اظهارات وارونه؛ چراغ سبز گیلانی به پاکستان!

در ماه‌های اخیر، فشارهای ممتد از جانب ایالات ‌متحده ‌امریکا بر پاکستان وارد می‌شوند و دست‌کم افکار عمومی در سطح بین‌الملل نیز این فشارها را همراهی می‌کنند. پس از اولین تویت دونالد ترمپ در سال ۲۰۱۸ میلادی، دو روز پیش مایک ‌پمپیو؛ رییس سازمان اطلاعات مرکزی امریکاCIA  به پاکستان هشدار داد که مشروط ساختن کمک‌ها به پاکستان یک فرصت است که امریکا داده، اگر پاکستان در مورد کاری انجام ندهد، آن‌ها (امریکایی‌ها) از امریکا محافظت خواهند کرد.

او همچنان گفته که اگر پاکستان مشکل را حل سازد، امریکا همکاری‌هایش را با پاکستان از سر خواهد گرفت.

آقای پمپیو افزوده که امریکایی‌ها می‌دانند پاکستان هنوز هم به هراس‌افگنانی که منافع امریکا را تهدید می‌کنند پناه‌گاه‌های امن داده. امریکا تلاش می‌کند که پاکستان را آگاه سازد، اما در صورتی که پاکستان باز هم بر موضع‌اش پافشاری کند، امریکا خود دست به‌کار خواهد شد.

این در حالی‌ست که کمک‌های مالی-نظامی امریکا به‌پاکستان اخیرن از سوی آن کشور به‌تعلیق درآمده، به اقدام‌های جدی پاکستان در برابر گروه تروریستی حقانی و طالبان افغان مشروط گذاشته شده است.

در همین حال سید حامد گیلانی پسر ارشد پیر سید احمد گیلانی؛ رییس حزب جهادی محاذ ملی و رییس پیشین شورای عالی صلح، در همایش حزبی که در کابل داشت، گفت که اکثر رهبران طالبان در داخل کدام کشور دیگر نه، بل در افغانستان هستند.

سخنان آقای گیلانی واکنش‌های جدی را در پی داشت. امنیت ملی کشور این اظهارات آقای گیلانی را خلاف منافع ملی خوانده، گفته است که واقعیت‌ها نشان می‌دهند تمام رهبران طالبان و مراکز فرماندهی طالبان در آن سوی خط دیورند قرار دارند.

شماری از اعضای مجلس نمایندگان نیز در جلسه روز دوشنبه ۱۸ جدی سخنان آقای گیلانی را متملقانه و در خدمت آی.اس.آی خواندند.

با این وصف تا کنون آنچه به اثبات رسیده، نشان می‌دهد که رهبران طالبان در خاک پاکستان حضور دارند و حتا مراکز فرماندهی و اردوگاه‌های تعلیمی تروریستان به‌شمول طالبان افغان در خاک پاکستان موقعیت دارند.

افشا شدن مرگ ملاعمر، رهبر پیشین و معنوی طالبان در خاک پاکستان، این واقعیت را ثابت کرد که سرکردگان طالبان در خاک پاکستان پناه‌گاه‌های امن دارند. پس از آن ملا اختر منصور؛ جانشین ملاعمر در یک حمله هوایی امریکا در اول جوزای سال ۱۳۹۵ خورشیدی در خاک پاکستان به قتل رسید.

گفتنی‌ست که پناه‌گاه ملا هیبت‌الله رهبر فعلی طالبان نیز در پاکستان است و اکثر سران طالبان و اعضای شورای کویته و پشاور در پاکستان حضور دارند.

موجودیت رهبران طالبان و شوراهای کویته و پشاور در پاکستان به همگان چون آفتاب هویداست و نیازی به تاکید ندارد. تا جایی که حتا برخی از اعضای خانواده گیلانی نیز در برابر اظهارات حامد گیلانی، واکنش تند نشان داده است. خانم فتانه گیلانی در صفحه فیسبوک خود نوشته که اظهارات سید حامد گیلانی فرزند پیر سید احمد گیلانی هیچ ربطی به سایر گیلانی‌ها ندارد، بل دیدگاه خود اوست و خانواده گیلانی منافع ملی افغانستان را بر هر چیز دیگری مقدم می‌شمارند.

اما این گفته‌های وارونه چه منشا سیاسی دارد؟

خانوادۀ گیلانی که میراث‌دار طریقه قادریه و نوادگان عبدالقادر گیلانی موسس طریقه قادریه هستند، در بیش از یک‌قرن زندگی این خانواده در افغانستان، از نفوذ وسیعی در میان پشتون‌های شرق و جنوب برخوردار بوده‌اند.

این خانواده به‌خصوص پیر سید احمد گیلانی، کلان خانواده گیلانی در چهار دهۀ اخیر نقش‌ تعیین‌کننده‌یی در میان اقوام شرقی افغانستان داشته است. پیر سید احمد گیلانی پدر فقید آقای حامد گیلانی که در دوران جهاد رهبری حزب جهادی محاذ ملی را به عهده داشت، یکی از شخصیت‌های فعال در جهاد افغانستان بود. وی طی سال‌های اخیر رهبری شورای عالی صلح را به عهده داشت.

اما پس از مرگ پیر گیلانی، حامد گیلانی پسر ارشد وی که توقع داشت، جایگاه پدرش به او تعلق بگیرد، جاگزینی کریم خلیلی؛ رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان به‌عنوان عنوان رییس شورای عالی صلح، به مزاج آقای گیلانی خوش نخورد.

