Layout A (one post)

احمدالله علیزی: احزاب در چهل‌سال گذشته خلاف قانون احزاب فعالیت کرده‌اند

احمدالله علیزی؛ رییس حزب اساس نو در گفتگوی ویژه با روزنامه راه مدنیت گفت: احزاب در چهل سال گذشته خلاق قانون احزاب فعالیت مسلحانه داشته‌اند و در این مدت هیچ حزبی شکل نگرفته که از همه ملیت‌ها در آن شامل باشد و مطابق با تعریف احزاب کار کنند.
به گفته وی، حالا زمان آن رسیده که احزاب فراقومی، منطقه‌‌یی، سمتی و زبانی شکل بگیرند که «حزب اساس نو» بر همین مبنا شکل گرفته و در ترکیب رهبری این حزب از تمام اقوام با خط فکری مشخص جمع شده‌اند.
آقای علیزی با اشاره به این که مشکل عمده‌یی که احزاب در چهل سال گذشته در افغانستان داشته‌اند حضور نظامی آنان بوده، تاکید کرد که احزاب برای اصلاح جامعه و خدمت به مردم‌اند نه جنگ و خون‌ریزی.
به گفتۀ رییس حزب اساس نو، افغانستان با احزاب سمتی، قومی و منطقه‌یی رشد نمی‌کند؛ بل باید احزاب جدیدی شکل گیرد که در ترکیب آن، از تمام اقوام حضور داشته باشند و قومیت، منطقه و زبان مطرح نباشد.
به تاکید آقای علیزی، در شرایط فعلی احزاب به گونه‌یی فعالیت کنند که در پروسه‌های سیاسی بتوانند نقش اثرگذار داشته تا جایی که حتا رییس‌جمهور نیز حزبی باشد.
آقای علیزی، دموکراسی را یکی از دست‌آوردهای حکومت‌های بعد از سقوط گروه طالبان دانسته و تاکید می‌کند که این دست‌آورد نباید به سادگی از دست رود و احزاب باید نقش پر رنگ در نهادینه شدن دموکراسی بازی کنند.
علیزی با اشاره به این که در کشورهای بزرگ مانند جمهوری خلق چین و هندوستان که هر کدام بیشتر از یک میلیارد نفوس دارند، دو یا سه حزب بیشتر وجود ندارند، اما در افغانستان با جمعیت ۳۰ میلیونی بیش از ۳۰ حزب وجود دارد، باورش بر این است که تعدد احزاب باید کم شود و احزابی شکل گیرد که برای همه مردم برنامه داشته باشد و مردم نیز به آن اعتماد داشته باشند.
رییس حزب اساس نو در رابطه به هزینه مالی حزب خود گفت که هزینه مالی حزب اساس نو از سوی اعضا و تاجران ملی پرداخت می‌شود و هیچ منبع خارجی و حکومتی تمویل‌کننده این حزب نیست.
آقای علیزی با انتقاد از شرایط کنونی کشور گفت که حکومت وحدت ملی در حال حاضر از مردم فاصله گرفته و اگر می‌خواهد به شکل خوب‌تر ادامه یابد، باید مردم را با خود داشته باشد.
او تاکید می‌کند که مردم افغانستان در هر شرایط صلح می‌خواهند و صلح نیز تنها در شهرهای کشور نیست؛ بل صلح را باید در روستاها جستجو کرد.
حزب اساس نو چند روز قبل در کابل به صورت رسمی افتتاح شد.
غضنفر عادلی/ راه مدنیت

ادامه مطلب

Layout A2

احمدالله علیزی: احزاب در چهل‌سال گذشته خلاف قانون احزاب فعالیت کرده‌اند

احمدالله علیزی؛ رییس حزب اساس نو در گفتگوی ویژه با روزنامه راه مدنیت گفت: احزاب در چهل سال گذشته خلاق قانون احزاب فعالیت مسلحانه داشته‌اند و در این مدت هیچ حزبی شکل نگرفته که از همه ملیت‌ها در آن...

ادامه مطلب

قهرمانان فیسبوکی، قهرمانان واقعی نیستند

گاهی همین که سر سفره می‌نشینیم و آن را رنگین‌تر و متفاوت می‌یابیم از آن عکس می‌گیریم و گاهی هم از سفر و مصاحبه و سخنرانی و یا هم از دیدار خود با سیاستمداران و اشخاص سرشناس. به‌خاطر اینکه مبارز و...

ادامه مطلب

اولین پرواز کارگوی تجارتی؛ بُرد موثریت اقتصادی هند نسبت به پاکستان

اولین کارگوی هوایی افغانستان و هند روز دوشنبه از کابل به مقصد دهلی انجام شد. یک‌سال پیشتر از این توافق‌نامه سه‌جانبه چابهار میان افغانستان، ایران و هند امضا گردید. افغانستان کشور محاط به خشکه است که...

ادامه مطلب

Layout A2 (combined with B)

احمدالله علیزی: احزاب در چهل‌سال گذشته خلاف قانون احزاب فعالیت کرده‌اند

احمدالله علیزی؛ رییس حزب اساس نو در گفتگوی ویژه با روزنامه راه مدنیت گفت: احزاب در چهل سال گذشته خلاق قانون احزاب فعالیت مسلحانه داشته‌اند و در این مدت هیچ حزبی شکل نگرفته که از همه ملیت‌ها در آن...

ادامه مطلب

کاريزماتيک شخصيت

ژباړه: موسکا رشيدی داسې کسان به مو ليدلي وي چې ستاره يې پر نورو زورور دى، نور ژر تر تاثير لاندې راولي او په اسانه د خلکو باور خپلوي. دې وړتيا ته په انګليسي کې کاريزما...

ادامه مطلب

Layout A3

احمدالله علیزی؛ رییس حزب اساس نو در گفتگوی ویژه با روزنامه راه مدنیت گفت: احزاب در چهل سال گذشته خلاق قانون احزاب فعالیت مسلحانه داشته‌اند و در این مدت هیچ حزبی شکل نگرفته که از همه ملیت‌ها در آن شامل باشد و مطابق با تعریف احزاب کار کنند. به گفته...

