مصون نبودن حریم خصوصی چه تاثیری در شکل‌گیری شخصیت دارد؟

به همان اندازه که از حق مصونیت و احترام به حریم خصوصی افراد صحبت می‌شود به همان اندازه کشورهای بزرگ، شرکت‌ها و دولت‌ها، چه قوی و چه ضعیف هر کدام به‌قدر ضرورت و توان‌شان این حق بنیادی کشورهای زیردست و همچنان اتباع خودی را زیر پا می‌گذارند. پیشرفت‌های تکنالوژی و دسترسی شرکت‌های بزرگ دیجیتال تقریبا تمام خصوصیات و اطلاعات افراد این حریم را هر روز کمرنگ‌تر می‌سازد.

جایی که قدرت، سرمایه و منافع سرمایه‌داران باشد حریم خصوصی‌یی وجود ندارد. علاوه بر دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ غول‌های دنیای دیجیتال دسترسی افراد به خصوصیات افراد دیگر از راه فیسبوک، انستاگرام، گوگل و … هم خطر بزرگی برای تهدید حریم خصوصی افراد به شمار می‌رود.

در مقاله زیر بخشی از اثرهای ناگوار و مخرش تجاوز به حریم خصوصی افراد را از نگاه روانشناسی تحلیل می‌کنیم.

الف) تجاوز به حریم خصوصی و اثرهای ناگوار آن در شکل‌گیری شخصیت افراد:

 به محض آنکه شخص دیگری بدون خواست و اجازه شما به حریم خصوصی شما داخل می‌شود اثر آن بالای شما چنین خواهد بود:

  • شما دیگر قادر نخواهید بود نظریات و عقایدتان را مسقلانه شکل دهید و بیان کنید.
  • شما دیگر قادر نخواهید بود حالات حسی و روانی تان را ازادانه بروز بدهید.
  • شما دیگر قادر نخواهید بود همان طوری که هستید و می‌خواهید در اجتماع ظاهر شوید.

و این به‌خاطری‌ست که شما نمی‌توانید قدم‌های آزادانه و بدون هراس را بردارید که برای شکل دادن مستقلانۀ نظر و عقیده و بروز حالت حسی و روانی نیاز است. در چنین حالت حس ناامنی و عدم داشتن کنترول بر اوضاع، شخص مجبور می‌شود نظر و عقیده  خود را مطابق معیارهای پذیرفته‌شدۀ همان اجتماع مشخص عیار سازد. این کار به کم شدن شخصیت‌های مستقل در اجتماع می‌انجامد و در کنار اینکه شخصیت افراد را محدود و متضرر می‌سازد جامعه را نیز به سمت فقر اندیشه و شخصیت‌های متفاوت سوق می‌دهد و در نتیجه با رکود فکری مواجه می‌سازد. این‌جاست که فرد در مقابل جامعه محو می‌شود و فردیت‌ها از بین می‌روند.

ب) محدودیت‌های ناشی از دخالت، نقض و تجاوز به حریم شخصی در زندگی افراد

 مثلا نتوانید روابط نزدیک با کسانی ایجاد کنید و یا هم در عرصه‌های مختلف اجتماعی نظر به تقاضای آن وضعیت مشخص عمل کنید و بتوانید طوری که می‌خواهید و یا طوری که ایجاب می‌کند در اجتماع سهیم شوید. پس تجاوز به حریم خصوصی فرد از یک‌سو شخص را در شکل‌گیری شخصیت مستقل‌اش محدود می‌سازد و از طرف دیگر در برقراری روابط شخصی و حد و حدود صمیمیت و نزدیکی‌اش به اشخاص و روابط مختلف. مثلا شما نسبت به همکارتان یک حد معین در دادن معلومات نسبت به خودتان دارید. با دوست صمیمی حد دیگری و با شریک زندگی حدی دیگر. تجاوز به حریم خصوصی شما این مرزها را می‌شکند و حق تعیین این حدومرز را از شما سلب می‌کند. طوری که همه ما شنیده‌ایم هستند کسانی که می‌گویند من چیزی برای پنهان کردن ندارم. هر چه هستم مثل آیینه شفاف است و همه می‌توانند ببینند. اینجا من با مثال‌های عملی می‌آیم تا ثابت کنم که چنین گفته‌هایی اشتباه‌اند و با چنین گفته‌ها نمی‌شود داشتن حریم خصوصی برای افراد را غیرضروری یا اضافی دانست.

فرض کنید ما حریم خصوصی فردی را که چنین ادعایی دارد برداشتیم، حال این شخص چگونه می‌تواند بدون هراس از قضاوت‌ و داوری اجتماع، نظر و عقیده خود را مستقلانه شکل بدهد و ابراز کند؟ حال این شخص چطور می‌تواند رابطه‌های متفاوت با درجات نزدیکی متفاوت با اشخاص مختلف داشته باشد؟ اینجا مفاهیمی مثل دوست دور و نزدیک و همراز و همدم و … دیگر معنا پیدا کرده نمی‌تواند. حال بیایید فرض کنیم به حریم خصوصی کسی تجاوز شده، اما خود آن شخص از این مساله هیچ اطلاعی ندارد، برای شما که از این موضوع مطلع هستید محدودیت ایجاد می‌شود. شما هر جا و هر لحظه خودتان را هم در معرض چنین خطر احساس می‌کنید و این حس شما را در شکل دادن شخصیت مستقل‌تان محدود می‌کند. البته جمع قضاوت‌های مردم در مورد آن شخصیت شفاف که هم بر شما بی‌اثر نخواهد بود.  این حس بی‌اعتمادی در اجتماعات از روابط نزدیک و صمیمانه بین افراد نیز می‌کاهد. چون شخص با نزدیک شدن به دیگری حس از دست دادن کنترول حریم خصوصی خودش را پیدا می‌کند و دوری و سردی را بر نزدیکی و صمیمیت ترجیح می‌دهد. برداشتن حریم شخصی حتا اگر به خواست خودی شخص هم باشد بر خودش و دیگران اثر منفی دارد. چون یکی از بنیادی‌ترین حقوق انسانی همین حق داشتن حریم خصوصی و متقابلا احترام به حریم خصوصی دیگران نقض می‌شود.

در نتیجه، مصوونیت حریم خصوصی تأثیر مستقیم روی روان فرد و اجتماع دارد و عدم مصونیت حریم خصوصی افراد یک اجتماع تأثیر مخرب بالای شکل‌گیری یک اجتماع سالم صمیمی و با ایده‌ها و نظریات متفاوت دارد.

منبع:

بخش تحلیلی این مقاله برگرفته از پایان‌نامه یک دانشجوی روانشناسی از یکی از دانشگاه‌های کشور هالند است که خلاصه بخشی از پایان‌نامه به اجازه خود دانشجو از زبان هالندی به فارسی ترجمه شده، اما به درخواست این دانشجو از بردن نام و مشخصاتش خودداری گردیده است.

ن. سلطانی

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید