موج‌ جدید انتحار و انفجار طالبان؛ پیام صلح مسکو و تهران

محل انتحاری در ریاست 5 سرک دارلامان الحاقیه پارلمان

هفتۀ قبل، هفته خونینی برای مردم افغانستان بود. دو حملۀ انتحاری در کابل، یک حمله انتحاری در مهمان‌خانه ولایت قندهار و حمله انتحاری دیگر در ولایت هملند، همه بیانگر فصل جدید خشونت‌های تروریستی و موج دیگری از تلاش‌های دهشت‌افکنانه است.

این درحالی است که اوایل ماه جاری نشست سه‌جانبه میان مسکو، بیجنگ و اسلام‌آباد ظاهرن برای حل مسالۀ صلح دولت افغانستان با طالبان در مسکو برگزار شد. این نشست مرتبط با امنیت افغانستان، اما در غیاب کابل برگزار گردید.

پاکستان در مدت ۱۵ سال گذشته پیوسته به امور داخلی افغانستان دست‌درازی کرده و تروریزم را از آن سوی دیورند به‌طور مستمر مورد حمایت‌های مالی، لوجستیکی، آموزشی و سیاسی قرار داده است.

حمایت بی‌دریغ پاکستان از تروریزم در منطقه، برای همه امری آشکار است. آنچه را در ۱۵ سال گذشته به‌نام تروریزم بر ما تحمیل شد، چیزی جز مداخلات کشورهای منطقه و همسایه نبوده است.

واقعیت امر این است که گروه طالبان در یک جنگ نیابتی از طرف دولت پاکستان علیه مردم و دولت افغانستان می‌جنگد. در یک‌ونیم دهۀ گذشته هرگاه حمایت‌های وسیع پاکستان از گروه طالبان حتا برای یک‌سال هم قطع می‌گردید، دیگر طالب و تروریستی وجود نداشت.

مسکو نیز در دو سال اخیر هرازگاهی مداخله‌گری را در مساله امنیت و ثبات افغانستان آغاز کرده است. تردیدی نیست که در این مداخله‌گری‌ها پای تهران به عنوان کتلیست میان مسکو و تروریزم در میان است. چه اینکه ماه پیش سفارت‌های روسیه و ایران با اتفاق نظر در وقت معین از تماس‌ها و ارتباط‌های‌شان با طالبان پرده برداشتند.

بحث چین دراین میان کمی متفاوت است. نزدیکی هند با امریکا و بالا قرار گرفتن دست روسیه در بحران خاورمیانه از یک‌سو و از جهت دیگر رقابت‌های اقتصادی شدید که طی سال‌های اخیر میان ایالات متحده امریکا و چین بر سر بازارهای منطقه‌یی جریان دارد، موجب این شده که چین را هرچند کمرنگ‌تر، ولی متمایل به مسایل منطقه‌یی نماید.

به این ترتیب این بار چین نیز در کنار آزمندی‌های توسعه‌طلبی جدید روسیه و پاکستان، علاقمند دست‌یازی به مسایلی شده که منجر به افزایش بحران در افغانستان و منطقه خواهد گردید.

تسلسل و شدت حملاتی که در هفتۀ اخیر در بخش‌های مختلف کشور انجام شد، تقریبن اگر بی‌سابقه نبود، در مدت ۱۵ سال فعالیت‌های دهشت‌افکنانه کم‌نظیر بود.

بدون شک این موج جدید خشونت‌های تروریستی، موجی روسی- پاکستانی تروریزم است که در آیندۀ نه چندان دور نه تنها منافع و امنیت افغانستان را با تهدید مواجه خواهد ساخت که امنیت و منافع کلان منطقه‌یی را نیز سخت تهدید خواهد کرد.

حمایت روسیه از طالبان به اضافه حمایت‌های پاکستان از تروریزم و آنچه را تحول‌های جدید در سطح منطقه نشان می‌دهد، بحث تروریزم دیگر بحث یک و دو کشور و یا به جغرافیای مشخصی محدود نخواهد ماند که به زودی بخش‌های مختلف از منطقه را فرا خواهد گرفت.

به نظر می‌رسد رقابت‌های منطقه‌یی پس از فتح حلب و اقتدار مجدد بشار اسد در قدرت در سوریه و اضمحلال داعش در عراق شدت گرفته است و شدت این رقابت‌ها میان قدرت‌های بزرگ قربانی زیادی از کشورهای فقیر و ضعیف‌تر را به‌دنبال خواهد داشت، ولی در نهایت خیلی از کشورهایی که امروز فکر می‌کنند در کنار یکی از دو جناح اصلی بازی در منطقه نقش فعالی دارند و در معادلات و بازی‌های منطقه جای پایی برای‌ خود باز خواهند کرد، به‌زودی خود قربانیان بازی‌ای خواهند بود که امروز در آن نقش بازی می‌کنند.

سرنوشت کشورهای ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان نمونۀ خوبی است و به‌خوبی نشان می‌دهد که حدود پنج سال قبل وقتی ترکیه وعربستان نقش‌آفرینی در بحران‌های منطقه‌یی در کشورهای عراق و سوریه را آغاز کردند هیچ کسی پیش‌بین این نبود که روزی امنیت ملی همین دو کشور بیشتر از دیگران آسیب‌پذیر خواهد شد. در حالی که وضعیت در این دو کشور حالا نمایانگر این است که دم‌‍‌های‌شان به تله‌یی گیر افتاده که برای دیگران جاگذاری کرده بودند.

پاکستان که در ۱۰ سال اخیر هیچ‌گاه وضع بهتری از افغانستان نداشته و خود نیز در خون جاری‌شده توسط تروریزم غوطه‌ور است، اما دیری نخواهد پایید که مرزهای روسیه و مناطق آسیب‌پذیر چین نیز با پدیده تروریزم دست‌وگریبان خواهد شد.

امنیت ملی روسیه، قوی‌تر از امنیت ملی اتحادیه اروپا نیست و امنیت چین نیز بزرگ‌تر از امنیت آلمان یا فرانسه نیست. شعله‌های آتش تروریزم امروز از خاورمیانه تا دل اروپا زبانه می‌کشد و آنانی را که دیروز حامیان داعش و افراطیت در خاور میانه بودند و امروز به نحوی دامن‌شان را در آتش می‌بینیم، فردا زبانه‌های این شعله‌ها تا مسکو و تهران نیز خواهد رسید.

وقت آن فرا رسیده که مردم افغانستان از سراسر کشور در کنار دولت خود قرار گرفته، سد محکمی در برابر تروریزم که این بار سر از نشست‌های روسی-ایرانی و … برآورده، استوار سازند. حالا فصل مبارزه با تروریزم دست‌خوش دیگرگونی شده است. نیاز است که حکومت را در این امر تنها نگذاریم و خود دست به‌کار شویم. به باور ما، هرگاه احاد ملت در کنار دولت و در برابر تروریزم بایستند، ریشۀ تروریزم به زودی از افغانستان کنده خواهد شد.