ادامه مطلب

گاهی همین که سر سفره می‌نشینیم و آن را رنگین‌تر و متفاوت می‌یابیم از آن عکس می‌گیریم و گاهی هم از سفر و مصاحبه و سخنرانی و یا هم از دیدار خود با سیاستمداران و اشخاص سرشناس. به‌خاطر اینکه مبارز و عدالت‌خواه به نظر برسیم برای چند لحظه میان معترضان و...

ادامه مطلب

اولین کارگوی هوایی افغانستان و هند روز دوشنبه از کابل به مقصد دهلی انجام شد. یک‌سال پیشتر از این توافق‌نامه سه‌جانبه چابهار میان افغانستان، ایران و هند امضا گردید. افغانستان کشور محاط به خشکه است که بیشترین مرز را با پاکستان دارد و حجم بالایی از...

ادامه مطلب

Layout A (with pagination)

احمدالله علیزی: احزاب در چهل‌سال گذشته خلاف قانون احزاب فعالیت کرده‌اند

احمدالله علیزی؛ رییس حزب اساس نو در گفتگوی ویژه با روزنامه راه مدنیت گفت: احزاب در چهل سال گذشته خلاق قانون احزاب فعالیت مسلحانه داشته‌اند و در این مدت هیچ حزبی شکل نگرفته که از همه ملیت‌ها در آن شامل باشد و مطابق با تعریف احزاب کار کنند.
به گفته وی، حالا زمان آن رسیده که احزاب فراقومی، منطقه‌‌یی، سمتی و زبانی شکل بگیرند که «حزب اساس نو» بر همین مبنا شکل گرفته و در ترکیب رهبری این حزب از تمام اقوام با خط فکری مشخص جمع شده‌اند.
آقای علیزی با اشاره به این که مشکل عمده‌یی که احزاب در چهل سال گذشته در افغانستان داشته‌اند حضور نظامی آنان بوده، تاکید کرد که احزاب برای اصلاح جامعه و خدمت به مردم‌اند نه جنگ و خون‌ریزی.
به گفتۀ رییس حزب اساس نو، افغانستان با احزاب سمتی، قومی و منطقه‌یی رشد نمی‌کند؛ بل باید احزاب جدیدی شکل گیرد که در ترکیب آن، از تمام اقوام حضور داشته باشند و قومیت، منطقه و زبان مطرح نباشد.
به تاکید آقای علیزی، در شرایط فعلی احزاب به گونه‌یی فعالیت کنند که در پروسه‌های سیاسی بتوانند نقش اثرگذار داشته تا جایی که حتا رییس‌جمهور نیز حزبی باشد.
آقای علیزی، دموکراسی را یکی از دست‌آوردهای حکومت‌های بعد از سقوط گروه طالبان دانسته و تاکید می‌کند که این دست‌آورد نباید به سادگی از دست رود و احزاب باید نقش پر رنگ در نهادینه شدن دموکراسی بازی کنند.
علیزی با اشاره به این که در کشورهای بزرگ مانند جمهوری خلق چین و هندوستان که هر کدام بیشتر از یک میلیارد نفوس دارند، دو یا سه حزب بیشتر وجود ندارند، اما در افغانستان با جمعیت ۳۰ میلیونی بیش از ۳۰ حزب وجود دارد، باورش بر این است که تعدد احزاب باید کم شود و احزابی شکل گیرد که برای همه مردم برنامه داشته باشد و مردم نیز به آن اعتماد داشته باشند.
رییس حزب اساس نو در رابطه به هزینه مالی حزب خود گفت که هزینه مالی حزب اساس نو از سوی اعضا و تاجران ملی پرداخت می‌شود و هیچ منبع خارجی و حکومتی تمویل‌کننده این حزب نیست.
آقای علیزی با انتقاد از شرایط کنونی کشور گفت که حکومت وحدت ملی در حال حاضر از مردم فاصله گرفته و اگر می‌خواهد به شکل خوب‌تر ادامه یابد، باید مردم را با خود داشته باشد.
او تاکید می‌کند که مردم افغانستان در هر شرایط صلح می‌خواهند و صلح نیز تنها در شهرهای کشور نیست؛ بل صلح را باید در روستاها جستجو کرد.
حزب اساس نو چند روز قبل در کابل به صورت رسمی افتتاح شد.
غضنفر عادلی/ راه مدنیت