گیلانی انتظار نداشت این جایگاه سنتی را غیر از خودش بعد از پدرش کسی دیگری مستحق باشد. کما اینکه پیش از گیلانی، حضرت صبغت‌الله مجددی که او هم نفوذ سنتی در میان طیف سنتی افغانستان دارد به‌دوش داشت. در واقع این حرکت وی ناشی از پس زدن او از ریاست شورای عالی صلح تلقی می‌شود.

حالا که او خود را سکان‌دار خانواده گیلانی و میراث‌های سنتی گیلانی‌ها در افغانستان می‌داند، با تقلا کردن شاید در پی رسیدن به قدرتی است که فکر می‌کند حق وی بوده است.

حامد گیلانی که جوانی‌اش را در زمان حیات پدرش بی‌خبر از دینای سیاست و رهبری، با امکانات سرشار از نعمات جهاد، چون سایر جهادیان سر کرده است و پس از آن در یک‌ونیم دهۀ اخیر نیز با استفاده از سهمیۀ پدرش از امکانات بادآوردۀ کمک‌های جامعه، چون عموزاده‌های خلیجی‌اش بهشت را در روی زمین تجربه کرده است، اکنون با رفتن پدرش که برخی از مجراهای مالی را مسدود می‌بیند، فکر می‌کند عالم و آدم در برابر او ایستاده‌اند.

اکنون که پاکستان بیش از هر زمان دیگر، زیر فشارهای جدی امریکا و افکار عمومی جهانی قرار گرفته، آقای ‌گیلانی می‌خواهد برای خودش و احیای نقش پدرش راهی را دست‌وپا کند تا دست‌کم امتیازهایی که پدر فقیدش نصیب می‌گردید، وی نیز نصیب شود.

او می‌داند که اظهاراتش خلاف منافع ملی است و افترایی بیش نیست، اما چرا در یک چنین موقع، موضع‌گیری نماید؟ گیلانی می‌خواهد با یک تیر دو هدف را برود.

اول اینکه او می‌خواهد با چنین اظهاراتی به بی‌پروایی حکومت در قبال سرنوشت خودش پاسخ دهد و چنین القا کند که او با اتکا به جایگاه سنتی‌اش از دستگاه استخباراتی حکومت بیشتر می‌داند، لابد می‌تواند نقش قوی‌تری بازی کند و پس‌زدن گیلانی از ریاست شورای عالی صلح کار نادرستی بوده و اکنون هم دیر نشده است.

هدف دوم آقای گیلانی، چراغ سبز برای حکومت پاکستان است. پاکستان که اکنون در بدترین وضعیت سیاسی قرار دارد، تلاش دارد از هر ابزاری برای طفره رفتن از موضوع استفاده ببرد. پاکستان که در طول چهار دهه منازعه و به‌خصوص در دوران جهاد از همچو عوامل سنتی افغانستان استفاده لازم را برده است، حالا آقای گیلانی تلاش دارد تا بار دیگر توجه پاکستان را جلب کند و از این طریق بر حکومت و امتیازدهندگان فشار وارد کند که او می‌تواند در سیاست افغانستان نقش داشته باشد.

گوشه دیگری از سخنان آقای گیلانی که گفته او با همکاری عالمان دینی کشور، به‌زودی هیاتی را برای دیدار با سران طالبان می‌فرستد و پس از آن، با کشورهایی که در اوضاع افغانستان نقش دارند نیز به گفتگو خواهند کرد، در واقع بخش اول  اظهاراتش را هم در برابر حکومت و جامعۀ جهانی و هم در برابر حکومت پاکستان تکمیل کرده است.

یعنی با ابراز اینکه رهبران طالبان در داخل افغانستان هستند نه در پاکستان، می‌خواهد دل پاکستان را نرم کند و حزب محاذ ملی با استفاده از نفوذ سنتی- مذهبی که در اختیار دارد می‌تواند بر صلح افغانستان اثرگذار باشد.

سخن کوتاه اینکه سید حامد گیلانی، خواهان نقشی در حکومت وحدت ملی است که کماکان امتیازهای روتین دورۀ پدرش را به‌دست بیاورد، اما در صورتی‌که حکومت به این تقاضای در لفافۀ آقای گیلانی توجه نکند، وی تقلا دارد مجراهای مالی بیرون‌مرزی را حالا به هر قمیتی دست‌وپا کند.

اینکه پاکستان پیش‌تر از این با آقای گیلانی به نتیجه رسیده باشد هم دور از احتمال نیست، ولی واقعیت این است که در چنین شرایطی موقف‌گیری‌هایی از این دست حرکت احمقانه‌یی بیش نیست؛ زیرا حالا نه پاکستان در جایگاهی قرار دارد که پا فراتر از این بگذارد و نه وضعیت سیاسی افغانستان ایجاب می‌کند که کشورهای مداخله‌گر روی آدم‌هایی چون سید حامد گیلانی سرمایه‌گذاری کند. تنها آنچه باقی می‌ماند حاتم‌بخشی‌ها و روند تطمیع جاری در سیاست افغانستان است.

بعید است که آقای گیلانی بتواند از این طریق حتا از حکومت افغانستان هم باج و امتیاز کسب کند.

سرمقاله

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید