کودتا در ترکیه، کاسۀ داغ‌تر از آش در افغانستان

turky

طی دو سه روز گذشته کودتایی نافرجام در ترکیه، اکثر قریب به اتفاق پست کاربران شبکه‌های اجتماعی و نیز تحلیل رسانه‌های ارتباط جمعی افغانستان را به خود اختصاص داده است؛ از گزارش‌های لحظه‌به‌لحظه، تحلیل‌های عجیب‌وغریب گرفته تا واکنش‌های شتاب‌زده ریاست‌جمهوری، ریاست اجرایی و معاون اول ریاست‌جمهوری.
این‌گونه درگیری‌های ذهنی با حوادثی از این نوع که در بیرون از افغانستان اتفاق می‌افتد، بار نخست نیست بل در جامعه ما ریشه دیرینه و ابعاد گسترده دارد؛ اتفاقات و جریان‌های سیاسی، فکری و نظامی در اکثر کشورهای منطقه به‌خصوص کشورهای اسلامی با شتاب در افغانستان تبدیل به یک کنش گسترده می‌شود. جالب این است که معمولن سطح، عمق و ابعاد کنش‌های ذهنی، عاطفی، سیاسی و فرهنگی در افغانستان بیشتر از هر کشور مسلمان دیگر است. طی سال‌های اخیر به‌خصوص در یک و نیم دهه اخیر، به‌خوبی جریان‌ها و اتفاق‌های مرتبط با ایران، عربستان، سوریه، بحرین، فلسطین و لبنان و … با رنگ و بوی بیشتری در لایه‌های مختلف جامعه و رسانه‌های ارتباط جمعی افغانستان دیده می‌شود.
اکنون سوال این است: که چرا حوادث این کشورها تاثیری با این پیمانه بر موضع‌گیری مردم و شهروندان و حتا دولت افغانستان دارد؟ از همه مهمتر این‌که حوادث و مشکلات افغانستان برای این کشورها چگونه تلقی شده و می‌شود و در مورد افغانستان چگونه موضع‌گیری کرده و جایگاه افغانستان برای این‌ها تاکنون در کجا بوده و اکنون چگونه است؟
ریشه‌های کنش افغان‌ها در قبال تحولات بیرونی
به نظر می‌رسد عوامل مختلف در گستردگی و عمق کنش شهروندان افغانستان در قبال حوادث کشورهای جهان به‌خصوص کشورهای اسلامی نقش دارد که به طور مختصر به چند مورد برجسته آن اشاره می‌شود:
شدت سنتی بودن فرهنگ جامعه
یکی از مشخصه‌های جوامع به شدت قدیمی و سنتی، عمیق بودن وابستگی اعتقادی و مشترکات تاریخی با دیگران است. در کشورهای مدرن، مسایلی مانند منافع ملی، هویت ملی، مرزهای رسمی، جغرافیایی مشترک و… افراد یک سرزمین را از دیگر جدا می‌کند و این موضوع در قدم اول و اولویت آنان در تعامل با انسان‌های دیگر قرار دارد. در کشورهای سنتی و عقب افتاده، این موضوع ارزش و مفهوم واقعی ندارد بلکه مشترکات و پیوندهای تاریخی است که اولویت ارتباط با دیگران تلقی می‌شود. به همین لحاظ، ارتباط و اشتراک مذهبی، دینی و زبانی افغان‌ها سبب شده که از تحولات منطقه‌یی و اسلامی به‌شدت متاثر شوند و براساس نوع بستگی به این و آن کشور، واکنش نشان دهند.
مداخلۀ کشورهای اسلامی در افغانستان
نزدیک به چهل سال است که کشورهای مسلمان جهان و منطقه به طور مستقیم و غیر مستقیم و به ابعاد مختلف در افغانستان مداخله می‌کنند. توزیع تسلیحات، تقویت فرقه‌های مذهبی هم‌سو با خود و کمک به افراط‌گرایان دینی، حمایت از افراط‌گرایی مسلحانه، دامن زدن به تنش مذهبی و قومی و… از روش‌های مداخلۀ این کشورهاست. شدت و استمرار این مداخلات، فقر اقتصادی و فرهنگی مردم افغانستان و ساختارهای قومی و مذهبی در کشور سبب شده به گونه‌یی این مداخلات، وابستگی بیرونی ایجاد کنند و بخش‌هایی از جامعه افغانستان که احساس وابستگی به یک کشور و نظامی سیاسی در بیرون از جامعه افغانستان می‌کند، در برابر حوادث و اتفاقات آن واکنش نشان دهند.
مهاجرت و تاثیر روانی-فرهنگی
تقریبن در اکثر کشورهای اسلامی تعدادی از مهاجران افغانستان بوده و یا هستند که به‌طبع، با گذشت زمان از لحاظ روانی و فرهنگی دچار وابستگی به این کشورها می‌شوند، سرنوشت و اتفاقات آن، به یکی از دغدغه‌های ذهنی و فرهنگی این مهاجران بدل می‌شود.
تسکین و تسلی رویاهای برباد رفته
بسیاری از واکنش‌ها نشان می‌دهد بخشی از مردم افغانستان به دلیل مشکلات و موانع بسیار از تحقق رویاها و خواست‌های‌شان در مورد نوع نظام سیاسی در داخل کشور مایوس شده و در بیرون از کشور بدیلی برای آن جستجو می‌کنند. حمایت و یا مخالفت با نظام کنونی ترکیه، حمایت و یا مخالفت با حوادث و نظام سوریه، اتفاقات فلسطین، عربستان سعودی، ایران، بحرین و… در واقع، به نوعی وابستگی فکری طیفی از جامعۀ ما به نوع نظام‌های سیاسی را نشان می‌دهد که به دلیل سرخوردگی، آن را در بیرون از افغانستان جستجو می‌کنند.
جامعۀ اسلامی و تحولات افغانستان
افغانستان چهل سال است در آتش مداخله می‌سوزد و مردم آن به صورت روزمره قربانی می‌شوند؛ نتیجه و محصول منافع و مصالح کشورهای اکثر اسلامی و منطقه‌یی. هم‌اکنون، ریشۀ افراط‌گرایی و تسلحیات و تجهیزات آن در افغانستان به حمایت مالی، لوژستکی و استخباراتی بعضی از کشورهای اسلامی و منطقه‌یی صورت می‌گیرد که حتا داعیۀ رهبری جهان اسلام را نیز دارند.
طی یک‌ونیم دهۀ گذشته، کشورهای اسلامی هیچ‌نوع کمکی به زیربناها و زیرساخت‌های افغانستان نکرده‌اند. حتا به‌صورت صریح و آشکار، حمایت سیاسی خود را از دولت‌های منتخب در افغانستان اعلان نکرده‌اند. کمک‌های کشورهای اسلامی به مواد غذایی و ساخت بعضی مراکز دینی فرهنگی غیرموثر خلاصه شده که ارزش مالی آن در مقایسه با کشورهای غیر اسلامی بسیار ناچیز است.
کشورهای اسلامی در صورت تمایل، می‌توانند به‌راحتی به پروسۀ صلح افغانستان و تامین امنیت کمک فوق‌العاده کنند اما این کشورها نه تنها هیچ اهمیتی برای جان و مال مردم مسلمان افغانستان قایل نیستند؛ بل حتا علیه ما فعالیت هم دارند.