سلسله گزارش‌های بی‌تاثیر/ رسالت سیگار چیست؟

فرایند گزارش‌دهی سیگار را پایانی نیست. اما همه این گزارش‌ها تا حالا نتوانسته گرهی از مشکلات مردم و سرزمین باز کند؛ پس فایدۀ آن چیست؟ یا شاید این‌هم بخشی از پروژۀ فساد باشد که گروهی با سوء استفاده از این وضعیت، کلاهی از این نمد برای خود بسازند. پروژۀ فساد توسط داخلی‌ها شروع شد و با همراهی خارجی‌ها ادامه پیدا کرد و رونق گرفت و امروز به یک معضل بزرگ برای جامعۀ ما تبدیل شده است. سیگار چه گزارش بدهد و چه گزارش ندهد، این بر همگان واضح است که ما جزوی فاسدترین کشورها هستیم و این را همه می‌دانند. اما واقعن راهکار مقابله با این روند چیست و چگونه می‌توان با آن مبارزه کرد؟ سیگار اگر سوالی را مطرح می‌کند درست، اما این مشکلی را حل نمی‌کند. این اداره باید راهکار ارایه بدهد و راه حلی برای آن پیشنهاد کند. از سوی دیگر موضع جالب دولت افغانستان است که بلااستثناء همه این گزارش‌ها را رد می‌کند و آیا کتمان این حقیقت می‌تواند مشکلی را حل کند؟ فضایی که امروز در افغانستان حاکم است، یک‌شبه به‌وجود نیامده که یک‌شبه بتوان با آن مبارزه کرد و مبارزه با فساد فرایند پر درد سر و طولانی خواهد بود؛ اما مردم انتظار دارند که این روند باید از جایی آغاز شود و پی‎‌گیری شود. تا حال هیچ اراده‌یی در پیوند مبارزه با فساد شکل نگرفته و به‌وجود نیامده است.

به ظاهر همه مشکل را می‌دانند و قصد مبارزه با آن‌را دارند، اما در واقع هیچ اراده‌یی در دولت برای مبارزه با فساد وجود ندارد. چون خود این دولت جزوی از پروژۀ فساد است و شکل‌گیری آن به نوعی با فساد و تبانی همراه بوده است. فساد به‌طور گسترده در همه عرصه‌های سیاسی – اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی این جامعه وجود دارد و از هم بدتر این‌که معارف و سیستم تحصیلات عالی نیز غرق در فساد است و این نهادها را می‌توان از جمله فاسدترین بخش‌ها دانست. فساد پدیده فراگیر است و تمام دستگاه‌ها را نشانه گرفته است، اما پرسش این است که چگونه می‌توان با آن مبارزه کرد؟ سوالی است که تا حال کسی به آن پاسخ نداده است. برای یافتن راهکارهای مبارزه با فساد نیاز به کنکاش عمیق در جامعه است و این نیاز را تنها با اتکاء به عملکرد دولت نمی‌توان پی‌گیری کرد. شناخت ریشه‌های فساد، بخشی از پیش‌نیاز برای مبارزه با فساد می‌باشد. درواقع با بررسی واقع‌بینانه از نحوۀ شکل‌گیری فساد، می‌توان به‌مبارزه با این پدیده اقدام کرد و از سوی دیگر، کمک نهادها و مجامع بین‌المللی نیز می‌تواند کمک بسیاری در روند این مبارزه به مردم و دولت افغانستان باشد.

جالب است که در فاسدترین کشور دنیا، متهمان به‌فساد در حد همان متهم باقی می‌مانند و تاحال هیچ‌یک از مقام‌های عالی رتبه، به‌جرم فساد محاکمه و محکوم نشده است و این نشان می‌دهد که این روند قابل کنترول نیست چون همه به هم وابسته هستند و به‌قولی:

گرحکم شود که مست گیرند       در شهر هرآن‌که هست گیرند

متاسفانه فضای موجود در افغانستان به‌هیچ‌وجه به‌نفع مردم نیست و این روند همچنان ادامه دارد. درواقع روند مبارزه با فساد باید همه ابعاد جامعه را در برگیرد و در این میان اگر واقعن اراده‌یی وجود دارد، باید عملن در این راستا گام برداشته شود. دولت می‌تواند با میدان دادن به‌مردم در جهت مبارزه با فساد موفق باشد و در این عرصه دولت باید اول از خود شروع کند و در گام دوم با پاک‌سازی قوۀ قضاییه، عملن گام‌های موثری در این راستا بردارد. ناگفته نباید گذاشت که در این جامعه زمانی می‌تواند ثبات و امنیت برقرار شود که فساد ریشه‌کن شده باشد. البته مشخص است که این مساله‌یی‌ست دشوار، اما به باور ما ناممکن نیست. ابراز نگرانی از سوی نهادهای و دولت‌هایی که در امور افغانستان دخالت دارند، مشکلی را حل نمی‌کند علاوه بر این ابراز نگرانی باید گام‌های عملی هم در جهت مبارزه با فساد برداشته شود.

در دولت باید سیستم مکافات و مجازات به‌صورت درست و اصولی اجرا شود و این می‌تواند نخستین گام باشد. علاوه بر این‌که افراد فاسد و خطاکار باید مجازات شوند باید افراد صادق و درست‌کار هم مورد تقدیر و تشویق قرار گیرند. البته در این راستا حمایت مردم از این کار دولت می‌تواند بسیار موثر باشد و دولت را در مبارزه با فساد کمک و تشویق کند. نگرانی مردم باید از این بابت درک شود که فساد دارد همه ابعاد این جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و مشکلات عدیده‌یی را به بار آورده است. این موضوع را باید گوش‌زد کرد که سیگار تنها وظیفه گزارش‌دهی را ندارد. سیگار باید راهکار هم ارائه دهد و این‌گونه است که گزارش‌های این اداره می‌تواند راهگشاه باشد و صرف با تکیه بر ارایه گزارش مشکلی حل نمی‌شود. مسالۀ فساد، مسالۀ گنگ و نامفهوم برای مردم افغانستان نیست؛ چون مردم خود عملن درگیر این معضل هستند و آن‌را درک می‌کنند. مهم این است که چگونه می‌توان با این معضل مبارزه کرد. تجربه‌های کشورهای دیگری که با این مشکل درگیر بودند و موفق شدند با آن مبارزه کنند و آن‌را حل کنند، باید مطالعه شود. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که دولت هم به این گفتۀ خود که قصد مبارزه با فساد گستردۀ دولتی را دارد، صادق باشد و عملن در این راستا گام بردارد. امیدواریم، پس از این صرف به گزارش‌های بلندبالا بسنده نشود و با فساد و مبارزه با آن، به شکل کارکردی‌تری برخورد شود.

عباسی افغان