ادامه مطلب

قهرمانان فیسبوکی، قهرمانان واقعی نیستند

گاهی همین که سر سفره می‌نشینیم و آن را رنگین‌تر و متفاوت می‌یابیم از آن عکس می‌گیریم و گاهی هم از سفر و مصاحبه و سخنرانی و یا هم از دیدار خود با سیاستمداران و اشخاص سرشناس.
به‌خاطر اینکه مبارز و عدالت‌خواه به نظر برسیم برای چند لحظه میان معترضان و مظاهره‌کننده‌ها می‌پریم و پرچم عدالت‌خواهی را به دست گرفته از خود عکس می‌گیریم. زمانی هم وقتی بر بالین فرد ناتوانی که به او پول و دست تعاون می‌دهیم و گاهی هم وقتی سر به سجده هستیم و یاهم چند جلد کتاب زیر بغل داریم.
 معمولا این عکس‌ها را در البوم و کلکسیون شخصی خود نمی‌گذاریم؛ بل آن را از طریق شبکه‌های اجتماعی چون فیسبوک با دیگران شریک می‌سازیم.
اما چرا؟
شاید کوتاه‌ترین پاسخ این باشد که تظاهر می‌کنیم و ریا کاریم و به چیزی نیاز داریم.
 بلی، اگر به فضای دنیای مجازی و شبکه‌های اجتماعی افغانستان پا بگذاریم می‌بینیم که چگونه سفرۀ خانه‌های بیشترین مردم ما از آن غذاهای متنوع که از آن عکس گرفته‌ایم و یاهم نوشته‌ایم «جای دوستان خالیست»، در زندگی واقعی همچنان واقعا خالی است.
وقتی در شرایط بد امنیتی قرار می‌گیریم و طالبان تا دروازه‌های شهرهای ما می‌رسند دیگر از آن سیاسیون و قهرمانان رویین‌تن و تا به دندان مسلح فیسبوکی خبری نیست.
ماک زاگربرگ زمانی گفته بود که فیسبوک ترویج‌کننده فرهنگ باز میان کاربران این شبکه است که کاربران آن با شریک‌سازی و همرسانی زندگی خصوصی، کمک می‌کند تا با جنبه‌های مختلف زندگی و عادات همدیگر بهتر آشنا شوند، اما حقیقت عکس آن است، آنچه در فیسبوک همرسانی می‌شود در بیشترین موارد جنبه‌های واقعی زندگی مردم نیستند و به درک مردم از واقعیت شدیدا آسیب می‌رساند.
روان‌شناسان معتقدند که قهرمانان واقعی کمتر نیاز دارند تا قهرمانی خود را به رخ دیگران بکشند. به‌طور مثال یک قهرمان و استاد مهارت‌های رزمی لازم نمی‌بیند تا دست به پرخاش و نبرد بزند چون به توانایی خود باور دارد، اما برعکس شاگرد نوکار او دوست دارد تا با کسی برزمد و به مهارت خود اطمینان حاصل کند، چون این کار ناشی از ناامنی درونی او می‌شود. یا هم دختر و پسری که به زیبایی ظاهری‌اش اطمینان ندارد سعی می‌کند تا خود را با مودل‌ها و هنرپیشه‌های سینما مقایسه کند و می‌خواهد ببیند که عکس‌العمل اطرافیانش چیست تا در مورد زیبایی خود اطمینان حاصل کند.
از نقش فیسبوک بر رفتار رای‌دهنده‌ها در انتخابات سال ۲۰۱۶ امریکا به نفع دونالد ترمپ، تا بررسی نوع شخصیت فرد بنا بر پست (عکس یا نوشته) که در فیسبوک می‌گذارد، در این اواخر بارها موضوع تحقیق  نهادهای مختلف علمی و آکادمیک بوده‌اند.
به‌طور مثال محققان در دانشگاه الینایز غربی متوجه شدند آن‌هایی که دوستان زیادی فیسبوکی دارند و به‌طور منظم صفحات فیسبوک خود را نو  و مطالب را با دوستان خود شریک می‌سازند افراد خودشیفته‌یی هستند که سعی می‌کنند شخصیت متفاوت و ایده‌آل از خود به نمایش گذارند.
افرادی که اضطراب روانی دارند و در زندگی واقعی بیشتر محتاط و سر به زیر «خجول» هستند برعکس فضای فیسبوک را امن‌تر و بازتر می‌پندارند و بیشتر از دیگران عکس می‌گذارند و کاربران خیلی فعال هستند. این‌ها در حقیقت سعی می‌کنند که خلای دنیای واقعی خود را از طریق دنیای مجازی پر کنند. این خلا را می‌توان حتا در بین دختران افغان که معمول به‌نام‌های مستعار دوستان فیسبوکی ما هستند هم مشاهده کرد. از آنجا که دوستی و ارتباط در دنیای واقعی افغانستان بین دختران و پسران تابو و جرم است، برعکس در دنیای مجازی  توانسته‌اند دنیای متفاوتی برای خود خلق کنند.
تظاهر از فرد عادی جامعه که با «چند سیخ کباب» عکس می‌گیرد و جای دوستان را خالی می‌داند تا کتاب‌هایی که یک فرد خوانده و خود را اهل قلم و کتاب معرفی می‌کند تقریبا همه یک پیام دارند، یعنی روزمرگی و افت اخلاق!
 نهادینه شدن این نوع رفتارها را می‌توان شکست ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی جامعه تلقی کرد.
اگر همین حالا به چند صفحه فیسبوک دوستان و یاران خود سر بزنید و ببینید که چه گذاشته‌اند، شاید با دیدن آن به این بیندیشید که آیا احساس درونی ما خلاف نوشته‌های تحسین‌آمیزی نیست که پای بسیاری از پست‌های ریاکارانه دوستان‌مان می‌گذاریم؟
حالا شاید بهتر بدانیم که چرا بسیاری از سیاسیون افغانستان فقط قهرمان‌های فیسبوکی هستند و نه میدان های نبرد و راهبردهای عملی و استراتیژیک.
مجیب‌الرحمن اتل؛ دانشجوی مقطع دکتورا در آلمان
 

ادامه مطلب

اولین پرواز کارگوی تجارتی؛ بُرد موثریت اقتصادی هند نسبت به پاکستان

اولین کارگوی هوایی افغانستان و هند روز دوشنبه از کابل به مقصد دهلی انجام شد. یک‌سال پیشتر از این توافق‌نامه سه‌جانبه چابهار میان افغانستان، ایران و هند امضا گردید.
افغانستان کشور محاط به خشکه است که بیشترین مرز را با پاکستان دارد و حجم بالایی از صادرات و واردات ما از بندرها و مرزهای متعلق به پاکستان صورت می‌گیرد.
کشور ما که در طول تاریخ به شکل سنتی واردات و صادرات خود را از بنادر پاکستانی انجام داده است، همیشه بیش از کشورهای دیگر از این رهگذر به پاکستان متکی بوده است. چنان که با مسدود شدن این بنادر و مرزهای گهگاهی میان دو کشور، ما عملا در محاصره اقتصادی قرار گرفته‌ایم.
در یک‌ونیم دهه اخیر نیز پاکستان همیشه از این بنادر به عنوان یک حربه سیاسی علیه افغانستان استفاده کرده و بارها، مرزهای تجاری مشترک را به روی افغانستان مسدود کرده است. در ظرف شش‌ماه گذشته پاکستان بیش از سه بار مرزهایش را به روی افغانستان مسدود کرده است. در ماه حوت سال ۱۳۹۵«تورخم» بزرگترین گذرگاه مشترک دو کشور بیش از ۲۰ روز توسط پاکستان مسدود گردید، طوری که حتا به بیمارانی که آن طرف مرز بودند نیز اجازه عبور از مرز داده نشد. در آخرین مورد هم حدود یک هفته پیش مرز سپین‌بولدک برای چند مرز توسط مرزبانان پاکستانی به روی تجارت و ترانزیت مسدود شد.
با این وصف افغانستان در طی سال‌های اخیر در فکر راه چارۀ دیگری بوده است. هرچند بازارهای آسیای میانه همیشه به روی افغانستان باز بوده‌اند، ولی این بازارها به‌دلیل محدودیتی که دارند همه نیازهای ما را تکافو کرده نمی‌توانند.
پس از تلاش‌ها و بنا به خوش‌بینی‌های دو کشور هند و ایران، سال قبل (درست اوایل جوزای ۱۳۹۵) بود که توافق‌نامه سه‌جانبه بندر تجارتی چابهار توسط رهبران سه کشور افغانستان، ایران وهند در تهران به امضا رسید.
در آن زمان نرندرا مودی؛ نخست‌وزیر هند وعده یک‌صد میلیون دالری را برای اعمار تاسیسات لازم در این بندر داد و تا حدودی کارهای ابتدایی‌اش هم شروع گردیده است.
این یک حرکت اقتصادی موثر و مفید و دارای پیش‌زمینۀ گسترده‌یی است، تا جایی که پاکستانی‌ها را دست‌وپاچه کرد و به فکر تعدیل روابط بازرگانی با افغانستان شدند. اما از اینکه پاکستان بارها قوانین بین‌المللی تجارت و توافق‌نامه‌های تجاری دو کشور را نقض کرده است، هرگز قابل اعتماد نیست.
از آنجا که دیدگاه هند بر بندر چابهار علاوه بر بعد اقتصادی‌اش، دارای بعد سیاسی نیز است، تا رسیدن به مرحله اجرایی شدن کامل این بندر، هند در تلاش راه انداختن یک دهلیز هوایی برای ترانزیت کالای افغانستان به بازارهای هند و از آن طریق به بازارهای بین‌المللی شد.
راه‌اندازی کارگوی هوایی افغانستان هند که اکنون به مرحله اجرا رسیده، پاسخ محکمی در برابر پاکستان است. شاید به دلیل هزینه بالای انتقال به لحاظ اقتصادی برای افغانستان وهند، مفدیت و مزیت اقتصادی در پی نداشته باشد، ولی تا زمان اجرایی شدن بندر چابهار، می‌تواند به عنوان یک راهکار دارای موثریت اقتصادی علیه پاکستان استفاده گردد.
به هر روی راه‌اندازی دهلیز هوایی، میوه تازه افغانستان را به بازارهای جنوب آسیا و جهان می‌رساند و پاکستان را عملا به لحاظ سیاسی در آوردن فشارهای بی‌مورد بر افغانستان وصادرات فصلی ما ناکام می‌سازد.
نقش حکومت وحدت ملی و مهمتر از آن نقش و همکاری دولت هند، از این جهت در خور وصف است و باید از چنین سیاست‌هایی حمایت قاطع صورت گیرد.
حمایت مردم از حکومت از مولفه‌های اساسی موفقیت‌های دولت‌های امروزی است و ما نیز بر اساس مسوولیت‌های اخلاقی و شهروندی ناگزیریم از عملکرد خوب و موفق حکومت حمایت کنیم و از رفتار نادرست و خلاف قانون آن انتقاد.
طوری که یاد شد، ممکن دهلیز هوایی برای ما مفیدیت و مزیت اقتصادی در پی نداشته باشد، ولی موثریت اقتصادی و سیاسی را در پی دارد.
سید امین بهراد/ راه مدنیت

ادامه مطلب

کاريزماتيک شخصيت

ژباړه: موسکا رشيدی
داسې کسان به مو ليدلي وي چې ستاره يې پر نورو زورور دى، نور ژر تر تاثير لاندې راولي او په اسانه د خلکو باور خپلوي. دې وړتيا ته په انګليسي کې کاريزما وايي!
اکثره د کاريزما له کليمې څخه کوم روښانه مفهوم نه لرو، چې کاريزما دقيقاً څه مانا ورکوي؟ کيداى شي يوه مرموزه ځانګړتيا وانګېرل شي، خو کاريزما قاطعيت ،هيجان ،شور او شوق نه دى؛ ځانګړى شخصيت او ښه راشه درشه هم نه ده. که څه هم دغه ټولې ځانګړتياوې تر يوې کچې پورې د کاريزما د ټولګې يوه برخه ده.
کله چې د کاريزماتيک شخصيت لرونکو کسانو سره مخامخ کېږو په اسانۍ سره يې پېژندلاى شو. دوی په يوه ډله، يا د نورو په منځ کې خا ص دي. مونږ ددوى په څنګ کې اوسېدلو سره د وياړ او لوى والي احساس کوو.
کاريزما يوازې جذابيت ،وفاداري، محبوبيت ، شور او هيجان درلودل نه دي. د هغه باور حس کول دي چې د مخاطب د ارامتيا او سکون سبب ګرځي.
 American Heritage dictionary کاريزما داسې تعريفوي: «کاريزما د رهبرانو هغو شخصي ځانګړتياووته ويل کېږي چې په وګړو کې د خالص، ژور شوق او وفادارۍ سبب ګرځي.» ددې کتاب ليکوال زیاتوي: «کاریزما هغه ځوا ک دی چې وکولاى شي نور اړ باسي چې زمونږ غوښتنې په مينه ترسره کړي او تردې چې نور خلک هم اړباسي چې زمونږ غوښتنې ومني.»
د کاريزماتيک شخصيت درلودل اکتسابي دي؟
زه فکر نه کوم چې کاريزماتيک شخصيت درلودل دې کاملاً ذاتي خبره وي او قاعدتاً دې د ترلاسه کولو وړ نه وي. مېرمن Olivia fox Cabane  چې په دې اړه يې ډېرې څېړنې کړي پخپله يوه وينا کې يې دغه موضوع په ډېره جالبه بڼه توضيح کړې ده. دغه مېرمنه وايي: »کيداى شي ځينې کسان په پيدايشي بڼه کاريزماتيک شخصيت ولري، خو کاريزما د چلندو نو او صفاتو ټولګه ده او د ځينې خلکو د انګېرنو پر خلاف چې فکر کوي ذاتي او د انسان د وجود دننه سرچينه اخلي، ځينې برخې يې بايد زده شي.»
اوس سوال دلته پيدا کېږي چې کومو کسانو ته اړينه ده چې کاريزماتيک واوسي؟
که چېرې يوې لويې موخې ته د ځان د رسولو په تکل کې ياست او غواړئ يو تل پاتې اثر له خپله ځانه پرېږدئ نو کاريزما به يې ښه وسيله وي.
که چېرته موږ نه غواړو چې د دغسې شخصيت درلودونکي واوسو او يا هم هېڅ اړتيا ورته نه لرو، د بېل ګېټس په وينا :که نه شئ کولاى چې يو ښه کار وکړئ نو داسې يوکار وکړئ چې ښه ښکاره شئ. نو د کاريزما پر مهارتونو پوهېدنه او ترې ګټه اخيستنه ضروري ده.
د کاريزماتيک شخصيت درلودونکي کسانو ځينې ځانګړتياوې:
۱ – ښه اوريدونکي دي او د خپل مخ په حرکاتو او اشاراتو سره مقابل لوري ته دا احساس ورکوي چې د خبرو اورېدلو ته يې ليوالتيا لري.
۲-  کولاى شي خپل ځينې عکس العملونه لکه خپله غوسه وځنډوي.
۴-  کله چې نه خاندي هم تل خوشاله ښکاري.
۵ – پرته له دې چې د نورو په اړه قضاوت وکړي، ورسره خواخوږي ښکاره کوي.
۶ – د نورو احساسات ښه درک کولاى شي.
۷ – له خپلو دوستانو سره دومداره اړيکې ساتي.
۸ – ځان د يوې خاصې طبقې او يا ډلې پورې اړوند نه ګڼي.
۹ – سربېره پر ځان نورو ته هم اهميت ورکوي.
۱۰ – ښه کيسه ويونکي دي او د خبرو پر وخت واضح تصويرونه خلکوته وړاندې کوي.
۱۰ – خپل احساسات څرګندوي او دا کار عيب نه ګڼي.
۱۱-  له رتبې څخه انسانيت ته زيات ارزښت ورکوي.
۱۲ – تل هڅه کوي چې حواس يې راټول وي.
۱۳ – په مناسب غږ خبرې کوي، داسې چې ښه واورېدل شي.
۱۴ – خپل عيبونه په سړه سينه اوري.
۱۵ – د خبرو په وخت کې د کلماتو په انتخاب کې دقت کوي.
۱۶ – د نورو په کمزوريو باندې ټينګار او دقت نه کوي.
۱۷ – د نورو هيلې ژوندۍ کوي.
۱۸ – له ژوند سره مينه لري او خپل مناسبتونه لمانځي.
۱۹ – هڅه نه کوي چې اداګانې ولري
۲۰ – له نورو سره د خبرو وخت کې په مبايل يا بل څه ځان نه مصروفوي.
۲۱ – خپل شته له نورو سره شريکوي.
۲۲ – د ژوند له ستونزو څخه شکايت نه کوي.
۲۳ – پرته له تمې نورو سره مرسته کوي.
۲۴ – د ظاهري او شخصي نظم درلودونکي دي.
۲۵ – دنه ويلو وړتيا لري، کله چې يو کار نه شي کولاى چا سره بې ځايه وعدې نه کوي.
۲۶ – تل په ځان باور لري.
۲۷ – د خبرو اونطق کافي استعداد لري.
۲۸ – خلک له دننه څخه بهر ته راوباسي، داسې چې پوښتنې کوي، اوري اوتل مثبت اوسېږي. د خلکو ډاډ ترلاسه کوي چې د خپل زړه خبرې ورته وکړي.

