خون تو را معامله دیگر نمی‌کنیم!

گلوی بریده تبسم، جنبش بزرگ مردمی را خلق کرد. برای اولین بار بود که یک اعتراض ملی و مدنی در کابل راه‌اندازی شد. این جنبش تنها در کابل محدود باقی نماند، بل صدای اعتراض از قندهار گرفته تا بلخ، بامیان، ننگرهار، هرات، غزنی و… بلند گردید. در خارج از کشور نیز افغان‌ها با گردهمایی اعتراضی نسبت به این رویداد واکنش نشان دادند. در کابل برای اولین بار مردم از غرب کابل تا دروازه‌های ارگ راه‌پیمایی کردند.

در این حرکت مدنی زنان و مردان از تمام اقوام حضور یافته بودند. جنبش تبسم، ملی‌ترین حرکت مدنی را در کابل به نمایش گذاشت. حکومت نیز این اعتراض را جدی گرفت و به مطالبات معترضان جواب مثبت داد.

در نخستین اقدام، حکومت برای امنیت مسیر جاغوری- قرباغ و غزنی-قیاق پسته‌های امنیتی افراز کرد. این مسیر طی سال‌های متمادی به جاده وحشت بدل شده بود. در هر هفته چندین رویداد در این مسیر صورت می‌گرفت. موترهای زیادی به سرقت رفت. افراد زیادی به گروگان گرفته شد و اموال مردم و تاجران به تاراج می‌رفت. حالا یک‌سال است که مسیر جاغوری- قرباغ در ولایت غزنی به امن‌ترین نقطه بدل شده است. در ۱۲ سال گذشته بارها این موضوع از سوی مردم مطرح شد، اما حکومت قبل هرگز به این خواست مردم توجه نکرد. همین بی‌‌اعتنایی‌ها سبب گردید مردم هزینه‌ سنگینی پرداخت کنند.

جنبش تبسم پیام‌های خوبی به همراه داشت. پیام اساسی و جدی این جنبش دادخواهی تمام شهروندان برای تبسم بود. این جنایت از سوی وجدان‌های بیدار تمام شهروندان نکوهش گردید. بیداری وجدان‌های جمعی در افغانستان با واکنش جمعی نشان داد که افغانستان به جزیره‌های جداگانه بدل نشده است؛ بل تمام شهروندان نسبت به یک‌دیگر احساس جمعی داشته  و از درد مشترک رنج می‌برند.

در همان زمان برخی تلاش کردند جنبش تبسم را در حد یک حرکت محلی و یا قومی تنزیل دهند. این جنبش در حوزه هزاره‌ها شکاف و درزهای بزرگی به همراه داشت. اکثر معترضان که نسل جوان بودند از موقف‌گیری برخی رهبران هزاره از جمله محمد محقق ابراز ناراحتی کردند. محمد محقق در شام تظاهرات از موقف حکومت وحدت ملی حمایت کرد. مردم انتظار داشتند محمد محقق همسو با مردم موقف‌گیری نماید. آقای محقق با این موقف‌گیری هزینه زیادی پرداخت و برای مدتی در معرض حمله‌های فیسبوکی مخالفان خود قرار داشت.

جنبش تبسم اکنون در یک‌سالگی خود قرار دارد. برخی از افراد و حلقه‌های سیاسی در تلاش‌اند تا مطالبات جنبش را در حد قریه، ولسوالی خاص و یا یک قوم و تبار تنزیل دهند. برخی گروپ‌های سیاسی که به  اهداف خود دست نیافته نیز قصد دارند این بار پشت نام جنبش تبسم پنهان شده و مطالبات سیاسی خود را مطرح کنند. برخی هم کمر بسته‌اند این مطالبات دادخواهانه ملی را مصادره کرده و از آن به نفع خود کمایی نمایند.

جنبش تبسم کدام رهبر و وارث سیاسی نداشته و نخواهند داشت. افراد و گروپ‌های خاص حق ندارند تا از خون تبسم برای خود، سفره و دوکان جدید سیاسی باز کنند. اگر آن‌ها باور به دادخواهی دارند خوب است حداقل یک‌بار از فامیل شهدا یاد کنند و کمک‌های مردمی که به آدرس و حساب‌های بانکی‌شان می‌رسد، درست و شفاف مصرف کنند.

مردم دیگر آگاه شده‌اند و فرصت نخواهند داد عده‌یی که پروژه سیاسی‌شان

محمدعلی صادقی