دستگیری یک جاسوس ایران/ مسوولان چرا سکوت می‌کنند؟

جمهوری اسلامی ایران بارها به حمایت از طالبان و تروریزم در افغانستان متهم شده، ولی پیوسته این اتهام‌ها از سوی سفارت ایران مقیم کابل و مقام‌های مسوول ایرانی رد گردیده است.

اینکه برخی  کشورهای همسایه‌ در امور داخلی کشور ما همیشه تمایلی به مداخله داشته‌اند، جای هیچ تردیدی نیست، ولی شوربختانه گسترش ناامنی و بی‌ثباتی نیز همیشه از سوی همسایه‌های ما مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفته است.

در آخرین مورد گزارش‌ها از جنوب کشور حاکی است که یک شهروند ایرانی به اتهام فعالیت‌های ضد امنیت ملی کشور دستگیر شده است.

مقام‌های محلی ولایت قندهار گفته‌اند که یک شهروند ایرانی را به اتهام جاسوسی بازداشت کرده‌اند.

ضیا درانی؛ سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت قندهار گفته که یک شهروند ایرانی در حوزه ششم شهر قندهار به اتهام تلاش‌های جاسوسی بازداشت شده است.

این فرد که به شکل قاچاقی از مرز هرات وارد افغانستان شده، وظیفه‌اش تهیۀ تصاویر و نقشه‌هایی از اداره‌های دولتی برای انجام حملات انتحاری از سوی طالبان و تروریستان بوده است.

اینکه فرد مظنون تاکنون در فعالیت‌های تخریب‌کارانه‌اش توفیقی داشته یا خیر هنوز جزییاتی در دست نیست. اما آنچه مسلم است این است که جمهوری اسلامی ایران پیوسته در تلاش گسترش ناامنی در کشور بوده و گروه‌های تروریستی به‌خصوص گروه طالبان از حمایت‌های تسلیحاتی، مالی و صحی ایران برخوردار بوده‌اند. حتا گفته می‌شود خود و فامیل‌های برخی از رهبران و قمندانان طالبان در ایران زندگی مرفه دارند.

این اولین مورد نیست که جاسوسان ایرانی برای تخریب امنیت ملی کشور ما دستگیر می‌شوند که پیش از این نیز شماری از افغان‌ها به اتهام فعالیت‌های جاسوسی و ضد امنیت ملی به دستور نهادهای امنیتی ایرانی، دستگیر شده بودند.

اگر یک ارزیابی صورت گیرد شاید بیش از ده‌ها تن به اتهام دست داشتن به حملات انتحاری، ماین‌گذاری، فعالیت‌های ضد امنیت ملی با حمایت جمهوری اسلامی ایران در زندان‌های کشور خوابیده باشند.

اما آنچه بیش از هر چیز دیگر مایه تاسف است، سکوت مسوولان نهادهای امنیتی و دفاعی و مسوولان ارشد دولتی ما در برابر این همه تخریب‌کاری‌های جمهوری اسلامی ایران است.

از فرستادن بچه‌های مهاجر افغان به جنگ‌های نیابتی ایران و عربستان در سوریه تا کمک‌های مالی، نظامی و خدماتی به طالبان، کمک به حمله‌کنندگان انتحاری، ماین‌گذاری و انواع فعالیت‌های تخریب‌کارانه امنیتی دیگر در گوشه گوشه مملکت، مواردی‌اند که همه‌روزه به حمایت مستقیم نهادهای امنیتی ایران صورت می‌گیرند. بنابراین مقام‌های مسوول نهادهای امنیتی و مقام‌های ارشد دولتی بیش از این منتظر چه هستند تا لب گشوده حرفی بزنند.

در زمان زعامت آقای کرزی نیز چندین بار از مداخله‌های ایران در امور امنیتی کشور گزارش‌های منتشر شد. چون او مبالغ مشخص و هنگفتی را به نام مصارف دفتر ریاست جمهوری از آدرس جمهوری اسلامی ایران دریافت می‌کرد، نمی‌خواست بگوید که همسایه بالای چشم‌ات ابروست.

اما رهبری حکومت وحدت ملی که سیاست‌های خارجی‌اش را در پنج حلقه بر مبنای احترام متقابل تعریف کرده بود، حالا حاضر نیست در همین حلقه اول کاری کند که دست همسایه از خون و جان فرزندان این خاک حتی‌المقدور کوتاه گردد. ممکن افغانستان نیت عمل بالمثل یا توان اجرایی‌اش را نداشته باشد، ولی دست کم صدایش را که بلند کرده می‌تواند.

سکوت سران نظام در برابر دست‌درازی‌های ایران در امور امنیتی کشور ما سوال‌برانگیز و در تضاد با منافع ملی و امنیت ملی ما قرار دارد.