هلمند را دریابید!

هلمند این روزها بار دیگر در التهاب آتش تروریزم می‎سوزد و ساکنان آن مثل همیشه در هراس از دست دادن دار و ندار و یا هم هستی و حیات‌شان به سر می‎برند.
سقوط ولایت خانشین در هفته‎های پیش، خطر افتادن شهروندان نادعلی و احتمال رسیدن شعله‎های آتش در شهر لشکرگاه؛ مرکز این شهر خبرهایی ناگواری‌اند که لحظه‎های زندگی مردم این ولایت را با ناخوشی تلخی درآمیخته است. اما این خبرها گویا جزیی از زندگی در ولایت هلمند شده و هرازگاه به عنوان زنگ خطری نواخته می‎شود.
دفع خطرهای پیش‌آمده در این ولایت با تدابیر امنیتی و اعزام نیروهای حمایتی و پشتیبانی دفع می‎شود، ولی خطر ظهور دوباره‎ی نیروهای مخالف در این ولایت، همانند آتش زیر خاکستری است که همواره در کمین ساکنان این ولایت است. در واقع، هلمند سال‎هاست که محور بحران‎آفرینی از سوی کسانی‎است که ارباب تجارت تریاک در این ولایت بوده و از این ماده‎ی مرگ‏آور برای ترویج و توسعه‎ی تروریزم استفاده می‎کنند.
با این حساب باید اذعان نمود که تنها برخورد نظامی و اعزام نیرو برای محو تروریزم در این ولایت کافی نیست، بل باید روی گزینه‎های اقتصادی و امور معیشتی مردم آن نیز تاکید و توجه صورت گیرد؛ زیرا نبود زمینه‎های کار و کسب و معیشت، مردم این ولایت را یا ناگزیر به پیوستن به گروه‎های تبه‌کار کرده و یا هم در کار و کسب کشت و تولید تریاک مشغول نگه داشته است.
متاسفانه امروزه این ولایت نتوانسته شاهد استفاده‎ی مطلوب از پتانسیل‎های اقتصادی خویش باشد؛ زیرا نبود مدیریت مفید در طول سه دهه‎ی گذشته، ظرفیت‎های اقتصادی آن را به راه نادرستی سوق داده و مسیر استفاده‎ی مخالفان مسلح و تاجران تریاک و مافیاهای جهانی را فراهم ساخته است. این ولایت که از وجود رودخانه‎ی پرآب برخوردار است، به جای اینکه شاهد رونق زراعت حلال گردد، ظرفیت غیرقانونی کشت کوکنار را در خود پرورانیده است.
این درحالی است که رودخانه‎ی هلمند نه تنها از وجود آب‎های مناطق مرکزی بهرمند است، بل درياي ارغنداب نيز در ناحيه‎ي لشكرگاه به هلمند مي‎پيوندد و توان مضاعفي به آن بخشیده است، اما دیده می‎شود که آب هلمند به خوبي مديريت نشده و به‌جز يك بند در منطقه‎ي كجكي و كانال‎هايي ‎كه عمر بیش‎تر از پنجاه سال دارند و تقريبن كارآيي خود را از دست داده‏اند، كار ديگري صورت نگرفته است.
این درحالی است که موقعیت جغرافیایی هلمند ظرفیت ایجاد و اعمار پروژه‎های اقتصادی را دارد و اگر راهکارهایی برای ظرفیت‎سازی در زمینه‎های اقتصادی و معیشتی این ولایت مهیا شود، تا اندازه‎ی زیادی مردم این ولایت به آرامش و آسایش رسیده و از چنگ تروریزم و تریاک رهایی خواهند یافت.
با این حال با تأسف باید گفت که سازندگي در هلمند به‌‎رغم صرف هزينه‏‌هاي بسيار چندان خوب به نظر نمي‏رسد. تنها شهر لشكرگاه مركز ولايت فعاليت‏‌هاي توسعه‌یي را شاهد بوده است و در ساير نواحي به دليل ناامني‎ها چندان شاهد سازندگي نيست. به جز مسير شاهراه كابل- هرات و مسير دوراهي لشكرگاه تا اين شهر و سرك‎ها و كوچه‎هاي داخلي آن، بقيه‎ي راه‎هاي مواصلاتي تقريبن به حالت اولیه باقی مانده‏اند و عبور و مرور به سختي صورت مي‎گيرد.
از این رو، باید دولت واقعیت‎های تلخ این ولایت را قبول نماید و مطابق با آن یک برنامه‎ی درازمدت و همه‌جانبه را برای ثبات ولایت هلمند روی دست گیرد. گزارش اخیر نشان داد که تنها سه ولسوالی این ولایت در تصرف و کنترول دولت است و سایر ولسوالی‎ها در اختیار مخالفان مسلح می‎باشد که نیروهای آنان نیز عمدتن از جمع مافیاهای تریاک می‎باشد. این وضعیت نه تنها در یک‎سال اخیر رونما گردیده، بل سال‎هاست که اين مناطق به حال خود رها شده و در اختیار مخالفان مسلح یا همان مافیایی قرار داده شده است که تاجران تریاک و عوامل تروریزم هستند.
هرچند مدتی‌ست که وضعیت هلمند بیش‎تر از پیش بحرانی و آتشین شده، ولی واقعیت این است که امنیت در هلمند در طول یک و نیم دهه‎ی اخیر بسیار شکننده و نااميدكننده بوده است. شايد بتوان گفت ولايت هلمند در طی یک و نیم‎ دهه‎ی اخیر يك ولايت جنگي بوده است. دولت و نيروهاي خارجي بر اوضاع تسلط نداشته و تقريبن در مواقع حملات مخالفان از خود واكنش نشان داده‏اند که متاسفانه بسياري از اين واكنش‎ها با كشتار افراد ملكي و وحشيانه صورت گرفته‏‌اند.
این ولایت همواره میدان هموار بازی‎های بزرگ مافیاهای منطقه‌یی بوده و از این بستر، گروه‎های تبه‌کار و تروریست نیز استفاده‎ی شایانی برده‌اند. بنابراین، برای مدیریت اوضاع ناامن هلمند و برچیدن بساط تروریزم و تریاک از این ولایت، عزم جدی و اراده‎ی قطعی در سطح کلان تصمیم‎گیری لازم است تا بتوان جلو ناامنی‎های گسترده و رو به توسعه‎ی کنونی را در این ولایت گرفت.