تیزاب‌پاشی در پایتخت/ «پولیس باید امنیت مردم را جدی بگیرد»

nafisa

شب دوم عید، مردی که روی خود را پوشانده بود، تیزاب به روی یک زن جوان می‌پاشد. قسمتی از این تیزاب دو دختر، یک پسر و یک کودک را نیز زخمی می‌کند. هرچند فعلن آن زن در شفاخانه بستری است و تحت تداوی قرار دارد، اما ترس از تکرار این نوع حادثه‌ها تن تمامی زنان شهر را لرزانده است.

کابل شهر رویدادها و حوادث است، در این میان اما، گویا خانم‌ها قربانیِ بیشتر این حوادث بودند. این حوادث گویا تمامی ندارد و هرازگاهی چهره‌ی خشن و نامتمدن کابل را نمایان می‌کند. نمونه‌ی آن در این اواخر نیز تیزاب‌پاشی بر نفیسه.

نفیسه، زن جوان و هدف اصلی حمله‌ی مردِ ناشناس، می‌گوید: با کسی دشمنی نداشتم، می‌خواهم بدانم چرا با من چنین کرد؟

او شرح می‌دهد: از خانه برادرم که چند کوچه بالاتر از شهرک آریاست، به طرف خانه خودمان می‌رفتیم، ساعت حوالی یازده و نیم شب بود و با فرزندانم و برادرزادگانم صحبت می‌کردم که کسی از پشت سر یک شیشه تیزاب را به رویم زد.

نفیسه گفت: در چشم و دهانم تیزاب رفته بود، جیغ و فریاد نمی‌توانستم، فقط چند بار چرخیدم و به زمین افتادم، مردم جمع شده بودند و ما را می‌دیدند، اما حتا کسی یک سطل آب هم به رویم نریخت. در نهایت شخصی ناشناس آنان را به شفاخانه می‌رسانند.

سمیرا، برادرزاده‌ی نفیسه است. او تازه از بغلان برای تجلیل عید آمده بود. می‌گوید: فقط می‌خواهم عمه‌ام دوباره خوب شود.

در این شب‌ها یک چشم هم نخوابیده، شب حادثه را این‌گونه روایت می‌کند: به صحبت‌های دخترِ ۷ ساله‌ی عمه گوش می‌دادیم که از خاطرات سفر به بغلان می‌گفت و از من شکایت داشت. دقیقن در همین لحظه بود که کسی دستش را از کنار عمه پیش آورد و شیشه تیزاب را به رویش پاشید. ما جیغ زدیم و احساس سوختن داشتیم.

سمیرا که در شهر پل‌خمری قابلگی درس می‌خواند، دیگر نمی‌خواهد به درس خواندن ادامه دهد. او در حالی که نگران اتفاقات ناگوار آینده است، می‌گوید: فقط می‌خواهم از افغانستان بروم، همین.

در رویدادی دیگر در نقطه‌‌ی از کابل، که تصور می‌شد یکی از امن‌ترین بخش‌های کابل باشد، دختر و پسری با گمان این‌که رابطه‌ی نامشروع دارند، از یک موتر به زور بیرون کشیده شده و مورد لت‌وکوب قرار می‌گیرند. موتر نیز به آتش کشیده می‌شود.

یکی از شاهدان می‌گوید مردم می‌خواستند دختر را سنگسار کنند، اما دوکان‌داری او را تا آمدن پولیس در دوکانش پنهان کرد، مردم خشمگین بودند و نعره تکبیر سر می‌دادند.

فریدون عبیدی، رییس مبارزه با جرایم جنایی قومندانی امنیه کابل می‌گوید: تا کنون ۶ نفر را در پیوند به لت‌وکوب همین دختر و پسر دستگیر شده.

حمیرا ثاقب، فعال حقوق زن در این رابطه به راه مدنیت می‌‌گوید: نمونه‌های زیادی از این رویدادها رخ داده که مردم در آن نقش قانون را بر عهده می‌گیرند.

به گفته خانم ثاقب: مردم محکمه، قاضی و پولیس می‌شوند که به نحوی قانون را زیر سوال برده و کم اهمیت جلوه می‌دهد.

وی با اشاره به قضیه تیزاب‌پاشی می‌گوید: پولیس باید پشت این قضیه و امنیت مردم را جدی بگیرد و عاملان آن را دستگیر و رسانه‌یی کند تا در حضور رسانه‌ها محاکمه شوند.

این فعال مدنی باورهای افراطی، عدم تطبیق قانون حتا توسط خود قانون‌گذاران و خشونت مهارناشده در نهاد مردم افغانستان را از عوامل اصلی وقوع این حوادث می‌خواند.

به باور خانم ثاقب، افغانستان در یک دوره‌ی گذار قرار دارد و در این دوره شاهد قربانی شدن بسیاری از بحث‌ها مانند آزادی بیان، حقوق بشر و حق انتخاب هستیم.

وی با تاکید بر اهمیت پی‌گیری این قضایا، می‌گوید: اگر فرد در جامعه احساس امنیت نکند باعث می‌شود افراد جامعه تدابیر شخصی اتخاذ کنند که این خود به یک دور باطل خشونت تبدیل می‌شود.

وقوع چنین حوادثی آن هم در بطن پایتخت، آرامش شهروندان به خصوص خانم‌ها را سلب می‌کند، اما محاکمه عاملان این حوادث شاید بتواند درس عبرتی برای دیگران باشد، البته اگر حکومت در دستگیری و محاکمه عاملان آن نقش موثر داشته باشد.