم برای باز کردن نمایندگی طالبان در ترکیه به جای قطر داشت.

خیلی‌ها، هر دو قصه جنگ عکس در مزار و بعد دوری از هزاره‌های جنرال را به گردن ترک‌ها می‌اندازند. شایعه این است که ترک‌ها جنرال را مجبور کردند که به‌رغم میل قلبی‌اش برخلاف هزاره‌ها بایستد و بل مسیرش را برای همیشه با هزاره‌ها عوض کند. اما این تنها بخش قصه نیست. بخش بدتر قصه، شروع دوباره جنگ‌های تنظیمی در شمال است. حالا در شمال پس از شکست نسبی طالبان، قومندان‌های خودسر جنبش و جمعیت دوباره به جان هم افتاده‌اند. در این چند هفته چندین بار در میمنه و سرپل با هم درگیر شده‌اند و بیم یک آتش‌افروزی طولانی بین هر دو گروه وجود دارد.

قومندان‌های هر دو طرف به هیچ چیز جز مرگ طرف مقابل راضی نیستند. تنظیمی ساختن حکومت محلی، بخش دیگری از این ماجرا بود. این آتش زیر خاکستر حالا در مزار و تخار نیز به شدت شعله‌ور شده است. قومندان‌های  جنبش و جمعیت در تخار از خجالت هم بارها درآمده و همدیگر را راکت‌باران کرده‌اند.

حکومت به طور کلی باید دامن این فتنه‌ها را برچیند و از طرفی جنرال دوستم، این مرد کارآزموده و البته وطن‌پرست باید خط خود را روشن کند. جنرالی که معاون اول ریاست جمهوری است چرا غیررسمی هرچند وقت به ترکیه و ازبکستان می‌رود؟ ترک‌ها چرا مدام جنرال وطن‌پرست را می‌بینند؟! و اگر درست باشد عربستان چرا غیررسمی با او تماس دارد؟

جنرال باید بداند که این خاک فقط با همت فرزندان این خاک، آباد می‌شود و دیگران چه هم‌نژاد، هم‌دین و هم‌فرهنگ ما باشند، با ما بیگانه‌اند. اگر دشمن نیستند دوستان متظاهری‌‌اند که فقط به دنبال منافع خود می‌باشند. از این که افغانستان یک کشور اسلامی است که در تاریخ‌‌اش جنگ دینی و مذهبی نداشته‌، همیشه به خود بالیده‌ایم. حالا عربستان، ایران و ترکیه نمی‌تواند و نباید ما را به جان هم بیندازد.

جنرال که جنگ‌های داخلی را به یاد دارد و از پیامدهای منفی آن به خوبی آگاه است، باید از تکرار آن جلوگیری کند. او می‌تواند هم آب سردی به دست ترک‌ها بپاشد و هم عرب‌ها و ایرانی‌ها. این‌ها اگر برنامه‌یی دارند باید در چهارچوپ پالیسی عمومی دولت هماهنگ شوند. افغانستان به جنرال و همتش نیاز دارد و او را بی‌بیگانگان دوست می‌دارد. اگر ترک‌ها هم خدمتی می‌خواهند بکنند، تاسیسات زیربنایی شبرغان، میمنه، آقچه و اندخوی را درست کنند. به داد ترکمن‌ها برسند که بی‌روزگار مانده‌اند و بی‌مکتب و شفاخانه و کار. راه اساسی مبارزه با تروریسم، تنها جنگ نیست. عدالت و برنامه‌ریزی با فکر و البته اتحاد ملی، این وطن را نجات خواهد داد.