طالبان بریتانیا!

سفیر بریتانیا در افغانستان چندروز پیش، در مصاحبه‌یی فرموده‌اند: طالبان فراموش نکنند که از راه جنگ به پیروزی نخواهند رسید!

حالا سوال این‌جاست: طالبان مگر قرار است از راه صلح پیروز شوند؟ اصلن مگر قرار است طالبان پیروز شوند؟ پیروزی اندیشه و مرام و سبک زندگی طالبانی یعنی مرگ آزادی و اندیشه!

آقای سفیر! شما اشتباه می‌کنید. ما اصلن و ابدن حاضر نیستیم که طالبان چه از راه جنگ یا از راه مفاهمه به پیروزی برسند. اگر دولت افغانستان با طالبان پای میز مذاکره بنشیند به معنای این است که دولت افغانستان شکست طالبان و اندیشۀ آن‌ها را پذیرفته و آن مذاکره برای صلح چیزی جز مذاکره برای قبول شکست طالبان نخواهد بود.

آقای سفیر! شما اگر به سبک خودتان دیپلوماسی می‌کنید و حاضرید قربانیان جنگ‌تان در هلمند و سایر ولایات را ببخشید، ما این کار را نمی‌کنیم. ما از قربانیان شما نیز نخواهیم نگذشت. ما از صدای شیون و نالۀ زنانی که شوهر و فرزندانشان در جنگ با تاریکی جان باختند نخواهیم گذشت. ما از رشادت‌های «شاهزاده هری» انگلیسی در جنگ هلمند دفاع می‌کنیم و آن را ارج می‌نهیم.

طالبان از هیچ راهی پیروز نخواهند شد. چرا که اصلن قرار نیست پیروز شوند.

درمورد صحبت بعدی‌تان در رابطه با همکاری افغانستان و همکاران منطقه‌یی و طالبان برای شکست داعش هم باید بگویم که این کار شدنی نیست. چگونه می‌تواند یک سرباز با قاتل همسنگرش دست به دست هم بدهد و به جنگ دشمن دیگری برود؟

شما خودتان فکر کنید! چگونه می‌تواند یک سرباز با یک طالب و اندیشه طالبانی‌اش که غیر خود را کافر می‌داند دوشادوش بجنگد؟ آن هم طالبی که سال‌های جوانی این سرباز را به جنگ کشاند و پل، مکتب، موتر، خانه، شهر، آينده، آبادی و همه را از بین برد؟

من نمی‌دانم ذهنیت شما راجع به جنگ در افغانستان چیست؟ اما اگر دولت‌تان نیز مثل شما همه چیز را آنقدر ساده می‌بیند و جنگ را مثل بازی‌های تیکن و کمبات ایکس باکس، پس وضعیت ما با متحدان‌مان خراب است.

شما مگر در سال ۲۰۰۶ که مسوول بازسازی ولایت هلمند بودید به چشم خود ندیدید که این گروه چگونه آتش زدند و کشتند و سوزاندند؟

مگر در کشورهای دیگر جنگ‌زده مثل جیبوتی، سومالیا و اتیوپی که شما زمانی سفیر دولت‌تان در آنجا بودید تجربه نکردید که ویرانی جنگ با پذیرش شکست یعنی خاکستر!

متاسفانه ما در منطقه‌یی هستیم که همه قرار است ما را بکشند. با سلاح روسی، با نقشۀ پاکستانی و با هم‌زبانی فارسی ایرانی. حالا لهجه غلیظ انگلیسی هم به آن اضافه شده است.

حتمن می دانید چرا رییس‌جمهور خوش‌تیپ و خوش‌سخن سابقمان یک‌باره آن‌قدر منفور شد؟ دلیل واضحش همان اصطلاح «برادران ناراضی» بود. وگرنه هرچه می‌خورد و برادرانش فساد می‌کردند را کسی آن‌قدر جدی نمی‌گرفت! هرچه خطا می‌کرد هم آن‌قدر به چشم نمی‌آمد. اما وقتی به قاتلان مردم افغانستان «برادر» خطاب کرد، همه خط قرمزها را زیر پا گذاشت.

ما از پالیسی دولت ترمپ در قبال افغانستان خیلی خوشحال شدیم. چرا که برای اولین بار از دهان رییس‌جمهور امریکا شنیدیم که گفت: طالبان دشمن مردم افغانستان هستند و منبع و ریشه اصلی‌شان پاکستان!

باور کنید هر باری که بارک اوباما پاکستان را دوست خطاب می‌کرد از عمق استخوانمان تیر بلند می‌شد. وقتی بارک اوباما جنگ دولت افغانستان را با طالبان جنگ داخلی خواند و شرط حمایت دولتش را منوط به احساس خطر از سوی طالبان گفت، دلمان شکست. معنای تنهایی را در این جنگ ناجوان درک کردیم.

حالا شما نیز مثل ایشان حرف می‌زنید. لطفن به این جنگ ناجوان کمی عمیق‌تر نگاه کنید. از آرشیو اطلاعاتی در لندن بیرون بیایید و به خیابان‌های کابل سری بزنید، آرشیوی که افغانستان را با بافت‌های قومی، زبانی و تفکر حکومت قومی نشان می‌دهد. وقتی نگاهی به خانواده‌های داغدار جنگ در افغانستان کنید واقعن چگونه می‌توانید به کلمه پیروزی طالبان در هر موقفی فکر کنید؟

نویسنده: فرشته باختری

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید