خشم پاکستان ناشی از چیست!؟

اظهار نظرهای ضد پاکستانی رییس‌جمهورغنی در نشست قلب آسیا، خشم مقام‎های پاکستانی را برانگیخت. محمداشرف‎غنی در نشست قلب آسیا در هند با رد مساعدت ۵۰۰ میلیون‎دالری پاکستان تصریح کرد که پاکستان بستر تروریزم است و بهتر است این پول برای نابودی لانه‎های تروریزم در آن کشور به مصرف برسد.

گفتن این حقیقت در خاک هند که دشمن استراتژیک پاکستان است، به شدت مزاج سرتاج عزیز؛ مشاور بین‎المللی نخست‌وزیر پاکستان را تلخ کرد و پس از رسیدن به کشورش، بلافاصله به آن واکنش نشان داد. وی این موضع‎گیری آقای غنی را تأسف‎بار خواند.

خشم مقام‎های پاکستانی از ابراز نظر قاطعانۀ رییس‌جمهورغنی به دلیل آن است که از یک‎سو سیاست‎مداران پاکستانی، سابقۀ ذهنی رویکرد ملتمسانه از دولت کابل داشته‌اند و از جانب دیگر، حالت انزوای اسلام‌آباد، دولت‎مردان این کشور را در تنگنا قرار داده است.

این مسأله نیز بدان دلیل است که جایگاه پاکستان در منطقه با رویکرد تنش‎آفرینی مشهور شده و این رویکرد در گذشته تنها شامل افغانستان، هند، بنگلادیش و سایر همسایه‎هایی می‎شد، ولی اکنون مسأله فراتر از این رفته است.

حقیقت این است که پاکستان ناخواسته در محور خصومت‎هایی قرار گرفته که حلقۀ اصلی خصومت را در سطح قدرت‎های جهانی شکل می‎دهد. هم‎اکنون مشاهده می‎شود که با افزایش خصومت‌ها و اختلاف‌ها میان امریکا و چین، پاکستان روی خط گسلی قرار گرفته که شکاف آن رو به گسترش است. این کشور از امریکا کمک‌های نظامی بزرگی برای «مبارزه با تروریزم» دریافت می‌نماید. -اگرچه اخیرن میزان این کمک‌ها مورد بحث قرار گرفته است- اما حالا پاکستان پذیرای بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری از سوی چین -برابر با ۴۶ میلیارد دالر- برای پروژه جاده ابریشم جدید این کشور است.  این پروژه با راه‌اندازی راه آهنی که شرق چین را با ایالات بلوچستان وصل نموده و راهی به دریای عرب وصل می‎کند. اما اکنون این پروژه از در خطر تروریستانی قرار دارد که روز به روز تقویت شده و خشونت‎های آن به مراکز مختلف بلوچستان سرایت می‎کند.

از سوی دیگر، امریکا با هند نزدیک شده و بزرگ‎ترین قرارداد نظامی امضا کرده‌اند. برمبناي اين قرارداد، دوجانب اجازه مي‎يابند تا از تمامي پايگاه‎هاي زميني، هوايي و دريايي يک‎ديگر براي ترميم و تجهيز نظامي‌شان استفاده کنند.

گفته مي‎شود هدف اصلي اين قرارداد، مقابله با تحرکات فزايندۀ چين است. در واقع، امريکا با اين قرارداد روشن ساخت که هدف اين کشور مقابله با گسترش نفوذ روزافزون چين و تحرکات نظامي اين کشور به‌خصوص در درياي چين جنوبي است.

از این رو، پاکستان در چنبرۀ یک رقابت ناخواسته گرفتار شده و به شدت درحال محروم شدن از مساعدت‎های جهانی و همکاری‎های منطقه‌یی است.

در چنین وضعیتی این پرسش پیش می‎آید که پاکستان چگونه خواهد توانست میان منافع برخاسته از مساعدت‎های امریکا به بهانۀ مبارزه با تروریزم و سرمایه‎گذاری چین، توازن برقرار کند؟

به نظر می‎رسد که اگر امریکا و پاکستان به شمول افغانستان بتوانند با یکدیگر همکاری نمایند و با استفاده از منافع مشترک، اختلاف‌های‌شان را روی مسایلی که متأثر از اختلاف چین و امریکا روی دریای جنوبی چین و سایر مسایل است کاهش دهند، این مسأله به معنای توافق برد-برد برای هر سه جانب خواهد بود.

بنابراین، در این زمینه، به‎جای اینکه به رویکردها و نگرش‌های مخالف امکان رشد و دوام داده شود تا به مشکل‌های بغرنج و غیرقابل کنترل بدل شوند، باید همکاری صورت گیرد؛ زیرا اگر کشورها با یکدیگر مشارکت و همکاری نداشته باشند، پاکستان هرگز برای چالش‌هایی که با آن‌ها مواجه است، به راه‌ حل‌های مسالمت‌آمیز دست نخواهد یافت.

ضروری است تا وضعیت کنونی پاکستان توسط دولت‎مردان اسلام‌‎آباد به نحوی مدیریت شود که به جای افزایش تهدیدهای برخاسته از اقلیم این کشور، به سیاست سازش و همگرایی منطقه‌یی تمسک شده و برای کاهش تنش به تحکیم جایگاه مثبت خود اقدام گردد.

شکی نیست که در این صورت، افغانستان همسایۀ خوبی برای پاکستان خواهد بود، همزمان با اینکه شریک قابل اعتماد هند بوده و متحد استراتژیک امریکا  نیز به شمار می‎آید. در غیر این صورت، ابراز خشم و اعمال خشونت با استفاده از ابزارهای تروریستی، راه به جایی نبرده و مثل گذشته‎، شعله‌یی را بر خواهد افروخت که دود آن به چشم پاکستانی‎ها نیز خواهد رفت.