فرصت‌های درخشان شغلی در سوریه!

دو روز پیش وزیر کار و امور اجتماعی ایران به‌خاطر (به کارگیری اتباع بیگانه و قرار دادن بازار کار در اختیار آن‌ها) مورد سوال‌وجواب قرار گرفت. به این صورت که نماینده‌های مجلس ایران عقل‌شان را روی هم گذاشتند و گفتند: وقتی این همه اتباع بیگانه از کشور دوست و همسایه! در ایران هست و کار نیست، پس حتما همه کارها را همین‌ها گرفته‌اند. چرا فرزندان ما باید به‌جای اینکه بروند سر کار، هر روز سر کوچه می‌ایستند و با تسبیح تعداد بانوان جامعه را چک می‌کنند؟ این که کار نیست آخر! برای همین وزیر را صدا کردند که بیاید و جوابگو باشد.

در این جلسه یکی از نمایندگان گفت: جوانان ما عزم لازم برای کار را دارند، ولی اتباع بیگانه به آن‌ها اجازه کار نمی‌دهند. همسایه‌های ما تعریف می‌کردند که فرزندان برومند ما بارها سعی کردند که حتا کاری در چاه‌کنی، خشت‌زنی یا مرغداری‌ها پیدا کنند، ولی متاسفانه به هر چاهی ورود کردند، دیدند یک افغان آن را تصاحب کرده است. بیرون کردن یک نفر از چاه هم که امکانات می‌خواست و آن‌ها نداشتند. برای همین ناامیدانه به تخت‌شان بازگشتند و خوابیدند.

به مرغداری‌ها رفتند و حتا با عزم جزم توانستند افغان‌ها را بیرون بیندازند و خودشان مشغول کار شوند، اما متاسفانه مرغ‌ها با اتباع بیگانه همدست بودند و هر روز فقط به‌خاطر چند ساعت دیر شدن غذایشان برضد جوانان ما قدقدهای بی‌شرمانه و هتاکانه به راه انداختند. آن‌ها هم ناچار شدند برای کنترل اوضاع تعدادی از مرغ‌ها را تنبیه کنند و بخورند که باز هم با دریغ و درد با توطیه صاحب مرغ‌ها اخراج شدند. این جوانان شایسته هم اکنون دست یاری به سوی شما دراز کرده‌اند. نگذارید عده‌یی بیگانه باعث دلسردی و فرار مغزهای این جوانان بشوند.

این نماینده مجلس همچنین گفت: علاوه بر اینکه اتباع بیگانه بازار کار را به دست گرفته و جامعه ما را فلج کرده‌اند آن‌قدر روی‌شان زیاد شده که گاه و بیگاه تقاضای حقوق هم می‌کنند. انگار همین که کارها را گرفته‌اند، کافی نیست!

بعد آقای وزیر آمد و گفت: محترما ما کاره‌یی نیستیم. وقتی این مرزهای بی‌صاحب باز است، خوب، می‌آیند. باز هم نباشد می‌آوردن‌شان. موردی داشتیم که کارگرهای افغان را از آن طرف مرز با تیروکمان پرت می‌کردند این‌طرف مرز! البته ما متوجه شدیم و به نیروی انتظامی گزارش کردیم و آن‌ها این تیروکمان‌ها را گرفتند. عکس‌اش هم در سایت‌ها موجود است!

از طرفی، این وزیر آموزش‌وپرورش هم که سر خود قول داده کسی از مهر جا نماند. دانش‌آموزان هم که لابد پدر و برادر دارند که باید خرج‌شان را بدهد. همین باعث نمی‌شود اتباع بیگانه به طمع تحصیل و کار بیایند ایران؟ چرا به او چیزی نمی‌گویید؟

حالا هم به جای گیر دادن به من بروید قانون‌هایی تصویب کنید که ما بتوانیم پوست صاحب‌کارانی که اتباع بیگانه را استخدام می‌کنند بکنیم. این‌طوری به صورت طبیعی هم ما و هم شما به اهداف‌مان میرسیم.

بعد از صحبت‌های وزیر، نمایندگان به این نتیجه رسیدند که وزیر هم رویش زیاد شده و به جای سرکار گذاشتن جوانان می‌خواهد کار مجلس را بیهوده زیاد کند. برای همین به او کارت زرد نشان دادند!

**

اما من تا حدودی با نماینده‌های مجلس ایران موافقم. ما تا اینجا جای خیلی از ایرانی‌ها را تنگ کرده‌ایم. اگر سال‌های گذشته را حساب نکنید در همین دو سه سال اخیر یک فرصت شغلی خیلی بزرگ را از چنگ میزبان‌های‌مان درآورده‌ایم. همین کار در شرکت بزرگ و بین‌المللی فاطمیون را می‌گویم. در این شرکت  که هر روز وسعتش بیشتر می‌شود هزاران نفر مهاجر افغان با حقوق و مزایای شگفت‌انگیزی مشغول به کارند. حتا دیده شده، کودک چهارده ساله ما هم پایش را در کفش این فرصت شغلی فرو کرده و جای جوانان جویای کار ایرانی را گرفته است. شرایط کار در این شرکت هم بسیار عالی و مطابق استندردهای جهانی است. خیلی زود می‌توانید بازنشسته شده و به‌صورت افقی به زیر خاک برگشته و برای همیشه در جای بسیار خوبی استراحت کنید!

من توصیه‌ام به هموطنان عزیز این است که وقتی در کشور خودتان هم همین شرایط کاری (حالا با معاش کمتر) وجود دارد چرا جای نیروی کار کشور دوست و همسایه را می‌گیرید و باعث دلخوری می‌شوید؟

پیشنهادی هم برای مسوولان کشورم دارم. حالا که کشته و شهید شدن هموطنان‌مان آرزوی شما! و بسیاری از شهروندان کشور است، به جای تلف کردن سرمایه‌های ملی و خارجی در راه توسعه اقتصادی و کشاورزی و این جور چرندیات، یک سربازخانه بزرگ ملی راه بیندازید و با تربیت و صادرات جنگجو به جهان، مشکل کار را یک‌بار برای همیشه حل کنید.

گزنه/ طنز راه مدنیت

نویسنده: فرشته حسینی

۲ نظر

برای درج نظر اینجا کلیک کنید

  • مطالب بانو حسینی را زیاد می‌خوانم.
    طنز پردازی‌ست ماهر و بسیار توان‌مند. در قالب‌ طنزهایش، مطالب زیبایی را می‌گنجاند.
    این نوشته‌اش هم مانند سایرین قشنگ، آموزنده و جذاب بود.

  • خیلی زیبا و حرف حساب از این دست طنزها را بیشتر بنویسید
    و سخن دیگر با مدیر سایت لینک دانلود کتاب “سلام مرجان” پروین پژواک اگر در اختیار دارید لطفا در سایت قرار دهید