ادامه مطلب

مفهوم مقاومت در جنبش زنان افغان؛ از مبارزه مسلحانه تا جنبش برابری

نویسنده: دکتور فاخره موسوی
اگر نگاهی تاریخی به حرکت‌های زنان در تحولات افغانستان، از ابتدای شکل‌گیری، داشته باشیم، تغییر زیادی را می‌توانیم در این حوزه مشاهده کنیم. سنبل مقاومت زنان که تاریخ‌نویسانی چون عبدالحی حبیبی، میرمحمدغبار و میرمحمدصدیق فرهنگ بر آن تاکید کرده‌اند، ملالی میوند، مثال مقاومت و بیگانه‌ستیزی در تاریخ معاصر افغانستان است. ملالی در جنگ‌های افغان و انگلیس رشادت‌هایی از خود نشان داده است که در بین تاریخ‌نگاران شهرت فراوان دارد. همچنین شعری به این سمبل نصبت داده شده که نشانه وطن‌پرستی و ایمان این زن است. اما در بین محققان معاصر و کسانی که اسناد جنگ‌های افغان و انگلیس را مطالعه می‌کنند، سندی مبنی بر وجود این زن دیده نشده است. بنابراین برخی از تاریخ‌نویسان معاصر در مقالات منتشرشده‌شان از عدم وجود چنین شخصیتی در تاریخ سخن رانده‌اند و شکل‌گیری آن را جعل تاریخی برای شکل دادن به هویت زن افغان می‌دانند.
اما گذشته از این، زنان افغان در جنگ‌های انگلیس و افغان، خشم فرماندهان انگلیسی را برانگیخته بودند به سبب اینکه این زنان از راه‌هایی که برای انگلیس‌ها ناشناخته بود، به جنگجویان افغان، اسلحه و مواد غذایی می‌رساندند. این نوع فعالیت‌های زنان، یکی از عوامل شکست ارتش انگلیس در افغانستان بود.
در این پژوهش، برآنیم که سخن از تغییر مفهوم مقاومت در جنبش‌های زنان در افغانستان، با توجه به تحول‌های تاریخی برانیم. اگر بخواهیم در تاریخ افغانستان پس از دوره احمدشاه درانی، کاوش کنیم، با زنانی در تاریخ برخورد می‌کنیم که به شدت در تحول‌های افغانستان موثر بوده‌ و در عین حال خواهان تغییر در وضعیت زنان بوده‌اند. در خاندان درانی، زنان پادشاه، نقش پنهانی در تحول‌های سیاسی داشته‌اند، اما وضعیت اجتماعی زنان و اهمیت آن، از دوره امیرعبدالرحمن شکل می‌گیرد.
بیداری فکری در بین زنان دربار سابقه بیشتری دارد تا در بین مردم که بیشتر به کار کشاورزی مشغول بودند. بنابراین زنان دربار قدم‌های اول را در احقاق حقوق زنان و بهتر شدن وضعیت اجتماعی و حقوقی زنان داشتند. در غیر این صورت دربار درانی تحت فرمان و نفوذ احمدشاه قوانین سختی برای زنان و حقوق اجتماعی آنان تصویب کرده بود. از این نوع قوانین می‌توان حق تعلق زنان به مردان، ازدواج اجباری بیوه‌زنان با برادران یا اعضای خانواده خانواده همسر، به «بد» دادن و ازدواج کودکان نام برد.
هم اکنون نیز در افغانستان این قوانین به صورت عرف درآمده است و بسیاری از زنان افغان از این عرف رنج می‌برند. از زنان دربار که علیه این قوانین قدم برداشته است، می‌توان از بی‌بی حلیمه یا بوبوجان نام برد. حلیمه همسر امیرعبدالرحمن خان و از زنان روشنفکر دربار بود که در چهارده سالگی روی به شاعری آورده بود و سواد خواندن و نوشتن داشت. وی بسیار کوشید تا قوانین را به نفع زنان اصلاح کند، اما در همین دوره شاهد یکی از بی‌عدالتی‌های بزرگ علیه زنان هزاره هستیم. زنان هزاره پس از شکست خوردن قومیت هزاره از امیرعبدالرحمن خان، قربانی درجه اول بی‌عدالتی علیه زنان شدند. تعداد زیادی از کودکان و زنان هزاره در بازارهای کابل و قندهار به فروش رفتند و به بردگی کشیده شدند. این بی‌عدالتی تا ابتدای قرن بیستم در زندگی مردم افغان به شکل معمول درآمده بود. بسیاری از خانواده‌های اشراف، خدمتکارانی از قومیت هزاره داشتند و منطقه هزاره‌جات جزو محروم‌ترین مناطق افغانستان است. این تنها به دلیل صعب‌العبور بودن این منطقه نیست، بل به دلیل عدم توجه سران و سیاستمداران است. این محرومیت در حقوق زنان نقش به‌سزایی دارد؛ زیرا رشد و توسعه اقتصادی، باعث رشد فرهنگ نیز می‌شود.
قرن بیست با تحول‌های سیاسی زیادی برای شکل‌گیری افغانستان مستقل با رهبری روشنفکری، رهاوردهای تازه‌یی برای زنان دارد. زنان دربار به رهبری ملکه وقت، ثریا، که زنی تحصیل‌کرده و روشنفکر بود، به فرمان امان‌الله خان تصمیم به ایجاد تغییرات در وضعیت اجتماعی خود گرفتند. ملکه ثریا، در بین زنان سران منطقه، جز معدود زنان تحصیل‌کرده بود که نگاهی تغییرگرا به وضعیت زنان داشت. این جنبش، تاکید زیادی بر آموزش دختران و آگاهی رساندن به زنان و تحول بخشیدن به وضعیت خود داشت. با کنار رفتن رهبران نوساز و تحول‌های سیاسی که در نیمه اول قرن بیست رخ داد، وضعیت زنان نیز به شدت متغیر بود. اما جنبش زنان توانسته بود ریشه در لایه‌های مختلف اجتماعی  شهری بدواند و تعلیم و تحصیل را جزو عرف اجتماعی در بین طبقه روشنفکر جامعه جایگزین کند.
با توجه به این تحول‌ها، بهتر است توجه داشته باشیم که مفهوم مقاومت در افغانستان، از فعالیت در پشت جبهه، کمک‌رسانی، جنگ و راهنمایی در کوره‌راه‌های کوهستانی، چطور به مفهومی برای رشد حقوق اجتماعی و سیاسی زنان و تلاش برای دموکراسی تبدیل شده است؟ مقاومت به مفهوم کلمه، مبارزه برای زندگی، زنده ماندن و خدمت به جامعه مردانه چه تحولاتی را بین زنان ایجاد کرده و چقدر متحول شده است؟
در حقیقت از ابتدای قرن بیستم، یک تحول بزرگ در بین زنان افغان رخ داده است. بیداری زنان از طبقه نخبگان سیاسی به زنان سایر لایه‌ها منتقل شده که عامل اصلی آن رشد تعلیم و تربیت است. نوسازی‌هایی که در ابتدای قرن بیست و سپس در نیمه دوم این قرن رخ داده، بیداری و روشنفکری را در بین زنان گسترش داده و این تحول بزرگی را در قرن بیست و یک در افغانستان به همراه آورده و باعث رشد زنان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شده است.
از قومندان کفتر تا فاطمه اکبری: تجربه‌یی نو
قومندان کفتر یکی از زنانی است که به عرف زنان شجاع افغان، برای دفاع از خانه خود، در دوره شوروی، تفنگ به دست گرفت. زنی مثل او را می‌توان در ردیف زنانی قرار داد که پس از ورود ارتش سرخ به افغانستان، به نیروهای مردمی و مقاومت پیوستند. مقاومتی که با خشونت، جنگ و مفاهیم اسلامی و وطن‌پرستی عجین شده است. این مقاومت، تنها باوری را که به زنان داده است، مردبودن در عرصۀ زنانه است. این الگو مقاومت را تنها راه برای ابقای انسانیت و ارزش‌های جامعه افغان ارزشمند می‌داند و معتقد است برای اینکه دشمن نتواند خانه افغان را تسخیر کند، باید یک الگوی مردانه بر زندگی اجتماعی زنان حاکم باشد. الگویی که مرگ را شهادت در راه خدا و زندگی را ننگ می‌شمارد. در زندگی این گروه از زنان مساله عقاید اسلامی نقش مرکزی را دارد.
در پایان دهه ۱۹۷۰، زنان زیادی به جنبش‌های اسلامی پیوستند و به شدت در این راه پایداری کردند. در اصل احزاب اسلامی به سبب اینکه اسلام مذهب اصلی مردم این منطقه است، رشد زیادی داشتند. با ورود ارتش سرخ به افغانستان، روند پیوستن مردم به احزاب اسلامی افزایش قابل توجهی یافت. در این میانه زنان به پیروی از مردان، براداران، همسران و خویشاوندان خود و از همه مهم‌تر تحت تاثیر آموزش‌های عرفی اسلامی به اسلامگرایی روی آوردند و بسیاری به جنبش مقاومت پیوستند.
از زنانی که به جنبش مقاومت پیوسته، یاسمین حسنات است. یاسمین از معدود زنانی است که بیشتر سال‌های جنگ با ارتش سرخ را در جبهه جنگ همپای مردان مقاومت کرد. یاسمین در مقاومت زنانه خود، باید شیوه‌یی مردانه انتخاب می کرد که او را در عرصه اجتماعی به عنوان یک زن بپذیرد. به این ترتیب به اضافه مادر بودن، زن بودن، معلم بودن، باید خشونت و جنگ را نیز به دوش می‌کشید. بعد از خروج ارتش سرخ و آغاز جنگ داخلی، یاسمین ترجیح داد که به آموزش روی بیاورد.
مینا کشور کمال، نوع دیگری از مقاومت را در دهه ۱۹۷۰ میلادی مطرح می‌کند. وی خود را به عنوان زن، در دنیایی که زنان ابزار گونگی را تجربه می‌کنند، مظلوم می‌بیند و به یاری زنانی می‌شتابد که در چنگال جنگی مردانه زخم خورده و آواره سرزمین همسایه شده‌اند. مینا کشور کمال نمونه یک زن روشنفکر افغان است که ارزش‌های انسانی را والاتر از سایر ارزش‌ها و کهنه‌پرستی می‌داند. به همین سبب بنیادی را برای زنان تاسیس می‌کند که به صورتی انقلابی مقاومتی زنانه را الگو قرار می‌دهد و  اولین جنبش زنان آزادیخواه منطقه می‌شود.
اما قومندان کفتر ترجیح می‌دهد که در کنار سلاح جنگی خود به مقاومت ادامه بدهد؛ زیرا به نظر وی هنوز هم امنیت به سرزمین او بازنگشته و او مجبور است به مقاومت ادامه بدهد تا جان و مال فرزندان و اعضای خانواده‌اش را حفظ کند. شیوۀ مردانه در زندگی زنان افغان مفهومی والا دارد. این باعث شده است که زن خود نسبت به خود نگاهی مردانه داشته باشد.
جنگ داخلی و طالبان پدیده‌هایی بودند که در زندگی زنان و نسل جدید زنان تغییرهای اساسی ایجاد کند. نگاهی دوباره به خود، زن بودن، جنس دوم بودن، وظیفه زنانه و نگرش جامعه مردانه به خود را در بین زنان به وجود بیاورد. بسیاری از زنان قربانی جنگی مردانه شدند که نه با عقاید اسلامی همراهی می‌کرد و نه با ارزش‌های وطن‌پرستانه همخوانی داشت. جنگ قدرت که زنان و کودکان را از زندگی در فضایی مسالمت‌آمیز محروم کرده بود. طالبان تجربه‌یی تلخ‌تر را بر زنان تحمیل کردند. تجربه‌یی که زنان در دوره امیر حبیب‌الله کلکانی هم به چنین شدت تحمل نکرده بودند.
در دروه طالبان شاهد ظهور بیداری از نوع تازه‌یی در بین زنان هستیم. این بیداری را ناهید باقی و نادیا انجمن به خوبی تشریح می‌کنند. نادیا انجمن خود قربانی این بیداری و زن بودن است و جان خود را در این راه از دست داده است. ناهید باقی روایتگر این جنبش است. جنبشی که نه تنها به تعلیم و تربیت علاقه‌مند است، به خواندن نیز عشق می‌ورزد، شعر می‌گوید و با تمام توانایی خود به همه شیوه‌هایی که می‌داند، مقاومت می‌کند. اگر طالب او را از درس و مدرسه منع می‌کند، نادیا خود را دخت افغان می‌خواند و از رنج زمانه شکایت می‌کند. از قهر مردانه و جنس دوم بودن فریاد بر می‌آورد. ناهید باقی یکی از اعضای گروه «سوزن طلایی» است که در پوشش آموختن کارهای زنانه‌یی مثل خیاطی و سوزن‌دوزی، به کتاب‌خوانی می‌پردازد. همه کتاب‌هایی که می‌شود در گوشه و کنار یافت و  دور از چشم طالب در کیسه‌یی انداخت و در شب‌هایی که مهتاب زمین را روشن نگاه می‌دارد، خواند.
تغییرات با ادامه حضور طالبان بیشتر و بیشتر ملموس می‌شود. زن افغان به این نتیجه می‌رسد که همه مدل‌های ارایه‌شده در فرهنگ و ارزش‌هایی که عرف به او تحمیل می‌کند، فقط در خدمت دنیای مردانه است و او ابزارگونه در خدمت جامعه‌یی مردسالار می‌باشد که به او الگویی مردانه را تحمیل می‌کند. زن اجازه خروج از خانه بدون یک همراه مرد ندارد. مردی که باید از خویشاوندان و یا نزدیکان سببی یا نسبی وی باشد. این نگاه به زن افغان، چشم او را به دنیایی باز کرد که باید برای همه خواسته‌ها و ناخواسته‌های خود مقاومت می‌کرد. طالبان حضور وی را نادیده می‌گرفتند و روایتی بنیادگرایانه از متون اسلامی درباره زنان را مطرح و دفاع می‌کردند. روایتی که زن را به سوی نیستی سوق می‌داد و صدای او را برای همیشه خاموش می‌کرد.
حرکت‌هایی اجتماعی که توسط زنان برنامه‌ریزی شده بود نیز نتوانست دست زنان را از زنجیر باز کند و آنان را بیشتر و بیشتر محجور کرد و در خدمت مردسالاری درآورد. مجازات زنی در ورزشگاه کابل، قبل از مسابقات، نقطه اوج این محجوری بود. این حادثه زنان را به سوی مقاومت در برابر مردسالاری و بنیادگرایی سوق داد. با سقوط طالبان، زنان بسیاری از خانه‌های خود خارج شدند و دست در دستان کسانی گذاردند که برای برابری و مردم‌سالاری مبارزه می‌کردند.
بنابراین تغییرهای زیادی در نگرش زن افغان در دوره طالبان ایجاد شد. عرف که حامیان خود را بیشتر در بین زنان داشت، از دست داد. نسل جدید زنان بعد از طالبان، نگاهی دوباره به سنت‌ها، آداب، رسوم و ارزش‌هایی داشت که او را به بند کشیده بود و از رشد او در جامعه جلوگیری می‌کرد، او را و مسایل مربوط به او را به حاشیه می‌راند.
سیما ثمر یکی از این زنان است که چهره مقاومت را با مفاهیمی جدید آمیخته است. در دروه طالبان، وی از فعال‌ترین‌ها در حوزه آموزش زنان است. بسیاری از زنان جوان امروز افغان، رشد و شکوفایی و زندگی نوین خود را مدیون وی هستند. باز هم شیوه‌یی جدید توسط نسل جدید زنان پس از طالبان شکل می‌گیرد.
جنبش مدنی الگوی جدید زنان برای مقاومت با جنگ‌سالاری، مردسالاری، فساد و نابرابری اجتماعی است. قرن بیست و یک برای زنان افغان، فصل جدیدی است. فصل فعالیت اجتماعی و فرهنگی برای رسیدن به حق شهروندی و برابری جنسیتی است. بنابراین دیگر خشونت مردانه و مردسالارانه در بیداری زنان نسل جدید افغان نقش ندارد. نقش زن بودن، مادربودن و تربیتی به ارزش‌هایی تبدیل شده است که زنان برای آن فعالیت می‌کنند و گاهی می‌میرند.
ثریا پاکزاد با تجربه‌یی که در دوره طالبان داشته، اکنون به یکی از زنان این جنبش تبدیل شده است. فن بیان، فعالیت‌ها و رایزنی‌های وی باعث رشد زنانی شده است که جنگ آنان را از ادامه زندگی مایوس کرده بود. اکنون زنان بسیاری از ثمره فعالیت‌های وی به زنانی توانا تبدیل شده‌اند که می‌توانند از عهده زندگی خود و خانواده و فرزندان خود برآیند.
فاطمه اکبری یکی دیگر از این زنان است که با تلاش فراوان و تعلیم زنان، آنان را به بازار کار می‌فرستد تا در برابر فقر مقاومت کنند و چرخ اقتصاد را در افغانستان جدید پس از جنگ دوباره بچرخانند. هزاران زن دست یاری وی را می‌فشارند و برای رشد خود و خانواده‌شان قدم برمی‌دارند. بسیاری از زنان توانسته‌اند که کارگاه‌هایی مخصوص خود، با صلاحیت‌ها و توانایی‌های خود تهیه کنند و به کار مشغول شوند. فاطمه معتقد است که باید دست زنان را گرفت و برای شکوفایی توانایی‌های آنان تلاش کرد.
مریم درانی، در قندهار یکی از زنان فعال اجتماعی و سیاسی است که مراکز متعددی را تاسیس کرده تا زنان بتوانند توانایی‌های خود را به آزمون بکشند و خود نیز جزو زنان توانا و شجاع جهان محسوب می‌شود. مفهوم مقاومت برای وی توانایی برای تغییر سرنوشت است. مطلبی که بارها به زبان آورده است. مراکزی که برای دختران و زنان در شهر قندهار وجود دارد، از دستاوردهای تلاش‌های وی برای رشد زنان است.
رویا محبوب در عرصه علمی و اقتصادی گام‌های بلندی بعد از طالبان برداشته است. وی نه تنها در راه رشد و شکوفایی استعدادهای خود تلاش کرده است، بل این راه را با توانایی‌ها و تلاش‌های خود در عرصه اقتصاد برای سایر زنان نیز باز کرده است. بسیاری از دختران جوان در شهر هرات مدیون رویا محبوب و تلاش‌های وی هستند.
لیلا حیدری یکی دیگر از این زنان است که با تاسیس مرکز بازپروری به کمک کسانی شتافته که گرفتار اعتیاد هستند. لیلا رستورانی را در شهر کابل به نفع این نوع افراد تاسیس کرده است که آنان را به جامعه بازگرداند و به آن‌ها شیوه مقاومت در جامعه‌یی که سال‌ها در اثر جنگ ویران شده است را بیاموزد.
شواهد در جامعه افغان نشان می‌دهد که زنان افغان در سال‌های پایانی قرن بیست و آغاز قرن بیست‌ویک تغییرات زیادی کرده‌اند و ارزش‌های اجتماعی نزد آنان متحول شده است. این زنان از مدل‌های مردانه که توسط جامعۀ مردسالار بر آنان تحمیل می‌شده است فاصله گرفته و با نگاهی بر وضعیت سیاسی، اجتماعی و فردی خود، الگویی دیگر را برگزیده‌اند که آنان را به سوی برابری جنسیتی هدایت می‌کند. هرچند جنبش زنان در افغانستان با جنبشی فراگیر فاصله بسیاری دارد، اما این زنان نشان داده‌اند که تغییر در جامعه‌یی سنتی و مردسالار غیر ممکن نیست.
یادداشت: متن بالا ترجمۀ مقالۀ ارایه‌شده در دانشگاه پاریس در خزان ۱۳۹۵ است.       

ادامه مطلب